پنجشنبه 09 خرداد 87, 11:38
واقعا که چه دنیای بدی شده. داداشم میگه اونایی که مشروب می فروشن رو میگیرن ولی اونایی که مواد می فروشن رو کاری ندارن. به نظر من که همش تقصیر دولته. امان از این چشم هم چشمی که همه خانواده ها رو مخصوصا...
پنجشنبه 09 خرداد 87, 11:08
سلام اره من فکر کردم چون از زندگی واقعا خسته شده بودم ترسی هم نداشتم تیغم برداشتم گذاشتم رو رگم اومدم که بزنم مامانم فهمید کلی باهام دعوا کرد ولی یکمی خون اومد الان که فکر می کنم پشیمونم به همه...
پنجشنبه 09 خرداد 87, 10:27
سلام خوبی؟ خوب بستگی به نظر و معیارهای طرف داره.مثلا شاید یه دختر یا پسری که از جنس مخالفش خوشش می یاد از ظاهر طرفش خوشش بیاد یا خیلی چیزای دیگه. بازم بستگی به نظر و معیارهای دو طرف داره.
پنجشنبه 02 خرداد 87, 12:58
بچه ها دعا کنید مشکل خونه امین حل بشه چون میخوان براش خونه بخرن پدرش گفته هر وقت خونه خریدن میان خواستگاری این جوری هم من راحت میشم هم امین. خدا چقدر خوب و مهربون داره کارای منو امین حل میکنه. خدا...
پنجشنبه 02 خرداد 87, 12:51
بچه ها خیلی دوست دارم به یاد دوران کودکی خاطره های قشنگی که خیلی دوسشون داریم و همیشه تو ذهنمون هستند رو بنویسیم هم میشه یه سرگرمی هم اینکه خیالمون راحته که این خاطره ها رو یه جایی واسه همیشه حک...
پنجشنبه 02 خرداد 87, 11:05
زینب جان تولدت مبارک ایشالله صد سال زنده باشی.
نادیا جان من اصلا از مدرسه خاطره خوبی ندارم ون دوستام خوب نبودن داشتن منو تز راه بدر میکردن که خدا خودش کمکم کرد و نتونستن
چهارشنبه 01 خرداد 87, 17:09
چهارشنبه 01 خرداد 87, 12:09
داستان خیلی قشنگ بود می دونی دانه جان من تو زندگیم به این نتیجه رسیدم که اگه آدما ه چیزی رو مستقیما و از ته دل از خدا بخوان خدا بهشون می ده ولی اگه از بندش بخوان نه همیشه عی می کنم هر چیزی که می خوام...
چهارشنبه 01 خرداد 87, 12:03
دانا جان هی وقت نا امید نباش که برابر مرگه البته دور از جون. همیشه امیدت به خدا باشه به خدا توکل کن ایشالله همه کارا درست می شه من بدتر از تو بودم کارم به خود کشی هم کشید ولی نجات پیدا کردم ولی از...
چهارشنبه 01 خرداد 87, 11:43
سلام دانا جان خوبی؟ چی شده اگه کمکی از دست ما بر می یاد بگو شاید تونستیم حلش کنیم