لطفاً تا بارگذاری کامل صفحه منتظر بمانید ...


آرامش  
کاربران آنلاين در اين تاپيک:
1 Guest(s)
آغاز کننده: غریب آشنا
ارسال ها: 14
بازديد ها: 509

ارسال پاسخ 
 
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
 
رتبه موضوع:
آرامه های گمشده ما
سه شنبه ۲۷ بهم ۱۳۸۸, ۱۱:۱۳ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: سه شنبه ۲۷ بهم ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴ صبح توسط غریب آشنا.)
غریب آشنا
عضو همراه
***

ارسال‌ها: 104
تاریخ عضویت: دو شنبه ۰۶ اسف ۱۳۸۶
تشکرها : 35
( 260 تشکر در 74 ارسال )
RE: آرامه های گمشده ما (ان الانسان خلق هلوعا )

در قرآن در مورد یکی از روحیات انسان آمده است که انسان حریص و هلوع خلق شده است.
(ان الانسان خلق هلوعا )
هلوع به مفاهیمی اشاره دارد. خلاصه اش اين دو معناست :
يكى حريص و يكى كم طاقت و غيرصبور,
انسانى كه نه طاقت و تحمل ثروت و رفاه زياد را دارد ،
نه تاب و تحمل فقر زياد را دارد
یعنی نه مى تواند در بى چيزى خودش را حفظ كند و نه مى تواند در عين دارايى و مكنت تعادلش را حفظ كند و حرص هم دارد ((ان الانسان خلق هلوعا)).


هلوع معنايش اين است و اما 2 آیه بعد از این آیه آمده است (و اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخير منوعا ) که مى تواند هلوع را توضیح دهد و هم مى تواند خودش مضمون مستقل باشد.
(و اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخير منوعا )
مى فرمايد از خصوصیات انسان اینه که اگر شرى, مصيبتى به او برسد داد و فريادش بلند مى شود و جزع وفزغ مى كند.
و اگر چيزى به او برسد و منعم بشود كارش به اطراف برسد آنموقع هم خودبزرگ بينى در او غالب مى شود و دچار كبر و نخوت و سپس تجاوز و تعدى به حقوق ديگران و كوچك شمردن ديگران مى شود و اين يكى از صفات بد انسان است و يكى از روحيات بد انسان به شمار می آيد .



حالا با توجه به آیات فوق اگر انسان اينگونه است پس آيات ديگر قرآن با مضامین دیگر چه می گویند:
قرآن كه مى فرمايد: ((ولقد خلقناالانسان فى احسن تقويم))
انسان را در بهترين حالات و ارزشمندترين محتوى آفريديم.
پس انسان هلوع است يا ((ولقد كرمنا بنی آدم))
خداوند بر سر بنى آدم تاج كرامت قرار داده و آيات فراوان ديگر, ما ترديدى نداريم كه انسان احسن مخلوقات و ترديدى نداريم كه گل سرسبد موجودات است و ترديدى نداريم كه خداوند مى نازد به اين مخلوق پيچيده و مهم و پر اسرارش و آثار حكمت الهى در انسان به وفور وجود دارد در تك تك سلولهاى انسان كه صحبت از ميلياردهاست هر سلولى اسرار و حكمت هايى دارد اين انسان, انسان موجود بدبخت وفاسد نيست اما اين صفات را كه خداوند مى فرمايد چيست؟
اينها بسيار مهم است اگر تفسير اين آيات موازى با هم ديده شود يك نكته اساسى اينجا روشن مى شود و آن اينكه:
خداوند در وجود ما براى تكامل, رشد و كمال يك استعدادها و منابع عظيم بى پايانى گذارده و عمده انسان هم همين استعدادهايش است و ارزش عالى انسان در اين استعدادهائى است كه خداوند به او داده و مى تواند تا مقام قرب الهى پيش برود و آنچنان پرواز كند كه بال و پر جبرئيل هم بسوزد اگر بخواهد او را همراهى كند آنچنان پرواز كند كه نمونه اى خدايى مى تواند از وجود انسان بيرون آيد در اينها ترديدى نيست ولى همين انسان هلوع و حريص هم هست ما تفسير محكم تر هلوع را حريص مى دانيم انسان حريص هم هست.

كار مهم آفرينش اين است كه اين استعداد را در ما قرار داده و ما را هدايت كرده تا اين استعداد بى پايان را در مسير تكامل فى سبيل الله و راه خداوند بكار بريم,
اين حرص اگر در مسير درست قرار گيرد و بال پرواز انسان به لاينتهى بشود آن انسانيت واقعى ما خودش را نمايان مى سازد ((ولقد كرمنا بنى آدم)) تحقق پيدا مى كند و ((لقد خلقناالانسان فى احسن تقويم)) نيز محقق مى شود

ولى همين استعداد بى پايان و حرص و آز اگر در مسير اشتباه, استفاده از حقوق ديگران, تنگ كردن ميدان و فرصت ديگران, تجاوز به حقوق ديگران و زياده خواهى از حقوق و حدودى كه خداوند براى او تعيين كرده, قرار گيرد آن انسان در مسير شيطان است و همان روايتى كه سراغ حضرت آدم آمد و همان گرفتارى كه شيطان براى انسان بوجود آورد اينجاست كه اغواگرى شيطان نقش اساسى دارد . روايت حضرت آدم(ع) به دنبال اغواگرى شيطان تحقق پيدا مى كند.
براى حضرت آدم سجده كردن تبديل مى شود به حرصى كه به شجره ممنوعه تجاوز مى كند و از ميوه اى كه نبايد استفاده بكند, استفاده مى كند و شيطان بر او مسلط مى شود و گرفتار مسير تنزل مى شود.و سقوط مى كند كه نمونه سقوط بزرگش حضرت آدم است كه در قرآن به هبوط تعبير مى شود و از بهشت الهى به زمين پرگرفتار وارد مى شود.


بنابراين مسئله حرص را را باید بسيار جدى گرفت.
اين حرص مى تواند در مسير تكامل انسان براى نقدكردن استعدادهاى بى پايان انسان مورد استفاده قرار بگيرد كه اين با ((احسن تقويم)) و ((كرمنا بنى آدم)) و اينها سازگار است
و اما این حرص مى تواند انسان را به طرف جهنم و خلود در آتش پيش ببرد كه اين همان شقاوت است كه خدا مى فرمايد ((ما شما را آفريديم)), ((انا هديناكم السبيل اما شاكرا و اما كفورا))

پس اين انسان شناسى, اين روانشناسى انسان اين جامعه شناسى, اين بحث مهم فلسفى و جهان بينى به نكته بسيار ظريفى مى رسد كه مربوط به خود ما است كه از اين استعدادهاى خداوند چگونه استفاده كنيم.اخلاق اسلامى متكفل اين است كه انسان را هدايت كند, راهنمايى كند كه در مسير درست از نعمتهاى الهى بهره بگيرد و كفران نكند ((اما شاكرا و اما كفورا)) اين كفران انتخاب بسيار, بسيار بدى است كه متاسفانه سراغ خيلى ها می آيد.امروز جوامع بشرى هم از لحاظ مرزى, هم از لحاظ اجتماعى داخلى و هم از لحاظ بين المللى گرفتار اين مصيبت بزرگ حاكميت حرص و ولع و آز ناموزون, نامشروع و انحرافى شده اند.

گزیده ای از تفسیر آیه 19 سوره معارج
آفلاین نقل قول این ارسال در پاسخ
آگهی
جمعه ۳۰ بهم ۱۳۸۸, ۱۰:۰۴ صبح
بی دل
عضو فعال
****

ارسال‌ها: 331
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ مرد ۱۳۸۸
رتبه: 12
تشکرها : 331
( 577 تشکر در 244 ارسال )
RE: آرامه های گمشده ما

[تصویر: Taki.jpg]

وقتی که درکوچه های او

قدم میزنم

اومرامی بیند بیشترازهمیشه

به من نزدیک میشود

نزدیکتر ازهمیشه

مرامی پذیرد

باطهارت

پاکتر ازهمیشه

درکوچه های او هوا معطر و پاک است

ومن ریه هایم را

باتنفس هوای پاک عشق

زیر آسمان فطرت پرمیکنم



همه آرزوهایم را

همچون مشتی خاک

به دست بادمی سپارم

و رگهای سبزم رابه

ریحان های بلند گره میزنم

من کوزه های خالی آبم را

از اشکهای باران پرمیکنم

و آنگاه که در عبادت او گم میشوم

قلبم چون حنجره چکاوکی می تپد

واشکهایم به شوق دیدنش جاری

من درشبانه روز

بارها وبارها

ازکوچه کائنات عبورمیکنم

واو رامی بینم

میبینم.....

باچشم دل.

بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
آفلاین نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ani
چهار شنبه ۰۵ اسف ۱۳۸۸, ۲۱:۴۳ عصر
بی دل
عضو فعال
****

ارسال‌ها: 331
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ مرد ۱۳۸۸
رتبه: 12
تشکرها : 331
( 577 تشکر در 244 ارسال )
RE: آرامه های گمشده ما

[تصویر: w_chamran85_07.jpg]

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه باران تهمت ودروغ و ناسزا را عليه من سرازير كردي، تا در ميان طوفان‏هاي وحشتناك ظلم و جهل و تهمت غوطه‏ور شوم، و ناله حق‏طلبانه من در برابر غرش تندرهاي دشمنان و بدخواهان محو و نابود گردد، و در دامان عميق و پرشكوه درد، سر به گريبان فطرت خود فرو برم. و درد و رنج علي را تا اعماق روحم احساس كنم، علي بزرگ، علي نمونه، علي مظهر اسلام و عنايت و عبادت و محبت و ايمان و عشق و تكامل، كه با تمام عظمتش، و با تمام درخشش خيره‏كننده‏اش، بيش از هر كس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت، و بيش از هزاروچهارصد سال تاريخ، و هزارها عبرت روزگار، هنوز هم هجوم تبليغات شوم طاغوتيان در اذهان اكثريت مسلمانان باقي نمانده است و شخصيت بي‏همتاي اين نمونه روزگار براي ميليون‏ها بشر ناشناخته مانده است.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و «ناخالصي»هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏هاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روي زمين و نفس كشيدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پي ببرم و موجوديت خود را حس كنم.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه تو مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و «خواستني»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بي‏مقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم. دردها، تهمت‏ها، ظلم‏ها، فشارها، و شكنجه ‏ها را با سهولت تحمل كنم.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي، تا گاه‏گاهي از دنياي ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبينم و جز «بقاء»ي تو چيزي نخواهم، و بازگشت از «ملكوت اعلي» براي من شكنجه‏اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.

خدايا! اكنون احساس مي‏كنم كه در دريايي از درد غوطه مي‏خورم، در دنيايي از غم و حسرت غرق شده‏ام، به حدي كه اگر آسمان‏ها و زمين را و همه ثروت وجود را به من ارزاني داري به سهولت رد مي‏كنم، و اگر همه عالم را عليه من آتش كني، و آسماني از عذاب بر سرم بريزي و زير كوه‏هاي غم و درد مرا شكنجه كني، حتي آخ نگويم، كوچكترين گله‏اي نكنم، كمترين ناراحتي به خود راه ندهم، فقط به شرط آنكه ذكر خود را، و ياد خود را و زيبايي خود را از من نگيري، و مرا در همان حال به دست بلا بسپاري، به شرط آنكه بدانم اين بلا از محبوب به من رسيده است تا احساس لذت كنم، و همه دردها و شكنجه‏ها را به جان و دل بخرم، و اثبات كنم كه عزت و ذلت دنيا براي من يكسان است، لذت و درد دنيا مرا تكان نمي‏دهد و شكست و پيروزي مادي در من تأثيري ندارد.

خوش نداشتم و ندارم، كه دوستانم و بزرگان به خاطر دوستي و محبت از من دفاع كنند، و مرا از ميان طوفان بلاي حوادث نجات دهند، خوش نداشتم كه رحمت و شفقت دوستان و مخلصين را برانگيزم، و از قدرت معنوي و مادي آنان در راه هدف مقدس خويش استفاده كنم.

اما هميشه مي‏خواستم كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه‏اي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ مي‏خواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بكشم. مي‏خواستم در درياي فقر غوطه بخورم و دست نياز به سوي كسي دراز نكنم، مي‏خواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم، مي‏خواستم ميزان حق و باطل باشم، و دروغ‏گويان و مصلحت‏طلبان و غرض‏ورزان را رسوا كنم، مي‏خواستم آن‏چنان نمونه‏اي در برابر مردم بوجود آورم كه هيچ حجتي براي چپ و راست نماند، و طريق مستقيم، روشن و صريح و معلوم باشد، و هر كس در معركه سرنوشت، مورد امتحان سخت قرار نگيرد و راه فرار براي كسي نماند.

اما هميشه آرزو داشتم اگر دوستانم مي‏خواهند از من دفاع كنند، به خاطر حق دفاع كنند، نه به خاطر محبت و دوستي، اگر به هدف من علاقمندند، به خاطر طرفداري از حق باشد، نه رحم و شفقت به دوستي دل‏سوخته و رنج‏ديده كه احياناً كسب قلب او ثواب داشته باشد.

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.

خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‏اي است.

خدايا! ارشادم كن كه بي‏انصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي‏احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.

خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل طوفان‏ها هستم، به من ديده‏اي عبرت‏بين ده، تا ناجيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.

خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند مي‏دهم كه مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهي.

خدايا! مي‏خواهم فقيري بي‏‏نياز باشم، كه جاذبه‏هاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغاي كشمكش‏هاي پوچ مدفون نشوم.

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

خسته ‏ام، پير شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس مي‏كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي‏كنم، و مي‏خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.

خدايا! به سوي تو مي‏آيم، از عالم و عالميان مي‏گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده.
آفلاین نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : غریب آشنا
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: