پنجشنبه 07 آبان 94, 01:06
مرسی دوستای گلم . خیلی احساس تنهایی میکنم خیلی دارم اذیت میشم مخصوصا شبا خاطراتش اشکم خشک نمیشه تا صبح گریه میکنم من هیچوقت به هیچکس اجازه نمیدادم وارد زندگیم بشه اولین نفری بود بعدشوهرم اومد و بهش...
چهارشنبه 06 آبان 94, 13:55
سلام دوستان . من دارم ای رابطه رو تمام میکنم
ولی خیلی داغونم خیلی دارم اذیت میشم همش گریه میکنم همس خوذش و خاطراتش جلومه تو رو خدا کمکم کنید بتونم کناربیام و بتونم از پسش بربیام
چهارشنبه 11 شهریور 94, 08:48
باتشکر فراوان از همدرد و خاله قزی عزیز
ایشون 28 سالشه و توی این دوسال خیلی تلاش کرده برا راضی کردن خانوادش و مادرش و خواهراش حرفی ندارن فقط پدرش ناراضیه که اونم مادرش داره راضیش میکنه و خودش میگه...