دخالت اطرافیان و لجبازی و در راهروی طلاق.راهنماییم کنید؟
باسلام و تشکر از سایت عالیتون. من و همسرم هردو28 ساله و فوق لیسانس و کارمندیم. و هم دانشگاهی بودیم. 3سال میشه ازدواج کردیم. و حدود 1سال هست که همسرم درخواست طلاق داده است. و اونم بخاطر دخالت خانواده خودش که منجر به دعواشد و در نهایت لجبازی و درخواست طلاق. یکبار که درخواست طلاقش باطل شد. گویا به قول خودش هزینه کارشناسی نداده بود و دوباره پرونده جدیدی شروع کرد. خانواده من ساکن شهردیگه ای هستند و بخاطر کارم که انتقالی گرفتم در شهر شوهرم ساکن هستم و در این یک سال هم ماباهم عادی زندگی کردیم. و روابط زناشویی و باهم غذا میخوریم و غیره عادی زندگی کردیم و فقط مواقعی که برگه احضاریه آمده دعوامون شده است. میدونید من شخصیت وابسته ای دارم یعنی همش دوست دارم محبت کنم ولی وقتی محبتی از طرفم نبینم ناراحت میشم. ولی شوهرم آدم بی خیالی هست. که علت به اینجا رسیدن زندگیمون بیخیالی زیاد ایشون و حساسیتهای من هست البته حساسیت از دید شوهرم. شوهرم حتی نمی توانست به من محبت کند چون برادرش نمیگذاشت. و درجمع انواع تحقیر و بی احترامی به همسر م میکرد ولی من ناراحت میشدم و اینکه همسرم جواب برادرش را نمیداد علت دعوامون میشد. چون من که نمیتوانستم جواب بدهم. ضمنا ما با برادرشینا در یک خانه 2واحدی می نشینیم.و وقتی به برادرش گفتم در زندگی ما دخالت نکن. بدترین فحش ناموسی را داد ولی باز شوهرم عین خیالش نشد. من قراره از شهریور به شهرخودمان برگردم. چون خیلی خرد شدم این مدت.هروقت خاستم با شوهرم دیگه حرف نزنم این مدت نتونستم تحمل کنم.حالا میگه بهت میخام بهت بچه یادگاری بدم. میگه من بابات جنگ دارم وبا تو کاری ندارم بنظر شما من باید چیکارکنم؟ میدونم گه خونمون رو عوض کنیم مشکلاتمون حل میشه. ولی نمیشه. بنظرتون الان خوبه به یه نفر دیگه فکرکنم. خاستگار دارم.نمیخام بعدا عذاب وجدان داشته باشم. که تمام تلاشم رو برای حفظ زندگی نکردم. ولی شوهرم جز خانوادش حرف کسی رو قبول نداره. آدم خوبی هست ولی کلا بیخیاله. من هم اهل خیانت نیستم. چون میدونم شوهر دوم مثل شوهر اول نمیشه چیکارکنم؟