پنجشنبه 17 فروردین 91, 13:01
ممنون از دوستانی که نظردادن باید بگم منی که نگران آبروی خودمم مطمئن باشید حتی راضی نیستم آبروی دشمنمم بره .
در ضمن من اصلا نگفتم قصد دارم دروغ بگم یا آبروی کسی رو ببرم وفقط از خدامیخوام که من...
دوشنبه 14 فروردین 91, 23:00
سلام sareh .s
متاسفم که تجربه ای روکهمن هم داشتم رو تجربه می کنی منم مثل تو یه دوست صمیمی داشتم که برام مثل خواهر بود اما بعد از پایان تحصیل دبیرستان اون رفت دنبال کار و کلی دوروورش شلوغ شد ودیگه...
دوشنبه 14 فروردین 91, 22:00
ممنون مسافر زمان اما نام کاربریم اسم وفامیل واقعیم نیس همون یه بار که اسم واقعیمو گفتم بس بود برای هفت پشتم همون یه بارم دیونگی کردم وگرنه منی که همیشه همه رو منع می کردم و چه به این کارا ان شاالله...
دوشنبه 14 فروردین 91, 17:45
سلام ویداجان وممنون از راهنماییت
مساله که باعث شده که من نگران باشم این است که طرف مقابلم درهمین زمان کم نه تنها ازمن خواستگاری کرده بلکه بارها گفته که می خواهد به دیدنم به شهرمان بیاید البته هربار...
یکشنبه 13 فروردین 91, 20:11
با سلام دختری 22ساله هستم که تنبلی وبی نظمی مراکلافه وسردرگم کرده تا جایی که به همه چیز زندگیم شک کرده وکوشه گیرومنظوی شده ام ودچار افسردگی و متعاقب آن بیماری جسمانی ومشکلات فراوان دیگر دچار شده ام...