یکشنبه 27 فروردین 91, 15:45
یاسا جان واقعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ازت ممنونم:46:
نه بخاطر تعریفایی که ازم کردی ؛
ینی جامعترین جواب ممکن بود که میتونستی بهم بدی ،خیلی عالی و خوب و کامل گفتی
من اقدام به...
یکشنبه 27 فروردین 91, 00:53
فرمایش شما ایوب متین؛ مخصوصا اون قسمتش که گفتی نباید به اون آقا چیزی بگم! البته حرفات کاملا منطقیه!
ولی از نظر احساسی ، حس میکنم نیلوفر منو بهتر درک میکنه چون تو شرایطش بوده !
پنجشنبه 24 فروردین 91, 15:47
نیلوفر من خودم هم نظر تو رو دارم،ترجیح میدم صادقانه همه چیز رو بگم ولی توی مطالب روانشناسی خووندم که نباید هر حرفی زده بشه و میخواستم بدوونم که اینم جز همون حرفاس؟! و ضمن اینکه مطمئن نبودم که اگه بگم...
یکشنبه 20 فروردین 91, 14:10
دوست عزیز من متخصص نیستم ، ولی الان که قبح این کار براش ریخته ، هم تو فهمیدی هم خانوادش خیلی
میدون براش باز تره!
عقدۀ جنسی چیزی نیست که براحتی درمان بشه ... اون از این کار لذت میبره و منع...
یکشنبه 20 فروردین 91, 13:56
شما که هیچی، جون سالم به در بردی ؛
بیچاره اون شوهرش، فکر کن اگه بفهمه چقــــــــــــــــــــــــــدر داغون میشه!
جمعه 18 فروردین 91, 15:21
از همتون ممنونم:43:
الان واقعا اون آدم برای من تموم شده ، حس میکنم یه نفر بوده تو زندگیم که دوسش داشتم و حالا مُرده !
این ناراحتم میکرد و میکنه که به احساسات و عواطفم خیانت شده ، و پای کسی به...
جمعه 11 فروردین 91, 12:52
ممنون از تعریف ماجرای دوستت ؛ بعد از 6 سال واقعا خیلی خیلی سخت تره
منم الان احساس میکنم که واقعا ارزش اینهمه اشک ریختن رو نداش ولی خب حذف یه آدم از زندگیمون مث مرگش
میمونه ؛ اونم واقعا برای من...
پنجشنبه 10 فروردین 91, 17:22
لطفا سرزنشم نکنید ... قبول دارم اشتباه کردم ، و اشتباهم بیشتر این بود که روی احساساتم
بیشتر از عقلم تکیه کرده بودم ! من خیلی دوسش داشتم و قطع یکبارۀ رابطه بهم آسیب میزد ،
من تو دورۀ بدی بودم...
پنجشنبه 10 فروردین 91, 03:22
الان حال بهتری دارم
ولی خب احساس میکنم زمان نمیگذره ...
اشتباهاتم زیاد بودن ...خیلی هم زیاد!
ازشون درس گرفتم به قیمت یه تجربه تلخی ...
سعی میکنم به خودم برسم و ریکاوری کنم خودمو! ولی...
چهارشنبه 09 فروردین 91, 22:10
خیلی درد دارم ...
خیلی...
اشتباه کردم یه نفرو کردم همه زندگیم که با رفتنش زندگیمو پوچ ببینم:302:
چهارشنبه 09 فروردین 91, 02:18
:302:
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟!
چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر
به راحتی...
شنبه 05 فروردین 91, 21:54
مریم جان این قسمت از اتفاقات از 12 بهمن تا 19 اسفند سال 90 بوده! همه چیز در عرض
یه ماه برای من خراب شد!البته برای اونا ظاهرن زودتر از اینا بوده!
کنار اومدن باهاش خیلی سخته...خیلی سخت! یا اینکه...
شنبه 05 فروردین 91, 18:20
مقاوم ...؟!:223:
اومدم اینجا همۀ حرفامو زدم که یه کم آرووم شم
و الا چیز راحتی نیس که کسی که تو چشمات نگاه میکرده و میگفته دوستت داره ، همۀ ابعاد زندگیت
بوده ؛ یهو بدترین بلاها و نامردیایی که...
شنبه 05 فروردین 91, 15:48
ضربۀ سنگینی بود و تجربۀ تلخ !
رابطۀ ده ماهه ای که به پای من دو سال نوشته شد ، دو سالی که هیچ شب عیدی نداش !
رابطه ای که تمام احساساتم و عشقم رو خرج کردم و حتی از جسمم هم مایه گذاشتم و اینطور...
شنبه 05 فروردین 91, 15:26
سلام ،
من همون sefidstar هستم
http://www.hamdardi.net/thread-20345-page-2.html
http://www.hamdardi.net/thread-20881.html
http://www.hamdardi.net/thread-21305.html
داستان اینطوری ادامه پیدا کرد...