چهارشنبه 01 شهریور 91, 10:08
سلام مریم جان
من واقعا متأسفم شدم ، ولی باید واقع بین بود
الآن جدا شو، من نمیخوام تعیین تکلیف کنم برات ولی وقتی میبینم بعضی مشکلاتتو ندارم و واقعا دیگه دارم کم میارم میبینم جدا شی خیلی بهتره
شاید...
یکشنبه 15 مرداد 91, 02:24
آقا حامد سلام
وضع مالی همسرم خداروشکر خوبه، شغلشون آزاده
من از امسال سرکار نرفتم، شما تاپیکهامو دنبال نمیکردین، تمام این دوسال که از ازدواجم میگذره میرفتم سرکار، خرجمو خودم میدادم و گاهی برای خونه...
سه شنبه 10 مرداد 91, 18:02
سلام سارا جون
موضوع اصلا این نیست، برای خونه کم نمیزاره، اتفاقا خیلی کم پیش میاد خونه خالی بمونه، جیب منه که خالیه
من هرچی بخوام باید ازش پول بگیرم و به اندازه چیزی که میخوام و بیشتر مواقع کمتر از...
سه شنبه 10 مرداد 91, 12:36
سلام دوستان خوبم
تو این مدت که نبودم ، مشغول درمان سرگیجم بودم، هنوزم کامل رفع نشده ، وقتی استرس دارم بدترم میشه
مشکل من هنوز همون مشکل مالیه، اینکه اصلا خالی بودن جیبم براش مهم نیست
یک هفته پیش...
یکشنبه 28 خرداد 91, 11:36
رزیتای عزیز سلام
من کارشناس نیستم ، ولی تو این دوسال زندگی اونقدر بلاها سرم اومده که بفهمم الآن نباید زیر بار حرف همسرت بری، به هیچ وجه خونه رو به نامش نزن
نهایتش اینه میخواد یه مدت ببخشید ولی غر...
یکشنبه 28 خرداد 91, 09:45
نقاشی عزیز
من تو این تاپیک دقیقا میخواستم کمتر بنویسم ، میبینین که سه تا پاسخ بود ولی من هیچی ننوشته بودم
خسته میشم تاپیکم زود بسته میشه
از راهنمائیتون ممنون
همین الآن موضوع رو عوض میکنم...
سه شنبه 23 خرداد 91, 18:45
خوش به سعادت خانمتون که همسرش دنبال بهتر شدنه
دست راستتون زیر سر شوهرای ما:311:
سه شنبه 23 خرداد 91, 09:14
ستاره درخشان عزیز آرزو میکنم که مشکل هر دومون حل بشه
به خدا منم مثل تو، هر چیم بدی میبینم نمیتونم جلوی محبت کردنمو بگیرم، هرچند که اینقدر تو این دوسال تکرار شده که واقعا این دوتا مناسبت آخر با بی...
دوشنبه 22 خرداد 91, 19:58
جناب گندمزار
وقتی مطلبتونو خوندم جدا از اینکه محاله همچین کاری انجام بدم ولی متوجه دلسوزی و همراهی و همدلیتون به شدت شدم، نمیدونین چقدر آروم شدم
چون حس کردم بالاخره یکی اونقدر عمق درد منو فهمید و...
یکشنبه 21 خرداد 91, 22:36
دیروز نرفتم سبزی بخرم، با مامانم هم مشورت کردم و مامانم گفت برو آماده بخر، درسته که بهداشتی نیست ولی بزار بفهمه کارش اشتباهه،
خلاصه با مامانم فیلم دیدیم و خوش گذروندیم عصرشم رفتیم بیرون
شب به روش...
یکشنبه 28 اسفند 90, 10:20
سلام اقلیما جان
خوبی؟
خیلی خیلی خیلی خوشحالم برات
ایشالا که همیشه همینطور شاد و موفق باشی
راستش چند شب پیش با من رفتاری کرد که حالم از خودم بابت این همه محبتی که بهش کردم به هم خورد
خیلی خیلی...
دوشنبه 22 اسفند 90, 16:21
دوستای خوبم سلام
اقلیمای عزیزم سلام
خوبین؟
من نمیرسم چیزی بنویسم چون همش مهمداندارم و فرصت نمیکنم سر بزنم
مشکلات کوچیک برام پیش میاد ولی من به یه نتیجه مهم تو زندگیم رسیدم، همون چیزی که خیلیها...
یکشنبه 21 اسفند 90, 11:09
ترانه جان خیلی خیلی خوشحال شدم
همیشه تاپیکتو میخوندم ولی نمیدونستم چی بنویسم
عیدی خیلی خوبی بهم دادی مامان مهربون:43:
دوشنبه 08 اسفند 90, 10:50
سلام اقلیما جون
خوبی؟
به نظرم توجه نمیکنی که نزاشت بری، اگه دوستت نداشت خب به گوش خانوادت که رسونده پس دلیلی برای جلوگیری از رفتنت وجود نداشت
ولی بهت اجازه نداد ترکش کنی،
حالا که بین خانواده ها...
یکشنبه 07 اسفند 90, 15:18
صحرا جون، مامان مهربون سلام
من واقعا درکت میکنم، وقتی شرایطتو خوندم ترسیدم منم تو بارداری اینطوری اذیت بشم
ولی یه نکته ای هست ، اینکه شوهرت هر چقدر کم ولی تلاش کرده که اوضاع رو درست کنه،
میدونم...
یکشنبه 07 اسفند 90, 15:04
دوستای خوبم سلام
من دلم میخواد الآن که آرومم بهم بگین چه چیزایی رو باید تمرین کنم، چون وقتی اوضاع قاطی میشه که آرزو میکنم هیچوقت قاطی نشه، ولی تو اون شرایط واقعا همه چی سخته
خواهش میکنم برام...