سه شنبه 29 مرداد 87, 09:11
سلام الینا جان:228:
تبریکات صمیمانه من را بپذیر عروس خانم:43:
ایشا.. خوشبخت بشی :203: و از این به بعد مطالبهات رو در قسمت آدمهای خوشبخت ببینیم:227::R:123:
سه شنبه 22 مرداد 87, 08:47
سلام
به نظر من همراه بودن خدا با بنده اش و بنده با خدای خود عین خوشبختی ست.
تو با خدای خود انداز کار دل و خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی , خدا بکند
سه شنبه 22 مرداد 87, 08:34
سلام طاهره جون ممنون ازلطفت
لحظات را طی کردیم تا به خوشبختی برسیم ,
رسیدیم و دیدیم خوشبختی همان لحظات بود!
سه شنبه 22 مرداد 87, 08:20
سلام شاد جون
همسرم همسایه کوچه پشتی مون بودند وخاله ی همسرم همسایه دیوار به دیوارمون بودند جالب اینجا ست که 9 سال همسرم اینها به خونه ی خاله شون میرفتند ومی آمدند و من همه اعضای خانوادشون رو دیده...
دوشنبه 14 مرداد 87, 12:45
یه چیز دیگه: منم شوهرم اینجوری بود اوایل سرو کله زدم باهاش بدتر شد. تصمیم گرفتم همون کاری که می خواد انجام بدم بعد از یه مدت که دید شدم آدم کوکی اش ناراحت شد و آزادم گذاشت دیگه برخوردی باهام نداره...
دوشنبه 14 مرداد 87, 08:53
یکشنبه 13 مرداد 87, 10:20
سلام
به نظر من بیکاری شوهرتون مهمترین عامل این مسئله ست .اصلی ترین کار پیدا کردن یه شغل واسه ایشونه باهاش همکاری کن . اگه یه کار پیدا کنه مطمئن باش وقتی خسته از سر کار برگرده دیگه توان دیدن این سری...