سه شنبه 02 خرداد 96, 09:58
من از همه دوستان تشکر میکنم که جوابمو دادن و ببخشید که دیروز نتونستم پاسخ بدم. سقف ارسالم پر شد..
نسترم عزیز. شوهر من بدون من هیچ جا با هیچ کسی نمیره اصلا همه حتی داداشش میگه که فلانی دو دقیقه...
چهارشنبه 13 اردیبهشت 96, 13:57
عزیزم زندگیه من هر هفته ش دعوا بو تو دوران عقدو وقبل از اون.
ولی الان کاری کردم که هم خودش میگه فکر میکردم بریم زیر یه سقف خیلی مشکل داشته باشیم ولی من خیلی خوش شانسم که تورودارم. هم برادر شوهرم...
چهارشنبه 13 اردیبهشت 96, 13:47
zemestoni عزیز من بخوام ازبیرون به قضیه شما نگاه کنم 80 درصد تقصیرات رو به گردن شما میندازم.
من هم شوهرم قبل از ازذواجمون که پیش هم نبودیم مثل شما بود. ولی من از وقتی رفتیم خونه خودمون رفتارامو عوض...
دوشنبه 11 اردیبهشت 96, 10:12
ممنون که جوابمو دادین
یار مهران عزیز راستش تو دوران دختر بودنم تو خانواده هیچ وقت حس نکردم که کسی حقم رو خورده و نمیتونم از خودم دفاع کنم. یعنی تو خانواده اصلا مشکلی نداشتم.
ولی تو مدرسه یا جاهای...
یکشنبه 10 اردیبهشت 96, 13:27
سلام. میشه لطفا راهنماییم کنید.
من خیلی زود گریه م میگیره و این قضیه واقعا داره برام مشکل درست میکنه.
وقتس حس میکنم بهم بی احترامی شده.
وقتی حس میکنم حقمو دارن میخورن.
وقتی فیلم میبینم.
وقتی...
شنبه 02 اردیبهشت 96, 13:34
چقدر بیکارن ملت که همچین قصه هایی میسازن.
تز طرز نوشتن و لحن کاملا مشحص هست که دارن قصه تعریف میکنن. و هیچ حسی پشت این حرف ها نیست.
چهارشنبه 17 آذر 95, 13:14
دوستم راستش موضوع مشابه شما برا منم پیش اومده منم تو لحظه اول خیلی ناراحت شدم و مثل شما برخورد کردم.
ولی بعدش که با خودم فکر کردم بهش حق دادم. من خودم رو میگم چون همیشه ادم مستقلی بودم همیشه این...
چهارشنبه 12 آبان 95, 15:40
راستش من متوجه نشدم چرا اینقد موضوع رو بزگر کردین برای خودتون.
به نظر من اصلا لازم نیست به شوهرتون بگین ک پرده بکارتتون از چه نوعی هست و رفتین دکتر ..
بهشون بگین با توجه به سنت هایی که تو خونشون...
چهارشنبه 12 آبان 95, 11:20
کار درستی میکنی حنا جان اگه برگردی.
به پیشنهادادت فکور هم عمل کن که کلا مجبور نشی تو اتاق باشی. ولی تحت هیچ شرایطب برنگرد خونه محمد.
هیچ شرایطی. دعوا و بحث که هیچی حتی اگه مامانت به زور درو روت وا...
سه شنبه 11 آبان 95, 10:38
حنا جان! اصلا حرفای بچه هارو میخونی؟
شما که فقط اومدی گفتی چی شده. همه گفتن رفتنت خونه همسرت اشتباه بوده. همه گفتن تحت هر شرایطب خونه خودتون بمون. اصلا با مامانت قهر باش.
باز شما موندی خونه محمد....
چهارشنبه 28 مهر 95, 16:38
من همیشه تایپیکاتونو میخونم. حرفام مشابه حرفای باقی دویتان بود را همین خیلی نظر نمیدم.
برات دعا میکنم و امیدوارم مشکلاتت حل بشه.
ولی من اگه جات بودم میرفتم خوابگاه. و اگه امکانش بود به خانوادمم...
چهارشنبه 24 شهریور 95, 15:25
پروین جان واقعا همچین چیزایی اینقدر بزرگه؟؟
والا منم تو عقدم خیلی هم همسرم رو دوست دارم اونم کلی دوسم داره ولی برام عید فطر عیدی نگرفت. منم با شوخی گفتم عیدی میخوام. اونم گفت چشم ولی یادش رفت. منم...
یکشنبه 21 شهریور 95, 10:18