چهارشنبه 27 اردیبهشت 91, 14:43
من دنبال یه آدم می گردم که شخصیت من براش مهم باشه ولی بعد از چند بار صحبت کردن متوجه می شم که اصلاً براش مهم نیست من کیم و چه شخصیتی دارم ولی وقتی با چند مورد اینطوری برخورد می کنم به خودم شک می کنم...
دوشنبه 14 فروردین 91, 13:11
دوستان گرامی
من بعد از دوماه که با این آقا دوست بودم سرانجام به نتیجه که شما گفته بودید رسیدم و الان سه روزه قطع رابطه کردم تلفنهاشو جواب نمی دم البته اون خیلی پافشاری می کنه ولی من اصلاً جوابشو...
چهارشنبه 12 بهمن 90, 09:06
دوستان واقعاً ممنونم از راهنمایتان من مقاومت کردم و نظرم را عوض نکردم اون هم فقط یک روز تونست رابطمون رو ادامه بده بعدش هم گفت که دیگه نمی تونه تحمل کنه بهتره که رابطمون رو تمام کنیم من هم بهش گفتم...
دوشنبه 28 شهریور 90, 08:32
اگه جاریت اومد مثل یه مهمان با اون رفتار کن بی احترامی نکن اگر هم نیامد که چه بهتر چرا باید تو جهیزیه چیدن تو جاریت شرکت کنه. نبینم اگر جاریت نیامد بگی بی احترامی کرده و یا از این حرف های بچه گانه ها
چهارشنبه 16 شهریور 90, 15:00
من با نظر خانم لیلا موفق مخالفم این درست نیست که حتی اگر خانم مقصر باشه باید شوهر منت کشی کنه اگر تو زندگی مشترک غرور حاکم باشه زندگی نمی چرخه (من از زندگی پروانه جان خبری ندارم ولی هر زندگی با...
چهارشنبه 26 مرداد 90, 08:28
من یکسال هست که طلاق گرفتم و خیلی از نگرانی ها و استرس ها و مشکلاتی را که قبل از طلاف فکر می کردم در آینده خواهم داشتم الان ندارم. الان خوشبختانه دید جامعه خیلی نسبت به گذشته فرق کرده فقط مشکلی که...
سه شنبه 27 اردیبهشت 90, 08:31
دختر مهربان عزیز
منظور من این بود که به هم فرصت بدهند که با هم بیشتر آشنا بشوند به هم زمان بدهند تا بتونند به هم اعتماد کنند در ضمن حتماً زندگی قبلی این خانم یک مشکلی داشته که از هم جدا شدند و اصلاً...
دوشنبه 26 اردیبهشت 90, 13:32
به نظر من صحبت کردن با همسر قبلی درست نیست چون شما نمی دونید که همسر قبلی آن دختر خانم چه شخصیتی داره به نظر من دختر مهربان دارند خیلی ایدالیست فکر می کنند ولی واقعیت با ایدال بودن فرق می کنه ممکنه...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 15:36
به نظر من ما خانم ها هم خیلی تقصیر داریم وقتی که شوهرمان اصرار می کنه با خودمون میگیم این چه شوهری هست که ما داریم و بعد از اینکه دیگه اصرار نکنه بهش شک می کنیم و می گیم چرا اصرار نمی کنه مگه شما به...
شنبه 10 اردیبهشت 90, 08:29
به نظر من هم اگر نمی خواهی طلاق بگیری بهتره اینکه بری و با شوهرت زندگی کن اینقدر از هم دور باشید اصلاً خوب نیست اینقدر محتاط بودن هم خوب نیست. شوهرتو تنها نگذار.
شنبه 27 فروردین 90, 14:52
من هم با سابینا جان موافقم
چون من هم تجربه سابینا را تجربه کرده ام به نظر من باید قبل از ازدواج پیش مشاوره بروید و بیشتر با هم آشنا شوید البته نباید پیش خودتان فکر کنید که حالا که خانم قبلاً عقد...
سه شنبه 23 فروردین 90, 13:23
کم کم به این وضعیت عادت می کنی تا ابد که نمی خواستی پیش مامانت بمونی الان همسرت بیشتر به محبت تو نیاز داره باید در دوران اول زندگی مشترک عشقتو به همسرت ثابت کنی همسرت را به خاطر این موضوع حساس نکن
یکشنبه 07 فروردین 90, 09:47
من هم با نظر مینا چ موافقم بهتر هست به خدا توکل کنی تو هم برو دنبال زندگی خودت با خانواده ات با دوستات خوش باش هرکاری را که می دانی تو را خوشحال می کنه انجام بده سعی کن شادباشی و اینو بدون که تو تنها...
سه شنبه 24 اسفند 89, 15:52
ه نظر من شما خیلی ساده برخورد کردید این شما هستید که به شوهرتان این اجازه را می دهید که این رفتار رو باشما داشته باشه.
چهارشنبه 27 بهمن 89, 11:22
من هم کاملاً وضعیت شما را درک می کنم چون خودم در همین وضعیت هستم اول از همه خودتو باید ببخشی و بعد همسرسابقتو و خانواده اش رو تا بتونی زندگی ات را ادامه بدهی
سه شنبه 19 بهمن 89, 09:11
ببین زیاد عجله برای اینکه همسرت بیاد به شهر شما نداشته باش آرام آرام با ملایمت می تونی همسرت را به شهر خودت بکشونی فعلاً به خاطر این موضوع به نظر من پافشاری نکن چون به مرور زمان حل می شه برای جدایی...