چهارشنبه 26 تیر 92, 14:10
عزیزم منم سرکار بودم سرم شلوغ شد ببخش که نتونستم بازم جوابتو بدم برام بنویس رفتی خونه چی شد انشاالله خیر باشه
چهارشنبه 26 تیر 92, 09:53
مهناز عزیزم الان که آخرین نوشتتو خوندم باور کن بغض کردم واقعا درکت میکنم چون شبیه این دوران رو گذروندم و میگذرونم .خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی و ازش بی مهری ببینی دیشب منم با شوهرم بحثم شد...
چهارشنبه 26 تیر 92, 09:24
سلام مهناز جان
منم مشکلاتی شبیه تو دارم البته نه به این شدت اوایل از اینکه شوهرم زود به زود عصبانی میشد و پرخاشگری میکرد خیلی اذیت میشدم ولی تموم سعی خودمو کردم و الان
اخلاقش خیلی بهتر شده و...