به خواستگارى كه در حال شناخت همديگر هستيم دروغ گفتم
سلام دوباره، بعد از مدتها برگشتم با مشكلات عديده و جديد... تورو خدا كمك كنيد چون آبروم در خطره، قضيه اينه كه من در مورد شغلم به آقايى كه در حال شناخت همديگه هستيم دروغ گفتم، چون اون لحظه به هيچ وجه فكر نمى كردم كه اين رابطه جدى بشه و بهشون گفتم كه كارم تدريسه و با يه گروه خاصى كه از نظر آموزشى حرفه اى هستند كار مى كنم، دليلش اين بود كه آقاى مورد نظر بسيار بسيار موفقه در حرفه خودش و من نميخواستم جلوش كم بيارم، ولى واقعيت اينه كه كار من هيچ ربطى به رشته اى كه درش درس خوندم نداره و شغل سطح بالايى هم نيست، يعنى دارم توى يه فروشگاه كار مى كنم اونم فقط واسه اين كه مخارجم تامين بشه، الان به مرحله اى رسيدم كه رابطه تقريبا جدى شده و ازم خواسته بشناسيم همديگه را تا بتونيم در مورد ازدواج تصميم بگيريم......
الان نميخوام و نميتونم به دروغى كه گفتم اعتراف كنم، و دلم ميخواد فقط از كارم استعفا بدم تا بيشتر از اين ضايع نشم و بگم به خاطر درسم مجبور شدم كارمو رها كنم، اما مخارج تحصيلم سنگينه و مطمئن هم نيستم اين رابطه به ازدواج ختم شه، اون هم تقريبا بو برده كه من انگار يه چيزى رو پنهان مى كنم، نميدونم چطور يواش يواش براش جا بندازم كه دليل دروغم چى بوده تا از من متنفر نشه، يه دروغ بچه گانه گفتم و از عذابش دارم مدام كابوس مى بينم