پنجشنبه 22 فروردین 92, 13:49
دوست عزیز بنظرم باید مشکلتون اساسی حل بشه
این موضوع مهمه اگه حل نشه تبدیل به خاکستر زیر آتیش میشه
دوشنبه 12 فروردین 92, 11:20
بنظر منم از رو عصبانیت بوده
موقع عصبانیت عقل آدم کار نمیکنه که چی درسته چی غلط
اینارو به دل نگیر
پنجشنبه 26 مرداد 91, 21:03
منم با نظر راحیل کاملا موافقم وقتی میگین فعلا شرایط ازدواج ندارین چه لزومی داره به این آینده نامعلوم و بلاتکلیفی تن بدین
مطمئنا در آینده برا هر دوتون موقعیتهای بهتری وجود خواهد داشت
ادامه این رابطه...
پنجشنبه 19 مرداد 91, 15:37
ملاک انتخاب اول خلق و خوی طرفه بعد ظواهر
ظاهر یه چیز نسبیه
گیلدای عزیز موفق باشی:72:
چهارشنبه 18 مرداد 91, 12:34
سلام ترانه جان
با این اوصاف که همسرتون این حرفارو میزنه یعنی آب از آب تکون نمیخوره شاید خدای نکرده بدترم بشه
بهتره به یه روان پزشک مراجعه کنه
سه شنبه 17 مرداد 91, 13:08
چقد خوبه این تاپیک
وای خدایا خیلی بمن کمک میکنه مخصوصا گلنوش عزیز
نمیدونین چقد بمن تو کنترل رفتارام کمک بزرگیه
خیلی خوشحالم مشکلم به کمک این تاپیک حل میشه:227:
سه شنبه 17 مرداد 91, 12:42
سلام ترانه عزیز چقد خوب که همچین تصمیمی گرفتی
خوشحالم و برات آرزوی موفقیت میکنم دوست خوب و صبور من:72::46:
سه شنبه 17 مرداد 91, 00:16
چقد خوب که یکی منو دوست داره:43:
ممنون زهره جان:46:
سه شنبه 17 مرداد 91, 00:00
سلام من تازه عضو سایت شدم احساس میکنم هیچکی تو این تالار منو دوست نداره هیچکی منو محل نمیذاره
دوشنبه 16 مرداد 91, 15:00
دوست عزیز سلام
خیلی برام عجیبه اینهمه آدم تو زندگیشون مشکلات دارن اونوقت تو صرفا بخاطر حرف بی پایه و اساس دوستت داری به شوهر بیگناهت بی محلی میکنی:163:
چشم وهم چشمی و مقایسه خطرناکترین سم برا...
دوشنبه 16 مرداد 91, 13:12
عزیزم ناراحت نباش کاریه که شده به حرف همسرت گوش کن اگه بعد اینهمه بحث بری بهشون بگی مقصر تو بودی کار از این بدتر میشه,با پسر خودشون اینطور برخورد کردن با تو که دیگه گفتن نداره
نگران نباش خونواده...
دوشنبه 16 مرداد 91, 11:44
یاغیش عزیز سلام
عزیز تو که خودت فهمیده ای و میدونی دلیل رفتار ایشون بخاطر شکست تو زندگیشونه و بحران روحی که دارن پس نباید به دل بگیری
اصلا و ابدا توهین های خواهر شوهرت رو با تو توهین جواب نده درکش...
یکشنبه 15 مرداد 91, 23:20
خدای من
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد
چون تو را در دلم دارم نه در دنیا
یکشنبه 15 مرداد 91, 23:14
سلام رز صورتی عزیز خوش اومدی:72:
بنظر من از اینکه خونوادت همچین شرطی رو گذاشتن که اول سربازی بعد ازدواج کارشون واقعا عاقلانه س
مطمئن باش خیلی خیلی به نفع هردوتاتونه اینطوری مشکلات کمتر میشه وبعدا...
یکشنبه 15 مرداد 91, 18:47
رفته بودم خونه نامزدم که تو یه شهر دیگه س
تولدم بود از روز قبلش همه بهم تبریک میگفتن اما نامزدم انگار نه انگار منم تو دلم کلی ناراحت بودم اما به رو خودم نمیاوردمو الکی میخندیدم
با خودم گفتم حالا...
یکشنبه 15 مرداد 91, 15:36
رامای عزیز این نکته رو هم در نظر بگیر که اگه نخواد رسما اقدامی بکنه و دوباره بخوای رابطه رو باهاش شروع کنی و وسط راه دوباره ولت کنه چی میشه
شرایطو برا خودت سخت نکن
یکشنبه 15 مرداد 91, 15:12
امروز واقعا تنها بودم حوصله م سر رفته بود یه جورایی دلمم گرفته بود
یه لحظه داشتم به نامزدم فک میکردم که الان سرکار داره چیکار میکنه منو یادش هس یا نه
یه دفعه صدای اس ام اس اومد از جام پریدم دیدم...
یکشنبه 15 مرداد 91, 13:25
خالق من "بهشتی" دارد نزدیک زیبا و بزرگ و "دوزخی" دارد به گمانم کوچک و بعید و در پی دلیلی استکه ببخشد ما را...
یکشنبه 15 مرداد 91, 13:06
من برایت چه بخواهم زخدا؟
بهتر از اینکه خودش پنجره باز اتاقت باشد
عشق محتاج نگاهت باشد
خلق لبریز دعایت باشد
و دلت تا به ابد وصل خدایی باشد که همین نزدیکیست:72:
یکشنبه 15 مرداد 91, 12:52
دل سوخته عزیز فک نمیکنی یه کم زیاده روی کردی
با آرامش حرفتو میزدی هم خودت مشکلت حل میشد هم زن داداشت متوجه رفتار بدش میشد
البته برا تغییر رفتار و رعایت حد تعادل هنوزم دیر نیست
یکشنبه 15 مرداد 91, 12:45
تراته جان اشک منم در آوردی
صبور باش
تو که اینهمه گذشت وبزرگواری داری آروم باش تا بچه ها بتونن کمکت کنن
الان مطمئنم همه بچه ها باندازه تو ناراحتن و تلاششونو میکنن کمکت کنن