دلم گرفته به راهنماييون احتاج دارم تا اروم شم
سلام دوستان
من شوهرم خيلي خوبه خداروشكر همه جوره به خانوادم احترام ميزاره و دوسشون داره به منم همينطور اگه ناراحت يا دلگير باشم واقعا نارحت ميشه هر كاري ميكنه كه حالم خوب شه
اما من از چيزي الان يكم ناراحتم كه نمي خوام بهش بگم چون نمي خوام ناراحتش كنم
پدرش توي 6 سالگي فوت كرده و يك خواهر داره كه ازدواج كرده و شهرستانه و اونم خيلي خوبه اصلا تا حالا ناراحتم نكرده و خيلي دوسم داره
يه مادر كه هيچكيو جز اين دو تا بچه نداره كه اونم واقعا خوبه وقتي هست نمي ذاره دس به سياه و سفيد بزنم مادرشوهرم الان شهرستانه پيش خواهر شوهرم اما جمعه مياد تهران پيش ما قبل از اينكه بره يك ماه پيش ما بود و قراره با ما زندگي كنه البته در سال 1-2 بار 2-3 ماهي ميره پيش دخترش من الان يكم دلم گرفته كه استقلالم كم ميشه البته اون به هيچ عنوان دخالت نميكنه تو كارامون و كم توقع هم هست من نمي خوام اين دلگيريمو شوهرم بفهمه ولي از ديروز كه فهميدم مي خواد بياد رفتم تو خودم اينقدر فكر كردم كه سر درد دارم از طرفي هم با خودم ميگم اين زن به سختي بچه هاش رو بزرگ كرده وقتي اينقدر خوبه اگه من تنهاش بزارم بعدا سرم مياد
- - - Updated - - -
اگه ميشه به منم جواب بديد