دوشنبه 11 شهریور 92, 02:58
سلام.من یه دوستی داشتم وقتی اسم پسره رو پیش مامانش می آوورد مامانش حالش بد میشد خلاصه بعد از(3سال فکرکنم )مادره دختره راضی میشه پسره بیاد خونشون.الان مادره ،دامادشو بیشتراز دخترش دوس داره.همش به...
دوشنبه 11 شهریور 92, 02:33
واقعا؟به سلامتی.اما شماپسرا راحت کنار میایین .واسه منم دعاکنید حالم خوب شه.داغونم
یکشنبه 10 شهریور 92, 20:57
عزیزم الان حالت خوبه؟منم موقعیت های بدتر از تو هم داشتم تاجایی که فکرمیکردم وقت مرگه.اما گفتم بزار بیخیالی طی کنم ببینم چی میشه؟الان بهترنیستم اما یکم خوبم.خودکشی مال آدمای بدبخت ضعیف النفسه.اگه...
یکشنبه 10 شهریور 92, 20:46
سلام آقا حامد.امیدوارم الان حالت خوب باشه.من یه دخترم باید بهت بگم منم 5سال با آقایی در ارتباط بودم خانواده أش هم کامل در جریان بودن اما هرچی بهش میگفتم بیا خواستگاری کاری انجام نمیداد ماهم قهرهای...
سه شنبه 05 شهریور 92, 15:56
از نظرتون ممنونم.باید بگم با اینکه الان چند ماه از قطع ارتباطمون میگذره اماهنوز پریشون و افسرده و با تمام وجودم دوسش دارم دوس ندارم اینو بگم اما تاپیش دعانویس هم رفتم گفت باید برات اخراج از بدن...
یکشنبه 20 مرداد 92, 02:35
باز هم سپاسگذارم. خواستم این مطلب رو هم اضافه کنم .که با اینکه به وجود و دروغاش پی بردم باز فراموش کردن و راحت زندگی کردن برام فوق العاده سخته .الان که 3هفته کمتره که حتی یه اس ام اس و حتی خبری ازش...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 05:24
نمیدونم چی بگم.بهر حال خدا اجرتون بده بابت زحماتتون