چهارشنبه 13 مهر 90, 11:44
با اين كارهايي كه خانمتون انجام داده توزندگي اعتماد را كامل از بين برده . ظاهرن هم هيچ تلاشي براي اعتمادسازي نميكنن .به نظر من ازشون جداشيد
چهارشنبه 13 مهر 90, 11:36
به نظر من شما هم مثل خودشون باهاشو ن رفتار كنيد .قطع رابطه نه ولي روابطتونو با خانمهايي كه با تون رفتار خوبي ندارن كمتر كنيد .
در مورد انتقاد از رفتارشون پيش شوهرتون نظر شخصيم اينه كه بهتره تاحدي به...
چهارشنبه 30 شهریور 90, 08:37
مينا جان براي رابطه بايداز لحاظ روحي آماده باشي آرامش داشته باشي تا بتوني لذت ببري واينو بگم اصلا درد نداره فقط بايد آماده باشي رابطه جنسي بخش مهمي از زندگي زن وشوهرهاس واونا را خيلي به هم نزديك...
یکشنبه 27 شهریور 90, 11:54
مينا جان به نظر من الان كه دانشجو شدي خيلي سخته بخاي به بچه دار شدن فكر كني تو درمان وتغيير راتازه شروع كردي بذار يك سالي بگذره هم درمانت كامل ميشه وهم تواين مدت سبك سنگين ميكني ببين ميتونيد...
سه شنبه 22 شهریور 90, 08:59
اگه از اول به خاطر مساله به اين كوچيكي خانواده هاتونا را درگير نكرده بودي حرمتها شكسته نميشد واين مشكلات به وجود نميامد
مگه آمدن جاريت به عيادت بابات چقدر مهم بود كه به خاطرش اين كارها را انجام بدي...
دوشنبه 21 شهریور 90, 09:36
خانم عزيز فقط اينو بهتون بگم كه هركسي را از چيزي محدود كني بدتر به سمتش كشيده ميشه
اگه كسي اهل كاري باشه هر چه قدر هم كه كنترلش بكني كار خودشو ميكنه .
با اين كارا شوهرت احساس ميكنه بهش اعتماد...
دوشنبه 14 شهریور 90, 11:09
به نظر من اين كارو نكنيد با اين كار همسرتون ممكنه بد عادت بشه .بذاريد براي پيدا كردن كار وساختن زندگي تلاششو بكنه من با اين كار شما به شدت مخالفم شما كه هنوز با هم زير يك سقف زندگي نكرديد كمك كردن...
دوشنبه 14 شهریور 90, 10:10
مينا جان مگه تصميم نگرفتي تغيير كني ولي بازم حرفاي قبليتو ميزني( به خانواده من توجه نميكنه با خانواده خودش گرم وصميميه و.... )
تو فعلن بايد رورفتارات كاركني تو بايد تغيير كني تا اونم تغيير كنه...
یکشنبه 13 شهریور 90, 08:41
مينا جان الان از نظر روحي ورواني يك مقدار شرايط خوبي نداري افسرده شدي اضطراب داري تغيير با اين شرايط امكانپذير نيست
اولين مرحله براي تغيير زندگيت اينه كه آرامشتو بدست بياري و به سلامت روح وروانت...
چهارشنبه 19 مرداد 90, 10:59
عزيزم رابطه جنسي بخش مهمي از زندگي زناشوييه . نياز جنسي تو مردها خيلي بيشتر ار زنهاست .همانطور كه دل عزيز گفت اين نياز شوهرت سركوب شده علت پرخاشگريشم ميتونه همين مساله باشه . كتاب رازهايي درباره...
سه شنبه 18 مرداد 90, 12:35
مينا جان رفتار شوهرت از اول ازدواج با تواين طور بوده ؟ نميدوني علت اين سردي وبي علاقگيش چيه ؟ تا حالا ريشه يابي كردي ببيني آخه چرا باتو اين طوري رفتار ميكنه؟چه خواستهاي داشته كه براورده نكردي؟
سه شنبه 18 مرداد 90, 10:00
سلام مينا جان قبولي دكترا را بهت تيريك ميگم همچنين خريد خونه را .ايشااله كه هميشه موفق باشي.:104:
مينا جان چرا اينقدر مايوسي شدي . مطمئنن هر مشكلي راه حلي داره. هر فردي يك قلقي داره .
اينقدر...
سه شنبه 18 مرداد 90, 09:50
سلام مي مي جان
به نظر من بهتره به چند تا متخصص زنان خيلي خوب ومعروف مراجعه كني واز همشون نظر بخاي
اگه اكثرشون ميگن عمل كني بهتره ، خوب عمل كن خدا را شكر خوش خيمه و جاي هيچ نگراني نيست فقط سعي كن...
دوشنبه 10 مرداد 90, 14:20
به نظر من اگه واقعا همچين طرز فكري داري وشغل اون باعث ميشه خجالت زده بشي باهاش ازدواج نكن
به نظر من زن وشوهر بايد به همديگه افتخار كنن نه اينكه باعث خجالت هم بشن
معياراتو مشخص كن ببين شغل...