چهارشنبه 20 شهریور 87, 14:07
دانه ی عزیز
از مطالب زیبات ممنون
توی یکی از نوشته هات از زن بزرگ و قدرتمندی صحبت کردی که لازم دیدم یه زندگی نامه ی کوتاهی رو از ایشون ارائه بدم تا بلکه بتونه راهگشای ادامه راه زندگی مون در برابر...
چهارشنبه 13 شهریور 87, 13:54
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از دست حسود چمنش
سه شنبه 12 شهریور 87, 18:00
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه های راز شد
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحا ن کن چند روزی درصیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
گر تو این انبان ز نان خالی...
سه شنبه 12 شهریور 87, 14:37
مهر یزدان ره گشا...
دانه...
تاپیک قبلیت رو مشاهده کردم اما ظاهرا شما روی راه ی دیگری پافشاری داری
به نظر من هم شما برو و با او باش .ولی قبلش این پیشنهاد من رو با خودت مرور کن:
اگر همین فردا...
سه شنبه 12 شهریور 87, 12:20
گریه ی شام و سحر شکر که ضایع نگشت
قطره ی باران ما گوهر یک دانه شد
نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
حلقه ی اوراد ما مجلس افسانه شد
منم از تکرار حرفای مکرر خسته ام به نظرم خودت به...
سه شنبه 12 شهریور 87, 12:18
شبها که میچرخد نسیمی گیج
در آسمان کوته دلتنگ
شبها که می پیچد مهی خونین
در کوچه های آبی رگها
شب که تنهاییم با رعشه های روحمان تنها ضربه های نبض میجوشد
فروغ
دوشنبه 04 شهریور 87, 21:53
نمی خوام تند روی کنم اما با توضیحاتت(که زن با کمالاتیه و...نشان از علاقمند بودنته) به نظر من 70-80 % قصور از طرف تو و چراغ سبز های خواسته یا شاید هم کاملا نا خواسته ات بوده و کاملا مطمئن باش که...
پنجشنبه 31 مرداد 87, 17:27
ستاره خانوم سلام
یادم کوچکتر که بودم(البته خیلی کما یه ذره قبل)وقتی میخواستیم وارد پار ک بشیم اول یه ورودی ازمون میگرفتن بعد میزاشتن وارد بشیم و از امکانات موجود حداقل دیدن یا استفاده کنیم ...
پنجشنبه 31 مرداد 87, 14:07
با سلام
جدای از بحث این سریاله مورد بحث(که من به انتظار بازی پولاد کیمیایی می بینمش) باید به عرضتون برسونم:
این حس ناسیونالیستیه شما اقای گرد افرید قابل احترامه
اما...
یه چیزی که به نظر رسید...