دوشنبه 20 شهریور 91, 06:42
خیلی قشنگ بود خیلی خیلی
بابای منم همیشه میگه دیرو زود داره اما نشد نداره واقعا همین طور بوده .
راستی بچه ها برید چین و چروک روی پیشونی باباتون رو بشمرید!
بابای من 4 تا چین و چروک روی پیشونیش...
یکشنبه 05 شهریور 91, 06:56
سلام
بچه ها من خیلی ساکتم تا حدی که توی یه جمعی که هستم اون جمع رو هم ساکت می کنم همه به من می گن تو چقد ساکتی ؟من قبلا (10 سال پیش)خیلی اهل حرف زدن و بحث کردن (در باره همه چی از دین گرفته تا اشپزی...
پنجشنبه 19 مرداد 91, 19:03
ببخشید اگه این نوشته باعث ناراحتی تون شد ولی خودم هم با اشک این نوشته رونوشتم:302: و دو دل بودم که روی سابت بزارم اما خیلی دلم گرفته بود واقعا پدرم منتظر لبخند و نگاه مهربون من هست .:72:
چهارشنبه 18 مرداد 91, 13:32
باباجون
موهای سفیدت چقد قشنگه
دستای آفتاب سوختت چقد قشنگه
صورت اصلاح نکردت چقد دوست داشتنیه
پاهای لاغر و بازوهای ضعیفت چقد خوبه
چشای قشنگت با عینک دیدنیه.
قربونت برم که هنوزعابر بانک نداری و...
دوشنبه 09 مرداد 91, 18:49
سلام
من الان 3 هفته اس که دارم میرم سر کار البته کارم زیاد به رشتم مربوط نیست با ارباب رجوع سرکار دارم و با یه پرتال که اونجا کار می کنن و من هم باید با اون کار کنم و کارم بیشتر ورود اطلاعات و صدور...
پنجشنبه 18 خرداد 91, 06:53
.
از خدا خواستم غایب باشم تو کلاس گناهکارا. وقتی خدا لیستشو میاره حاضر غایب کنه من غایب باشم. اسم منو بخونه و هیچکس نباشه بگه حاضر . تو کلاس جامونده ها از زندگی غاپب باشم. جلوی اسمم یه علامت غ بذاره...
دوشنبه 15 خرداد 91, 07:34
کار چه واژه مقدسی کار یعنی صبح زود بیدارشدن کار یعنی شبا دیر خوابیدن کار یعنی خواب توی اتوبوس کار یعنی حرف درشت از دیگران شنیدن کار یعنی دلت زخمی بشه از حرف های دیگران کار یعنی خسته بشی انگار با یه...
یکشنبه 14 خرداد 91, 08:33
دیشب داشتم به کارهایی که تا حالا انجام دادم فکر میکردم
کاراموزی توی بانک 2ماه
ادامه تحصیل
به کار تابپ توی به شرکت بزرگ بعد از سه ماه تموم شدن قراردادوبیکارشدن
یک ماه کار توی سرشماری
کار توی یه...
چهارشنبه 10 خرداد 91, 08:54
سلام
بهت تبریک می گم داری یه هدیه خوب از خدا میگیری یه فرشته خوشکل .
من ازدواج نکردم و شاید نتونم تو رو درک کنم .اما ما هم یه عروس داریم و خدا رو شکر خیلی هم خوبه من از دید خونواده شوهر می خوام یه...
سه شنبه 09 خرداد 91, 19:51
سلام
یه چند وقتیه تقریبا 3ماه همش میخندم. قبلا خیلی بدعنق بودم و حتی توخونه و حتی با خواهرامم بگو بخند نداشتم و معمولی بودم اما الان اینقد میخندم و حرف میزنم که همه از دستم کلافه شدن. خودم می فهمم...
سه شنبه 02 خرداد 91, 18:09
سلام
من وقتی این نوشته رو خوندم واقعا جا خوردم مثل یه دوست خواستم یه چیزی برات بنویسم .تو ام مثل همه دخترای دیگه حتما تا این سن زدواج نکردی که یه مورد خوب برات پیش بیاد و یه زندگی خوب و خوش رو...
یکشنبه 24 اردیبهشت 91, 23:42
ممنون از همفکریتون کار خوب همینه که بهش ایمیل نزنم حتی یه ایمیل عمومی . اگه قسمت باشه حتما یه نفرمثل اون یا حتی بهتر از اون تو زندگی من پا میزاره.:227:
اگه درگیر احساسات بشم دراومدن ازش خیلی سخت...
پنجشنبه 21 اردیبهشت 91, 08:08
بابام اهل پز دادن بچه هاشه تا بچه مدرسه ای بودم پز می دادکه بچه ام درسشون خوبه و ال وبل و بچه های درس نخون فامیل و نصیحت می کرد که درس بخونید درس خوبه برا ایندتون خوبه . تا دانشگاه قبول شدم پیش دوست...