یکشنبه 23 شهریور 99, 21:36
مي دونم خدايي ناكرده هر اتفاقي براي پدر يا مادرم بيفته (مادرم به خاطر اينكه اصلا به فكر خودش نيس و پدرم به خاطر اينكه هزار و يك جور ماده مخدر مصرف مي كنه) برادرام ميندازن گردن من. من حتي همين پدر و...
یکشنبه 23 شهریور 99, 21:12
من از برادرم خيلي دلگيرم. نمي دونم خودش متوجه هست يا نه. ارتباطم باهاش كمه. به رسم عادت خانوادگي تماس ميگيرم باهاش، حالشو ميپرسم با همسرش صحبت مي كنم. اونا خيلي ميان خونه ما ولي من اصلا نميرم خونشون...
یکشنبه 16 شهریور 99, 23:14
كامپيوترم خرابه. گوشيم خرابه. چند ساله نتونستم اينارو تجديد كنم يه نوش رو بخرم. كامپيوترم درست بشه، با گوشي نمي تونم از اينترنت استفاده كنم ولي مشكلي به استفاده از اينترنت با كامپيوتر ندارم
- - -...
دوشنبه 03 شهریور 99, 20:43
بله متوجه شدم خيلي ممنونم از محبتتون:72:
پنجشنبه 30 مرداد 99, 17:50
صرفه جويي مادرم نه براي ريخت و پاشاي خانوادشه، نه براي خوش گذراني هاي پدرم، نه برند پوشيدن و مسافرت هاي برادر بزرگ ترم. فقط خودشو عذاب ميده و من و برادر كوچيكم رو. ما بايد كم بخوريم، ما بايد لباس...
پنجشنبه 30 مرداد 99, 17:32
سلام. خيلي خوشحال شدم كه محبت كردين حوصله به خرج دادين نوشته طولاني من رو خوندين. راجع به نام كاربري لطف دارين:72::203:
1. من خيلي دختر با استعدادي بودم. ورزشكار بودم، هنرمند، باهوش. ولي الان هيچي....
پنجشنبه 30 مرداد 99, 00:29
سلام و عرض ادب. نمي خوام سر كسي رو درد بيارم خلاصه درد دلم اينه كه ميخوام مستقل بشم ولي نمي تونم. مهارتي هم ندارم (دس رو هر كاري ميذاشتم يا نه ميشنيدم يا تحقير و توهين). اعتماد به نفس ندارم، خود كم...