دیروز خونش رفتم و ایشون گفتن.مسولیت کارش رو خودشو به عهده میگیره گفت بچه باید به دنیا بیاد.میگه گناه داره.و تو از من میخوایی ادم بکشم.بعدش گفت من هیچی ازت نمیخوام و اگه خواستی میتونی بری و تو جووونی...