چطور بدون بالارفتن توقع دیگران میتونم با آنها تعامل کنم و چه رفتاری در مقابل تقلید دیگران داشته باشم ؟
من دو تا مشکل بزرگ دارم که واقعا دارم ازشون اسیب میبینم که تو توضیحاتم بهش اشاره میکنم
من در برخورد با افراد همیشه بهترین رفتار ممکن رو دارم چه در کلام چه در عمل همیشه ادب و متانت و لبخند همیشگیم باعث جذب افراد میشه ..همیشه سعی ام اینه که بهترین تعامل رو با افراد داشته باشم بهترین برخورد بهترین طرز صحبت و بهترین رفتار. همیشه رفتارم جوری بوده که حتی افراد غریبه در اولین برخورد متوجه مهربانی و گذشت و ارامش من میشن .
ولی برای من این رفتارم مشکلات زیادی ایجاد کرده معمولا افرادی که با من کار میکنن یا دوستانم از من فقط انتظار مهربانی دارن اگر عصبانی بشم بیشتر به چشم میاد و هیچ وقت حق ناراحت شدن و عصبانیت رو برای من قائل نیستن. درحالی که هیچ وقت برای تعامل با من کسی گذشت نمیکنه یا رفتار مهربان نشون نمیده واضح بگم من همیشه برام اهمیت داشته با هر کسی برخوردی داشته باشم اون شخص از من و رفتارم رضایت داشته باشه ولی دیگران اینطورنیستن و انتظار من رو توقع بیش از حد یا حساسیت بیش از حد من میدونن.
با خیلی از دوستان صمیمیم بعد از سالها قطع ارتباط کردم فقط به خاطر اینکه از من انتظار گذشت، مهربانی و برخورد همیشه خوب رو دارند در حالی که خودشون هیچ کدوم ازین خصوصیات رو ندارن هیچ وقت به من حق نمیدن که ازشون شاکی باشن یا از رفتارشون انتقاد داشته باشم .درحال حاضر هنوز من رو بهترین دوست و بی ایراد ترین دوست خودشون میدونن چون هیچ وقت ناراحتی هایی که ازشون داشتم رو بهشون نگفتم و یکباره لبریز شدم از ناراحتی ..در محیط کارم هم همیشه به همین صورت بوده که باعث شده از من توقع بیجا داشته باشن .
با افراد چطور باید تعامل کرد که هم اصل همکاری در کار و احترام دو طرفه در دوستی رعایت بشه هم شان و منزلت خود فرد حفظ بشه هم توقع بیجا از من ایجاد نشه ؟
در کل چون ادمی هستم که به شدت به ارامش داشتنم اهمیت میدم و این ارامش رو واقعا نیاز دارم شخصیتی دارم که تا جای ممکن با کسی وارد جنگ و دعوا نمیشه سعی میکنه موقع به وجود امدن مشکل ، قضیه رو حل کنه، سعی میکنه خیلی چیزا رو نادیده بگیره ولی این خصوصیت باعث میشه توقع افراد از من بالا بره و انتظار حل و فصل مشکل و کوتاه اومدن رو همیشه از من داشته باشن و امان از موقعی که مشکل حل نشه و با لجبازی و پروو بودن طرف مقابل ادامه پیدا کنه دیگه صبرم لبریز میشه و عصبانیت و ناراحتیم رو نشون میدم ...
مشکل دوم من اینه که
متاسفانه متاسفانه الگوی خیلی از افراد هستم همیشه بین فامیل ، دوستانم و حتی خانواده، من از کودکی الگوی خاصی بودم هنوز هم بعد از سالها برای خیلی از دخترهای فامیل و حتی والدینشون نوع لباس پوشیدن و سلیقه پوششی من ، ادامه تحصییل یا مشغول کار شدن من، انتخاب های من، علایق و تفریحات من و ... مورد توجه هست حتی بعضی از افراد فامیل برای انتخاب رشته با من مشورت میکنن و حتی اگر کوچکترین علاقه ای به رشته ای نداشته باشن رشته ای رو انتخاب میکنن که من بگم بهش علاقه دارم و رشته خوبیه ! البته این مشکل من یعنی الگو قرار گرفتن من فقط در ارتباط با دخترهاس... شاید باور نکنید اگر من افتادن در چاه رو یه قسمت خوب برای زندگی خودم بدونم ممکنه یه عده تلاش کنن حتما تو چاهی که من خوب میدونم بیفتن.
من از تقلید بیزارم ولی میبینم تمام ایده هام تمام علایقم تمام سلایقم که شاید کاملا هم تک باشن خیلی راحت توسط بقیه دخترها تقلید میشه حتی نوع حرف زدن و تکه کلام هام! یادم میاد دوران دبیرستان هم به همین صورت بود به خاطر نوع مقنعه ام دوست داشتم یه طرز خاصی(که البته یه ایده خیلی ساده بود) مقنعه سرم کنم فقط و فقط برای راحتی بیشترخودم نه اینکه دنبال مدل خاصی باشم که این نوع پوشیدن مقنعه در عرض دو هفته تا اخر 4 سال تحصیلم مد شده بود تو مدرسه مون.
بین دوستانمم همینطور بعد از یه مدتی کسی که همراهم هست سعی میکنه مشابه من بشه.چه در حرف زدن چه در لباس پوشیدن یا حتی نوع جمله بندی هام نوع علایقم در زمینه های مختلف یا حتی نوع ارایش صورتم بارها بارها دیدم که دخترهای اطرافم تمام خصوصیات من رو با جزییات تکرارش میکنن حتی افراد غریبه ..
شاید این موارد چندان مهم نباشه ولی وقتی تک بودن ایده و نظر مهم باشه تقلید باعث میشه ایده ی من هم به چشم نیاد.یا حتی برای کسی که سطحی به قضایا نگاه میکنه به نظر بیاد من دارم شخصیت کسی دیگه رو تقلید میکنم! یا حتی به صورت ناخواسته من تو هر زمینه ای که فکرش رو کنید رقیب کسی محسوب بشم..
از حالت رقابت گونه سر هر مسئله ای تعجب میکنن واقعا موندم در این جور مواقع چه رفتاری رو باید نشون داد ؟ من دوست ندارم تو هیچ موردی از کسی تقلید کنم و واقعا هم بدم میاد کسی سعی کنه جز به جز رفتار ، شخصیت ، علایق . ترجیحات من رو تقلید کنه..
بعضی وقتا بین گزینه های موجود برای ارامش بیشتر دوست دارم بدترین گزینه رو انتخاب کنم حتی اگر بهم ضرری وارد بشه تا بلکه انتخابم مورد توجه هیچ دختری قرار نگیره دوست دارم تو دنیای خودم غرق باشم تا نبینم دختری فقط به خاطر تقلید از من به زور وارد حریم شخصی من شده و سعی میکنه تمام ایده ها، تفکرات، علایق، تفریحات و... من رو برای خودش برداره..
باید چی کار کنم ؟ بارها سعی کردم نسبت به این اتفاقات بی تفاوت باشم ولی من روحیه جنگنده ندارم نمیتونم سر چیزی که خودم ابداعش کردم یا واقعا حق من هست با کسی جنگ و جدل و بحث راه بندازم ..ولی لجبازی درونم هم اجازه نمیده خیلی راحت علایقم و سلایقم و ایده هام رو واگذار کنم به کسی دیگه تا تصاحبش کنه ..
دوست ندارم از ظاهر تا نوع رفتار ، برخورد، انتخاب ها، تفریحات، درس خوندن و کار کردن ، یادگیری و ... به شدت زیر ذره بین باشم و ریز بیننانه بررسی بشم و بعدا تکرار تمام این موارد رو در یه نفر دیگه ببینم . خسته شدم از بس رفتار عجیب و زننده از هر کسی دیدم بدون اینکه خودم و روحم خبر داشته باشه که اون شخص من رو رقیب خودش میدونه ...
شاید این مشکلات خیلی ابتدیی باشه ولی استرس و اضطراب زیادی بهم وارد کرده چون علاوه بر اینکه برای خودم تقلید قابل قبول نیست ، ندانسته و ناخواسته تو خیلی از موارد رقیب خیلی از افراد شدم که تمام تلاششون رو برای ضربه زدن بهم و متوقف کردنم میکنن شاید علت رفتار همیشه خوب من با افراد همین باشه چون میدانم اکثر مواقع یک رقیب تو همه زمینه ها حساب میشم و رفتار طرف مقابلم هم همیشه حالت حذف رقیب بوده .
پس سعی ام همیشه این بوده که به طرف بفهمونم من کاری به کار کسی ندارم! .. از اینکه افراد با خشم و غضب و کینه بهم نگاه میکنن حتی کسایی که نمیشناسمشون خسته شدم دلم نمیخواد هیچ وقت دیده بشم .. دوست دارم تو دنیای خودم تنها باشم من کاری به کسی ندارم ولی همیشه همه به کارم کار دارن ..
منو راهنمایی کنید ایرادات رفتاریم رو بشناسم و بتونم مشکلاتم رو حل کنم .