-
فریب پسر
پدر و مادر دختری که دختر دارای مشکلاتی مانند دیوانگی است ( همه این رو قبول دارن که دختره مشکل داره ) رو بدون اطلاع پسری که به خواستگاری او آمده(بدون شناخت قبلی دختر و پسر) به عقد او در آورده اند. حال که یکسال از عقد میگذرد و پسر همان ابتدا فهمید که دختر مشکل دارد، دختر اصرار به طلاق دارد ولی پدر و مادرش با تمام زرنگی به عبارتی سعی در انداختن دخترشان به پسر دارن و اصرار بر عروسی دارن و می گویند اگر قرار است دخترشان طلاق بگیرد باید مهریه او را بدهید. ضمنا در تمام این مدت یکسال پسر فقط دو بار دختر را دیده ( در شهر دیگری زندگی می کنند) و هر دو بار دختر خشونت آمیز برخورد کرده و اقدام به فحاشی نموده است و در تمام این مدت هیچ گونه محبت و ابراز علاقه ای به پسر نکرده و روی خوش نشان نداده است و از همان اول هم گفته من به اجبار پدرم ازدواج کردم. حال با این وضعیت پسر چیکار کنه؟!!!!
-
سلام
اولا این آقا پسر کی هست؟ اگه خودتونین لطفا از افعال اول شخص استفاده کنین و اگه برای کس دیگه ای دارین مشاوره میگیرین بهتره از خودش بخواین که تاپیک باز کنه
دوم اینکه اون آقا پسر مگه چشم و گوش و فکر نداشت؟ اگه انقدر رفتارهای دختر بارزه چطور تو مدت آشنایی (هرچقدر هم کوتاه) متوجه نشده. بالاخره این پسر بوده که به خواستگاری دختر رفته، اینکه میگین پدر و مادر دختر اون رو به عقد پسر درآوردن و ... خیلی یک طرفه است. یکبار دیگه مشکل رو بدون جانبداری و با جزئیات بیشتر بنویسید، مخصوصا نشانه های بیماری دختر که خود پسر دیده، نه اون چیزی که همه میگن!
-
اولا که شما چیکار دارید این آقا پسر کی هست. چرا درگیر مسائل حاشیه ای می شوید؟!!!
دوما این این آقا پسر با این دختر همشهری بودن و خانواده ها از قبل هم رو میشناختن و این پسر به اصرار پدرش به خواستگاری دختر رفته و خانواده دختر اجازه هیچ گونه آشنایی رو ندادند و به زور پسررو کشوندن شهرشون و دختر شونو عقد کردن( پس یک طرفه بوده) و شاید بشه اسمشو کلاهبرداری گذاشت!
سوما اینکه میگید اون آقا پسر مگه چشم و گوش و فکر نداشت؟ یکسال از این موضوع گذشته و حرف زدن درمورد اون فایده ای نداره و الآن باید به فکر حل مشکل بود نه دنبال گذشته.
چهارما در مورد مشکل این دختر نمونه هایی میگم: یکبار( 3 روز بعد عقد) این آقا پسر با دختر داشته حرف میزده که به یک باره دختر گلوی پسر رو میگیره و می خواسته خفش کنه، یک شب 25 بار به گوشی بابای پسر زنگ زده و حرف های غیر معقول زده و فحاشی کرده، آبروی پسر رو در بین همشهریانش برده و روی پسر عیب گذاشته، بار دوم و آخر که پسر دختر را دیده و به خانه شان رفته دختر داد می کشیده و میگفته من طلاق میخوام ولی پدرش گفته تو غلط میکنی باید عروسی بگیری، از همون اولم مدام به خانواده پسر زنگ میزده و میگه اگر عروسی کنیم وبیایم شهر شما آبروتونو میبرم و دنیا رو رو سرتون خراب میکنم.( از کاراش مدرک هایی (فایل صوتی و فیلم) در دست خانواده پسر هست)
من فکر میکنم از اول خانواده دختر قصد فریب داشته و به دنبال پول و اخاذی از پسر بوده اند.
-
جواب به این سوال که خودتون هستین یا شخص دیگه اونقدر مشکل نبود که بخواین به این صورت جواب بدین! توی این تالار نظر سنجی نمیشه کرد برای همین معمولا سوالات باید مشخص و برای اول شخص باشه، کسی هم شما رو نمیشناسه که برای شما مهم باشه، از طرف دیگه موضوع تاپیکتون به شکلیه که بعید میدونم غیرمستقیم به نتیجه برسه، بهر حال امیدوارم جوابی که میخواین رو بگیرین
در ضمن الان متوجه شدم که شما قبلا سوالتونو مطرح کردینو بهتون جواب هم داده شده بود، دوباره مطرح کردنش به صورت دیگه مشکلی رو حل نمیکنه