چهارشنبه 25 مرداد 91, 09:46
baharKH عزیز
بگذر ادامه داستانو بگم شاید جواب ابهام تو هم پیدا بشه.
فکر میکنی این زوجی که برات مثال زدم دارن همو تحمل مییکنن.
فکر میکنی دور و بر اون آقا توی محیط فامیل،محل کار یا هر جای دیکه...
سه شنبه 24 مرداد 91, 19:15
سلام دوست عزیز
من میخواستم یه تجربه شخصی رو برات بگم امیدوارم کمکت کنه.
من پسر عمویی داشتم که از همه جهات انصافا کامل و موجه بود.سرآمد کل فامیل بود.اخلاق ورفتار خوب و مودبانه ،ظاهر بسیار عالی و...
دوشنبه 23 مرداد 91, 18:51
با سلام دوست عزیز
از حرفات کاملا مشخصه که خیلی با خودت و زندگیت درگیری.
اما مرد آنست که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد.
شما به مشکلات مالی برخوردین درست.از شرایط رفاه و آرامشی که در گذشته...
یکشنبه 22 مرداد 91, 19:10
سلام دوست عزیز
شما توی اولین پست تقریبا 3-4 بار گفتین این آقا قهر کرده.
دو تا نکته وجود داره یکی ضعیف بودن این آقا در برابر فشارها و مشکلات زندگی هست. مثل اینکه گفتید کارهای ادارش زیاد شد و با یه...
یکشنبه 22 مرداد 91, 10:13
سلام آقای حسام
شما از ویژگیهای کاملا منفی خانمت گفتی و از اون طرف از ویژگیهای مثبت خواهر خانمت. اما انگار چشمات رو به روی اون روی سکه شخصیت این دو زن بستی.
منظورم اینه که یه جوری این دو رو توصیف...
چهارشنبه 18 مرداد 91, 10:31
سلام دوست عزیز
به غیر از تایید همه نکاتی که دوستان گفتند من فکر میکنم این خانم با توجه به وضعیت سنی خودش و اینکه تا حالا توی روابطی که پیش از شما داشته به نتیجه ای نرسیده یک مسئله خیلی مهم رو برای...
سه شنبه 10 مرداد 91, 18:42
سلام نادیای عزیز
آخرین پستت توی این تاپیک واقعا تکان دهنده بود.حتی یکی از این مسایلی که گفتی برای خیلیها کافیه که یه راست برن سراغ طلاق.
اینکه شما تونستی 4 سال این شرایطی که تو ذهن نمیگنجه رو تحمل...
یکشنبه 08 مرداد 91, 12:50
سلام خانمی
من تعجب میکنم که چرا شما و همسرتون که از این آقا و رفتارهاش به خوبی شناخت دارین 5 سال از عمر و زندگیتون رو پای وعده های سر خرمن این آقا توی نامزدی گذروندید؟
اصلا با این تفاسیر اخلاقی که...
چهارشنبه 21 تیر 91, 07:26
سلام مجدد.
آقای آسان من هر چی بیشتر حرفها و نظرات شما رو میخونم بیشتر نگران آینده این ازدواج و البته اون خانم میشم.
این حساسیت اصلا طبیعی به نظر نمیاد.
شما میگی این خانم به خاطر حضورش در اجتماع...
چهارشنبه 07 تیر 91, 09:57
باربی عزیز دوباره سلام.
اومدم کل حرفهای دیروزمو برات توی چند سطر خلاصه کنم.امیدوارم با عقلت درکشون کنی و با قلبت بهشون ایمان بیاری.همه دوستانی که اینجا نظر دادن قصدی جز راهنمایی و بهبود وضع تو...
چهارشنبه 31 خرداد 91, 17:14
سلام سارا جون .وقتی تاپیک امروزتو دیدم اولش باورم نشد تویی.به خدا تو محل کارم هستم و از خوندن نوشته های پاک و صادقانت که معلومه توی کوره صبر و بزرگی گداخته شده یه لحظه بی اختیار اشکم در اومد.تو حتما...
سه شنبه 30 خرداد 91, 12:17
من تقریبا سالی یکی دو بار با خانوادم یا دختر عموهام که همه هم سن و سال و متاهل هستیم با هم یه سفر دو سه روزه بدون شوهر میریم .شاید بگین آخه واسه چی بدون شوهرت میری دوتا دلیل داره.یکیش اینه که یه جور...
یکشنبه 28 خرداد 91, 18:55
سلام آرام جون من امروز کل تاپیکتو خوندم شرایطی که توش قرار داری خیلی حساسه .برای تصمیم گیری توی این شرایط باید خیلی محتاط عمل کنی.اما به نظرم به هیچ وجه عجله جایز نیست.برای مقدمه چینی مراسم عروسی و...