من که میگم همه چی ریخته بهم. جایی که باید مستقیم یه چیزایی رو میگفتم ساکت شدم. جایی که نباید بگم احساس میکنم باید بگم.
الان که قرار هست یک بار بریم بیرون. ولی نمیدونم چی میشه. شاید محل کارم رو عوض...
من که میگم همه چی ریخته بهم. جایی که باید مستقیم یه چیزایی رو میگفتم ساکت شدم. جایی که نباید بگم احساس میکنم باید بگم.
الان که قرار هست یک بار بریم بیرون. ولی نمیدونم چی میشه. شاید محل کارم رو عوض...
آخه این همه ی قصه نیست. یه روز کلا ریختم بهم. یه اتفاق بد شخصی افتاده بود . همکارا اصرار کردن چی شده با کسی حرف نزدم. اون اقا اومد و از دری وارد شد که من بهش مشکلم رو گفتم. لا به لای حرفام این بخش...
سلام.
یه دختر 32 ساله هستم که نزدیک به 2 سال جایی مشغول به کار شدم. کمتر از 1 یا 2 ماه از وارد شدنم نمیگذشت که همکار خانومی من رو به فکر کردن در مورد ازدواج با همکاری تشویق کرد. من گفتم باشه و دیگه...