جمعه 18 اردیبهشت 94, 14:05
اولش خیلی خیلی ناراحت بودم می خواستم یه طومار بنویسم اما وقتی تک تک پست های شما (به جز یکی دوتا پست که با روح و روانم بازی کرند) رو خوندم گریه م گرفت و الآنم آروم گرفتم ممنونم که هستید ممنونم...
جمعه 18 اردیبهشت 94, 00:27
جناب میثم
با خوندن پست تون خیلی ناراحت شدم الآن به حدی شدم که تمام تنم می لرزه
شما این جوری فکر می کنی من با صحبت کردن آروم می شم
ممنون بابت نگرانی تون لطفا دیگه این مدلی پست نزنید خیلی اذیت می...
پنجشنبه 17 اردیبهشت 94, 20:01
مینوش قضیه مادرم ! من کاری به زندگی مادرم نداشتم جلوی من دعواشون شده بود
من رفتم تو اتاق گوشامو نگه داشتم و زیر لب دعا می کردم که جیغ مادرم بلند شد اومدم دیدم بابام با دست و لگد به جونش افتاده بود...
چهارشنبه 16 اردیبهشت 94, 19:49
از حزب 41 تا آخر حزب 50
- - - Updated - - -
چرا عکس ارسال نمیشه ؟!!!!!!
چهارشنبه 16 اردیبهشت 94, 17:02
ممنونم دوستان خوبم...صدقه هم دادم... یهویی دلم خواست اینا رو بنویسم...طلب حلالیت که بد نیست...بعدشم نیست که غیر شما نازکش ندارم گفتم یه خورده خودمو واستون لوس کنم :))
ولی اینم بگم من که از یک ساعت...
چهارشنبه 16 اردیبهشت 94, 11:54
فکر کنم رفتنی ام !!! نصف شب حالم بد شد و چند شبیه که خواب های خوبی نمی بینم تعبیر خوبی هم نداره من الکی خواب نمی بینم اگر برنگشتم تو همین تاپیک واسم قرآن ختم بدید :))
خیلی ها رو اذیت کردم مخصوصا...
سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 23:43
سلام
واقعا آدم با خوندن قرآن به آرامش می رسه
حزب 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25
سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 20:04
سلام عزیزان دلم
یه خبر خوب !
امروز با پدرم آشتی کردیم یعنی من پیش قدم شدم با اینکه بابام گفته بود حق نداری پاتو بالا بگذاری ولی من پرروتر از این حرفها بودم !!
خلاصه چشم هامو بستم و رفتم !!!!...
سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 15:34
تروولث گرامی ممنونم از حضورتون
حزب 12و 13
سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 11:39
خانوم لاله ممنونم پاینده باشید
برای نفر بعد : ان شاء الله خداوند ازت راضی باشه ، هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت غم گین و پریشان نشی ، قدرت تحمل بالایی بهت عطا کنه ، هیچ وقت محتاج خلق روزگار نشی و رزق و...
سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 06:46
سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 06:43
نمی دونم چرا زندگیم از این رو به اون رو شده حال روحی خوبی ندارم اینجا هم تا تاپیک می زنم قفلش می کنند من فقط همین یه همدردی رو دارم من حرف نزنم داغون می شم
من نمی دونم همسرم دیگه چی از جونم می خواد...
دوشنبه 14 اردیبهشت 94, 16:39
حزب 4 و 5
دوستان خوبم شرکت کنید زیاد وقت تون رو نمی گیره ها
نترسید ریا نمیشه :))
دوشنبه 14 اردیبهشت 94, 07:00
سلام ، صبح تون به خیر و شادی
پارسا برادر عزیز ممنونم از حضورت اگر لایق باشم حتما دعا می کنم
تاپیکو بالا آوردم تا هم خودم و هم عزیزانی که عین من از قرآن فاصله گرفتند دوباره به سمت قرآن برند
نه...
یکشنبه 13 اردیبهشت 94, 20:48
سلام
حزب 2
http://www.photokade.com/wp-content/uploads/khodaaa23.jpg
یکشنبه 13 اردیبهشت 94, 12:41
خیلی وقته لای قرآن رو باز نکردم خیلی ایمانم ضعیفه
گفتم تاپیکو بالا بیارم حداقل انگیزه ای برام بشه تا دوباره قرآن بخونم هر چند بنده ی خطاکاریم اما خواندن قرآن بهم آرامش میده
از شما دوستان عزیز...
شنبه 12 اردیبهشت 94, 18:34
دوستان خوب و مهربونم ممنونم از لطف تون
==================
از یک هفته ی قبل واسه ی بابام کادوی شیکی خریدم خودم واسش کارت پستال درست کردم
توش متن قشنگی هم نوشتم ساعت ها وقتمو گرفت روش عکس خودمو...
جمعه 11 اردیبهشت 94, 18:26
شما رو به مقدساتتون قسمتون میدم مادرمو دعا کنید
داره می میره ای خداااا من دیگه بریدم
جمعه 11 اردیبهشت 94, 18:21
بابام داشت مامانمو می کشت رفتم جلوشو بگیرم منم به باد کتک گرفت انتظار داشت لال مونی بگیرم و شاهد مرگ مادرم باشم !!! یه تار مو از مادرم کم بشه خودم مردتیکه رو جرش می دم اصلا مادرم نباید حرف بزنه میگه...
پنجشنبه 10 اردیبهشت 94, 14:00
دوستان عزیزم عاجزانه التماس می کنم واسه ی مادرم دعا کنید
میونه شون با پدرم شکراب شد پدرم خیلی ناراحتش می کنه
تو رو خدا دعا کنید
- - - Updated - - -
دوستان عزیزم عاجزانه التماس می کنم واسه ی...