سه شنبه 26 شهریور 92, 15:36
راستش بیشتر اوقات بی دلیل بیرون می مونه تا 9-10 شب. حتی واسه خریدن یه چیز کوچیک 3-4 ساعت بیرونه. الان من تو خونه دست تنهام چون مامان بزرگم فوت کرده و مامانم اینجا نیست. بارها بهش گفتم چرا هر روز...
سه شنبه 26 شهریور 92, 08:25
سلام ممنون از جوابتون. راستش مامانم جرائت این کارو نداره تا یه کلمه سوال می کنه خواهرم شروع به پرخاشگری می کنه. با بابا هم که اصلا رابطه خوبی نداره و حتی بهش سلام هم نمی کنه. کلا با خیلی از آدمها...
دوشنبه 18 شهریور 92, 00:53
سلام به همه ی دوستان تالار. من واقعا به کمکتون نیاز دارم. خواهش می کنم از دوستانی که تجربه بیشتری دارن و کارشناسا کمکم کنین. :203:
مشکل در واقع مربوط به خواهر بزرگترم هست. خواهرم 37 ساله و...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 15:28
اون خانم یه شهر دیگه زندگی می کنه داداشم دو سه بار رفته اونجا خونشون و خانواده شو دیده. دختره هم با مامانش یه چند روزی اومدن خونه ی ما. مامانش گفت ما دوست داریم شما کاملا راضی باشین مخصوصا پدر...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 01:29
چرا فقط می بینین و چیزی نمی گین؟ ما وقت نداریم شنبه باید بریم. چرا کسی چیزی نمی گه؟ خوبه نوشتم اضطراری. اینم مثل بقیه تاپیکها:47: ممنون که انقدر همدردی و راهنمایی می کنین. دستتون درد نکنه. فقط هر کی...
دوشنبه 07 مرداد 92, 21:16
سلام. تاپیکهاتونو خوندم. همینطور موندم هاج و واج. دوست عزیز بر چه اساس اینطوری عجولانه تصمیم میگیری؟ واقعا موندم چی بگم. سر لج دوست دخترت که شوهر کرده تو هم می خوای نشون بدی می تونی زن بگیری. واقعا...
یکشنبه 06 مرداد 92, 16:41
کار خوبی کردی به مامانت گفتی. اصلا نیازی نیست بترسی. اولا که آدمهایی که زیاد هارت و پورت می کنن از درون خیلی هم ترسو هستن. بعدشم خودش می دونه اگه این کارو بکنه شما خیلی راحت می تونی ازش شکایت کنی....
یکشنبه 06 مرداد 92, 15:45
ممنون عزیزم. من نگفتم از خواهرم نفرت دارم من فقط بخاطر دروغهاش حرفهاش باورم نمیشه و غصه شو می خورم. همیشه نگرانشم که اشتباه کنه. ولی فکر کنم بهتره اول رو خودم کار کنم. امیدوارم بتونم حساسیتمو نسبت...
یکشنبه 06 مرداد 92, 15:38
خطت رو حتما عوض کن. خوب عکس هم که عکس بدی نیست ولی اگه بعدها توسط اون آقا قضیه عکس رو بفهمن خیلی بدتره چون میگی خانواده سنتی هستین. به نظر من موضوع رو حداقل به یه نفر بگو (اگه با داداشت راحتی به اون...
یکشنبه 06 مرداد 92, 01:29
امشب شب قدره اما من انگار زبونم قفله. نمی تونم چیزی از خدا بخوام. من بنده ی خوبی نبودم واسش هزار بار قول دادم خوب شم. برم سمتش اما بازم زدم زیر قولم. دلم می خواد بعضی ها رو ببخشم تو این شبها نمی دونم...
سه شنبه 01 مرداد 92, 17:15
سلام به همه ی دوستان. من اومدم از همه معذرت خواهی کنم:sad:. واقعا عصبی بودم اون چند روز ولی دلیل نمی شه تند صحبت کنم. من واقعا جز اینجا جایی واسه درد و دل و صحبت در مورد مشکلاتم ندارم. رفتم لباس...
سه شنبه 01 مرداد 92, 16:07
سلام Asemani عزیز. من اومدم معذرت بخوام بخاطر بد حرف زدنم و اینکه توی تاپیک تو مطرحش کردم. عصبی بودم خیلی زیاد:302: اما الان خوبم. عذاب وجدان دارم که انقدر بد حرف زدم با همه.
چهارشنبه 26 تیر 92, 16:42
سلام Eram عزیز امروز که نشد زود پاشم دیشب تا موقع اذان بیدار بودم بعد از نماز خوابیدم و باز ساعت 2 بیدار شدم. شبها نمی تونم زود بخوابم میترسم زود برم تو رختخواب باز فکرهای منفی بیاد سراغم واسه همین...
چهارشنبه 26 تیر 92, 04:17
این یکی دو روزه دو تا موضوع ناراحت کننده پیش اومد که باز حالم گرفته شد صبر کردم تا خوب شم بعد بیام بنویسم. سعی کردم رو خودم کار کنم که به اون مسائل فکر نکنم اما بعضی چیزها خیلی آزارم میده یکیش بابام...