پنجشنبه 03 مرداد 92, 22:03
شما مادرتونو راضي كنيد بقيه ماجرا انشاا...حل ميشه.
(البته اينو بگم ارتباط عاطفي قبل ازدواج اصلا درست نيست چون دوطرف خيلي اذيت ميشن وباسختي به هم ميرسن ودر ضمن اكثر خانواده ها فكردرستي از شخص مقابل...
سه شنبه 01 مرداد 92, 20:23
[QUOTE=mahan26;282938]تو این دنیا هیچکسی نیست کمکم کنه ...... واقعا دیگه سیر شدم از زندگی
:81:
خانواده خودم تو سرم میزنن میگن اونا در حد خانواده ما نیستن !!!
ببينيد آقا ماهان شما بايد بدونيد...
چهارشنبه 19 تیر 92, 17:34
وااااای خدا این ماهان دوباره اومد که حرفهای ما رو نشنوه و فقط خودش حرف بزنه :102: مگه من سوال نپرسیدم ازت ؟
- - - Updated - - -
ضمنا اصلا استخاره نکن. استخاره برای اول کاره . نه حالا
چهارشنبه 19 تیر 92, 14:31
درست میگید همه تقصیرا گردن منه . هم من هم خانواده م ... با دست خودم عشقمو فراری میدم!بار اول که رفتیم خاستگاری باباش گفت فعلا من دختر نمیدم - عمو اینام گفتن حالا برین تحقیقاتونو بکنین بعد تصمیم...
چهارشنبه 19 تیر 92, 11:26
سلام ماهان عزیز
باز چی شده ؟ ماجرا رو کامل توضیح بده .
علت مخالفت خانوادت چیه ؟
ناسازگار هستن یعنی چی ؟
عکس العمل تو در مقابل خانوادت چی بود ؟
حرفای خانوادت رو تو به دختر خانم منتقل کردی ؟
چهارشنبه 19 تیر 92, 09:22
خیلییییییی سخته وقتی خانواده دختر راضی باشن اما خانواده من بگن اونا با ما سازگاری ندارن و نمیتونیم باهاشون وصلت کنیم
- - - Updated - - -
بدتر از همه این چیزا وقتیه که خودشم با لج و لجبازی بگه...
چهارشنبه 05 تیر 92, 23:59
تا باشه از این سختی هاااااااا!
به این چیزا می گی سختی؟
خدا کنه سختی نبینی و سختی زندگیت همیشه از جنس خواستگاری و بله برون و ... باشه. http://www.pic4ever.com/images/chase.gif
چهارشنبه 05 تیر 92, 10:47
سلام آقا ماهان
خدا رو شکر که خانواده ها راضی هستن. این حس بد شما در واقع حس هیجانه.نگران نباش. طلسم روی شما سازگار نیست!!!!این چیزایی که شما تعریف کردی که سختی نیست. سختی ها در راهن!!!:p(قوی باش...
چهارشنبه 05 تیر 92, 10:46
یکشنبه 29 اردیبهشت 92, 00:09
خب اگه به کارت واقعا اطمینان داری ترس اونا بیخوده
ولی اگه از ترس اونا خودت هم می ترسی که می تونی یا نه ، یعنی احتمالا یه جای کار می لنگه .
در هر حال بعد از امتحانا مراسم عقدتونه. چون تو و دختر...
شنبه 28 اردیبهشت 92, 16:38
خب میگی که راضی هستن. بقیه اش هم که نصیحته که تو نمیخوای گوش بدی. من نمی فهمم مشکل چیه ؟
احساس می کنم خودت یه مقدار ترسیدی . درسته ؟
شنبه 28 اردیبهشت 92, 13:06
ماهان الان مشکلت دقیقا چیه ؟
مگه بعد از امتحانات قرار نیست عقد کنید ؟
آیا خانوادت مخالفت جدی می کنن ؟ یا اینکه فقط می ترسوننت و میگن نمی تونی ؟
دوشنبه 23 اردیبهشت 92, 21:17
ببین ماهان من هم یه دخترم. اگه کسی رو بخوام و دوستش داشته باشم و اونم برام به اندازه ای که تو برای این کار انرژی گذاشتی و همه خواسته ها رو برآورده کردی ، این کارا رو انجام بده ، از جونم براش مایه...
یکشنبه 22 اردیبهشت 92, 17:40
خب خدا رو شکر.
من متوجه نشدم دقیقا از چی می ترسی ؟
از اینکه نامزدیتون داره نزدیک میشه ؟ یا از اینکه دختر خانم این روزا رو فراموش کنه ؟
ماهان حداقل با خودت یه رنگ باش !!!!!!
عنوانت و متنت با هم...
دوشنبه 16 اردیبهشت 92, 14:46
امتحاناتونو که تموم کردید و خیالتون راحت شد دوباره خودتون شخصا با پدرشون صحبت کنید و حرفاشو بشنوید و محکم و مردونه سعی کنید نظرشو جلب کنید
دوشنبه 16 اردیبهشت 92, 14:40
ماهان خواستگاری دوم دیگه واسه چی میخوای بری؟
شما دخترشونو یه بار خواستگاری کردی! دخترشونم که راضیه. فقط میمونه پدر خانواده. اگه میشه یه جایی که راحت تری، با پدرش دو نفری صحبت کنید. سرسختی تورو...
دوشنبه 16 اردیبهشت 92, 14:18
راستش الان فرمولش تو ذهنم نیست :58:
ماهااااان حداقل و حداکثر نداره که. اونا فکراشونو کردن. پدرش مخالفه . برو باهاش صحبت کن ببین چی میشه .