سه شنبه 28 آبان 92, 23:22
نمی دونم...
شاید برا این که شکستن همه چیزایی که بهشون اعتماد کردی رو با جفت چشات ببینی و ببینی که فقط خدا می مونه . نه خانواده می مونه ، نه پول ، نه هیچی دیگه ...برا این که بهار هر چیو دیدی پاییزشم...
سه شنبه 28 آبان 92, 23:10
خب به دردشون نخوره عزیزم. به نتیجه کاری نداشته باش.
ضمنا آدما چرت و پرت زیاد می گن وقتی خرشون از روی پل می گذره.
جدی نگیر این قدر آدما رو عزیزم.
- - - Updated - - -
من نگفتم تعریف . گفتم...
سه شنبه 28 آبان 92, 23:07
یعنی بهشون لبخند بزن بدون این که جواب از اونا بخوای لبخند بزن چون خوبی خوبه و به این که هیشکی هم نیست برات هورا بکشه توجه نکن.
سه شنبه 28 آبان 92, 23:05
سلام پوه جونم.:43::43:
اولش باید بگم خوشحالم که بابات حالش بهتر شده.من دیگه نمی خواستم بیام این جا . اومدم این تایپکتو دیدم گفتم بهت بگم که این جوری نیست که شدت ناامیدیتو کسی درک نمی کنه.
پوه گلم...
پنجشنبه 16 آبان 92, 17:58
فکر نکنم ناراحت بشم...
عزیزم من نگفتم بابات قصد داشته به مامانت آسیب بزنه.
داشتم یه چیز دیگه می گفتم...
اگه چیزی گفتم که ناراحت شدی معذرت می خام.
درمورد این که دختر خوبی براشون بودی و هستی هم...
پنجشنبه 16 آبان 92, 16:26
عزیزم منم خانواده ام خیلی اذیتم کردن و حالا برای خودم این طوری حل کردم مسائل مربوط به اونا رو که می گم بین دوست داشتن کسی و وظیفه داشتن نسبت به کسی فرق هست. به خودم میگم من اخلاقا وظیفه دارم یه...
پنجشنبه 16 آبان 92, 00:40
فکر کنم از یه جایی به بعد آدم دیگه بعضی چیزها رو حس نمی کنه .
و این خیلی هم خوبه. چون زندگی راحت تر می شه.