چهارشنبه 26 آبان 95, 05:25
سلام...خوشحال ام توانستید تا این مرحله پیش بروید...صحبت های من بیس علمی نداره و فقط تجربه خودمه....
من تایپیک قبلی تون رو مطالعه نکردم و چیزی که متوجه شدم شما هنوز عقد هستید و این وابستگی خانومتون و...
سه شنبه 23 شهریور 95, 13:21
ممنون واقعا ممنون
دلجوی عزیز اینکه سوال کردید خودم چطور: ببینید من دانشجوی کارشناسی بودم و همسرم ارشد....تمام هم دوره های همسرم الان یا خارج از کشورن یا هیات علمی دانشگاههای رنک بالا....ما به خاطر...
یکشنبه 21 شهریور 95, 13:52
سلام دوستان......مساله ما که چند ماه پیش خیلی ناگوار بود با عنایت خدای مهربون و مشاوره شما دوستان به نحوه خیلی خوب مدیریت شد....هر چند نقطه عطفی تو زندگی مون ایجاد کرد و یه سری پایه ها لرزید اما...
سه شنبه 02 شهریور 95, 12:57
سلام....منم دانشجوی دکترا هستم و هم همسرم.....هر دو شرایط مالی خیلی بدی رو پشت سر گذاشتیم وداریم میگذرانیم....تازه ما بچه هم داریم و هر دومون شاغل هم هستیم....اینار و گفتم که یه همزادپنداری کرده...
چهارشنبه 27 مرداد 95, 23:46
سلام.....به نظرم دیگه دست از تلاش اون مدلی بردارین.....یکم از اقتدار مردانه استفاده کنید...یعنی دیگه پیام وواسطه و....این حرفا بذارید دور....آی من به حست احترام میذارمو ومن میخوام تو حالت خوب باشه و...
چهارشنبه 27 مرداد 95, 23:30
سلام....اینکه میگید تا چهار روز پیش همه چی اکی بوده یکم سخته قبولش....برای خود من چند ماه پیش مساله ای پیش اومد که دقیقا مثل شما فکر میکردم...اصلا انگار چهره ی جدیدی از همسرم رو میدیدم...باور کنید...
یکشنبه 24 مرداد 95, 11:22
سلام.....این جمله ای که شاید شنیدش واز همه مهمتر عملی کردنش خیلی سخت باشه.....اما راه حلِ چاره سازیه=صبر
در حال حاضر واقعا هیچ کاری نکن .....چند هفته شاید طول بکشه اما ارزشش رو داره.....خیلی مسائل...
سه شنبه 19 مرداد 95, 19:57
سلام....با نظر 1956 کلملا موافقم....
چیزی که تو نوشته هاتون خیلی واضح بو اینه که شوق چندانی ندارید....برای یک زن خواسته شدن و جذاب بودن برای همسرش خیلی مهمه....مطمئنم اگه ایشون (با توجه به اینکه...
سه شنبه 25 خرداد 95, 22:19
دوستان لطفا راهکارهای عملی که تو زندگی تون داشتید رو بگید
مثلا برای همین حس رقابت چه کار کردید؟
مثلا من خودم واقعا تو مقاطع مختلف زندگی هی باید مدام به خودم تلنگر بزنم وگرنه مسیر رقابتی زندگی رو...
دوشنبه 24 خرداد 95, 11:10
سلام دوستان
اولین باری که این سایت رو دیدم حدود یک ماهه پیش بود.در شرایط خوبی قرار نداشتم.با توجه به نوع تحصیلات وموقعیت کاری خودم وهمسرم از اتفاق بوجود آمده تو شوک بودم. فقط چون خیلی برام دور از...
یکشنبه 23 خرداد 95, 17:15
ببینید مطالبی که عنوان کردید خیلی گنگ بود....
من الته کارشناس نیستم اصلا و ابدا وفقط تجربه دوازده زندگی مشترکم رو میگم وخواهر برادرای خودمو دوتامو وهمکارام:
اولا قبل از هر کاری ویژگی های خودتون...
چهارشنبه 19 خرداد 95, 08:54
سلام دوست خوبم منم مساله من هم یه جورایی شبیه شماست همسر من هم رفتاراش بعد از سیزده سال برام به عنوان یه مرد عادی نشده.....ایشون توقعشون از من اطاعت کامله...
بعد از مساله ای که بوجود اومد ....من...
دوشنبه 17 خرداد 95, 13:06
ممنون دوستان همراه
از اینکه وقت میذارید ممنون
اما همسرم رو چه کار کنم که هر از چند گاهی میگه بابام راست میگه نباید خیلی رو داد به زنها
وقتی تو دانشگاهه وهمو میبینیم خیلی تیپ روشنفکری داره ها اما...
دوشنبه 17 خرداد 95, 08:39
سلام دوستان خیلی خوبم
از راهمایی های تون در تایپیک قبلی ممنون.
من وهمسرم الان دو روزه برگشتیم (البته اومدیم داخل دانشگاه اسکان داریم:چون ایشون فکر میکنه دلیل اصلی مشکلات از خونه ای که توش بودیم...
دوشنبه 17 خرداد 95, 08:08
سلام
به نظر من هیچ (فرمایش حضرت علی(ع):هیچ سیساستی بالاتر از راستی نیست. بشینید اول صادقانه با خودتون خلوت کنید این پروسه شاید دو هفته طول بکشه یا کمتر .....بعد هم بشینید با نامزدتون خیلی شفاف بدون...
پنجشنبه 13 خرداد 95, 17:37
سلام وممنون دوستان:72:
کارهای زیر رو با بک گراند صبر تا حالا انجام دادم.
1-هر وقت میخوام جزع فزع کنم(البته به غبر اون مواردی که اینجا میام و براتون میگم پیش کسی سعی میکنم منطقی پیش برم چون تا من...
پنجشنبه 13 خرداد 95, 06:28
ممنون باران بهار عزیزم
من به تک تک جملات شما ایمان دارم.....الان شرایط روحی ام کلی ریخته به هم.....ایشون تعهد کتبی میخواد کنار همه کنار همه خونوادشون.....بعد هم اخرش نوشتن هر چند اصلا خوشبی...
پنجشنبه 13 خرداد 95, 02:06
اینقدر از این جمله اش که"پسر کوچیکه کلی وزن گرفته وما در آرامشی عجیب هستیم" دلم سوخت دلم برای این همه سالم سوخت.....خدایا واقعا دلی گفته یا خواسته حرص منو دربیاره.....اخه چرا باید حرص منو...
چهارشنبه 12 خرداد 95, 17:08
ممنون
از همسرم خواستم بیاد منو ببره تا بچه ها رو بیارم پیش خودم....شهر پدر مادر شاز ما دوره.....هنوز خبری نیست
خواهش میکنم دعا کنید برام قبول کنه