چهارشنبه 23 مرداد 92, 15:08
واقعا مسئله شغل خیلی مهمه ومتاسفانه این وضعیت گریبانگیر خیلی از زوج های جوونه. میدونم شرایط سختیه چون تا وقتی شغلش ثابت نشه قطعا ازدواجتون هم وضع مشخصی نداره .
همسر من همیشه بهم میگه وقتی یه مشکلی...
چهارشنبه 23 مرداد 92, 10:13
سلام هستی جان.من هم در دوره عقدمون همین طور بودم.همش دوست داشتم شوهرم پیشم باشه. و بعد از عروسی هم تا یک سال همین طور بودم.اگر روزی جند بار باهام تماس نمی گرفت ناراحت میشدمو باهاش قهر می کردم.دائم...
چهارشنبه 23 مرداد 92, 08:10
اگه میخوای اوضاعت خوب بشه باید روی خودت کار کنی که افکار منفی رو به ذهنت راه ندی
اگه تو به همسرت اعتماد به نفس ندی و بزرگش نکنی اون هیچ وقت نمیتونه موفق بشه یعنی واقعا همسرت هیچ خصلت خوبی نداره...
چهارشنبه 23 مرداد 92, 01:19
هستی ببینببین میدونم تو دوست داشتی با یه شب بخیر از اون یا امشب خوش گذشت خداحافظی میکردی ولی اون مرده با خودش میگه امروز خوش گذشت برا امروز بسته. دیگه اونقدر ظریف نگاه نمیکنه که تا کاری کنم همسرم با...
چهارشنبه 23 مرداد 92, 00:49
سلام مردا وقتی مریض میشن نمیخوان دورو برشون باشی نمیخوان زیاد کارشون باشی و دست رو سرش بکشید تا خواب برن برعکس زنا اونا میخوان تمام شرایطشو آماده کنی(مثلا غذاش بدی، قرص یا داروش بیاری) و شرایط را...
دوشنبه 21 مرداد 92, 23:40
زندگیمو درست نکردم اما این موضوعو حل کردم . شدت این موضوع مخصوصا تو دوران عقد و زمانای تنهایی بیشتره . انگاری که علاقه ات تماما به همسرته و هیچ کسو دوس نداری جز اون .
یه نمونش مثلا الان که هوا...
دوشنبه 21 مرداد 92, 15:39
هستی جان!
عزیزم قرار نیست از زندگیت حذفش کنی . فقط قراره زندگیت فقط و فقط حول محور همسرت نچرخه .همین
در ضمن قرار نیست به همسرت بگی میخوام تورو حذفت کنم!!!! اخه این چه حرفیه دختر خوب ! وقتی...
دوشنبه 21 مرداد 92, 15:23
باسلام آروم باش
یکی آب یکی آتیش
شما دوتاتون دارین باهم مسائل کوچیک روبزرگ میکنین
زندگی بچه بازی نیست...بایدسریعترخودت مسائل رو تا بحرانی نشده حل کنی...
خسته شدم.میخوام حذفش کنم وازاین حرفا فقط...
یکشنبه 20 مرداد 92, 15:17
با سلام
من یکی یکی پیش میرم...
اولا شما گفته بودین...
عشق همسرم باعث شد که من هم بپذیرمش و عاشقش بشم. ولی من خیلی عاشقش شدم و الان هم من و هم همسرم اینو میدونیم که اوایل همسرم منو بیشتر دوست...
یکشنبه 20 مرداد 92, 14:56
در مورد طلاق هم واقعا واقعا دیگه به کارش نبر، عزیزم من به کار بردم و الان شوهرم مدام مثل پتک می کوبدش به سرم که آره ! تو منو تهدید کردی
در حالی که من 2 بار به کار بردم و شوهرم این حرفو می زنه ......
یکشنبه 20 مرداد 92, 14:17
هستی جان بعداز ازدواج اوضاعت بهتر نمیشه . همسرت مثل بقیه آقایون ار صبح تا ظهر شایدم عصر میره سر کار و توی خونه تنهایی . دوست داری هرساعت بهش زنگ بزنی اما کار داره و قطعا نمیتونه به درستی جوابتو بده و...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 15:32
هستی گرامی ، اگه الان می اومدی و می گفتی ، کلی برنامه دارم و کلی کارها هست که می خواهم انجام بدم ، دوتا شاخ گنده روی سر من سبز می شد
نوشته ای :
"دیگه اصلا چیزی نمونده که دوستش داشته باشم و از...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 15:11
اگه الان انقدر بی حوصله هستی بعد عروسی ممکنه بدتر بشی . از شنبه برنامه ریزی کن برای رفتن به کلاسهای مختلف شنا پیاده روی گذروندن وقتت با دوستات
بالهای صداقت خیلی عالی راهنماییت کردن .
اگه یکم...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 14:34
هستی گرامی ، برای اینکه طعم شیرین آرامش را بچشی می بایست تمرکز زدایی انجام دهی
آنچه خودت نیز درک کرده ای این هست که "بدون حضور همسرت ، آن هم به صورت بیست و چهار ساعته احساس آرامش نداری"
و این...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 10:27
آقا محمد! شما چرا اینقدر بحث میکنید راجع به احساساتتون؟ چرا اینقدر حرفها و کلمات احساسی همسرتون رو دائم بهش یادآور میشید که فلان روز؛ فلان شب این حرف رو تو نبودی که به من میزدی؟
آخه! پسر خوب! یه...
پنجشنبه 17 مرداد 92, 00:00
خوب ببینین شما دلتون تنگ میشده براش.. ولی اون میگه دلمم تنگ نمیشه خیلی وقتا برات و گاهی فقط تنگ میشه..
شما خیلی بهش دل بسته بودین ولی اون براش مهم نیست هر چند شب هم زنگ نزنم درسته دور نیستیم زیاد و...
چهارشنبه 16 مرداد 92, 16:37
ممنون...
پس درواقع اگر برم جلو کوچیک نمیشم...خوبه که خانما نظر دادین و واقعا یکمی حالم بهتر شده... نمیخوام به خودش تماس بگیرم و بگم میخوام بیام خونتون چون قاعدتا نمیگه نیا و نمیگه بیا میگه هر جور...
چهارشنبه 16 مرداد 92, 14:57
مرسی خیلی دقیق و خوب زندگیتون رو نوشتین امیدوارم مشکل ما هم مث شما حل بشه...
دوست دارم بدونم روز عید که میخوام با گل و شیرینی برم چه رفتاری داشته باشم که هم مردونگیم زیر سوال نره و تحقیر نشم و دست...
چهارشنبه 16 مرداد 92, 14:50
من احساس خودم رو براتون مینویسم؛ نمی دونم تا چه حد میتونه درست باشه!
راستش من و همسرم هم توی دوران عقدمون دقیقا این جوری بودیم؛ حتی تا یکی دو سال بعد از ازدواج مون. اون چیزی که ما رو بهم وصل میکرد؛...
چهارشنبه 16 مرداد 92, 11:48
ممنون " یکی مثل شما " و هستی گرامی
ناراحت نشدم که رک گفتین اره منم همونطور که گفتین رفتارام اشتباه بوده و وقتی میرم مقتدر باشم میشم پرخاشگر و این خوب نیست.
ولی با همه اینا خیلی بهانه جویی میکنه و...
چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:27
همه اینو گفتن منم یه بار دیگه بهت بگم :) توی این مدل مسایل اصلا در کل درست نیست که ادم بیاد به شوهرش بگه فلانی احساسش اینطوریه نسبت بهش. چرا؟ چون اینطوری انقدر اون دخترو بزرگ کردی که در حد یه رقیب...
چهارشنبه 16 مرداد 92, 09:54
نمی گم دخالت نکنین، می گم اون طوری که توی تیتر تاپیکتون نوشتین، بیان نکنین و مستقیم توی روی شوهرتون نگین که رابطه ات با زن برادرت یا رابطه اون با تو غیرعادی هست.
هوشمندانه و بدون تابلو شدن در...
چهارشنبه 16 مرداد 92, 09:39
سلام هستی جان
دوستان همه نکات مفید رو گفتن ولی من هم چون شرایطی تقریبا مشابه شما داشتم خواستم چیزهایی بگم شاید به دردت بخوره.
جاری منم ازم کوچیکتره اون دیپلمه و من فوق لیسانس و کارمند. از روز اول ...