http://www.hamdardi.net/imgup/19427/...103fe8e0a6.gif سلامی دیگر به همه ی همدردان و همراهان تالار
توجهتون به این تاپیک در من شوری مضاعف برای ادامه خواندن و دسته بندی کردن مطالب این کتاب مفید ایجاد می کنه
باز هم ممنون
====================
ده خطایی که باعث روحیات منفی می شوند در زیر آمده است
(توصیه می کنم ده نکته زیر را هر روز مرور کنید ... خود من هنگامی که ده خطای شناختی زیر را خوندم و سپس بکار گرفتم بسیار روحیه ام را متحول کرد...)
ده خطای شناختی
>>> تفکر هیچ یا همه چیز
یعنی احساس کنیم ، تصور کنیم، معتقد باشیم هر چیزی کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست.
مثال) شخصی که رژیم لاغری گرفته است ، پس از خوردن یک قاشق بستنی می گوید:برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت، یا امروز را از دست دادم .
با این طرز تفکر به قدری ناراحت و مایوس می شود که یک ظرف بزرگ بستنی را تا آخر می خورد
***************
>>> تعمیم مبالغه آمیز
یعنی هر حادثه منفی را یک شکست تمام نشدنیتلقی کنیم و به سایر حوادث مرتبط بدانیم.
مثال)شوهری دیر به منزل می آید و همسرش ناراحت شده و در ذهنش با خود می گوید:او هرگز سر وقت به منزل نمی آید.
***************
>>> فیلتر ذهنی
یعنی به جزئی از یک حادثه منفی توجه کرده و مابقی را فراموش کنیم
مثال)شخصی در اداره مورد تشویق قرار می گیرد ، در این میان کسی از جمع همکاران انتقادی نه چندان جدی از وی می کند .
وی با طرز تفکر فیلتر ذهنی نکات مثبت را فاکتور گرفته (فیلتر می کند) و تحت تاثیر یک انتقاد روزهای مدیدی رنج می کشد.
***************
>>> بی توجهی به امر مثبت
یعنی نکات مثبت زندگی و شخصیت خود را نادیده بگیریم و احساس ناشایسته بودن داشته باشیم (با این طرز تفکر که هر کسی می تواند چنین ویژ گی مثبت را داشته باشد و یا از عهده آن برآید)
مثال)شخصی برای مصاحبه جهت استخدام در شرکت دارای اضطراب بیش از حد هست و مرتب در ذهنش با خود تکرار می کند:حرف جالبی برای گفتن ندارم مسلما سایر داوطلبین از من بهترند.
***************
>>> نتیجه گیری شتابزده
یعنی بدون وجود زمینه و دلیل محکمی نتیجه گیری شتابزده داشته باشیم
این خطای شناختی به دو صورت رخ می نماید
الف)ذهن خوانی:
بدون بررسی کافی نتیجه بگیریم که کسی در برخورد با ما واکنش منفی نشان می دهد
ب)پیشگویی:پیش بینی کنیم اوضاع بر خلاف میل ما پیش می رود و ار عهده کنترل آن بر نمی آییم
مثال)شخصی قصد دارد برای اولین بار در مهمانی رسمی حضورر یابد.تا بابت موضوعی با شخص مهمی صحبت کند . وی به دلیل عدم داشتن اعتماد به نفس با خود می گوید:احتمالا خراب خواهم کرد(پیش گویی)و یا به خاطر شناختی که روی پدرم دارد با من بد حرف خواهد زد(ذهن خوانی)
***************
>>> درشت نمایی
یعنی در مورد اشتباهات خود مبالغه کنیم و آنها را بزرگ پنداریم و همگام با این تصور و احساس، نکات مثبت را بی اهمیت ببینیم
مثال)دانشجویی در کنکور قبول نمی شود وی به خود می گوید فاجعه هست. یعنی ابعاد مسئله را متناسب نمی بیند (آمدن زلزله هفت ریشتری فاجعه هست یا قبول نشدن در کنکور؟)
***************
>>> استدلال احساسی
یعنی قبول کنیم و اعتقاد داشته باشیم که احساسات منفی ما لزوما و حتما منعکس کننده واقعیت ها هستند
مثال) احساس گناه می کنم پس آدم بدی هستم.
خشمگین هستم پس در حق من اجحاف شده است.
***************
>>> بایدها
یعنی انتظار داریم همیشه و در همه جا و تحت هر شرایطی اوضاع آنطور که می خواهیم و مطابق میل ما هست پیش برود.بیشتر از کلمه باید در بیان احساس استفاده می شود. و این عبارت های باید دار
چنانچه
**بر ضد ما باشد به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردد
و اگر
**متوجه سایرین باشد به خشم و دلسردی منجر می شود
مثال)نوازنده بسیار خوب پیانو بعد از نواختن قطعه دشواری با خود گفت:نباید این همه اشتباه می کردم ... و آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت.
***************
>>> برچسب زدن
شکل حادی از تفکر هیچ یا همه چیز است. یعنی به جای اینکه بگوییم اشتباه کردم به خود برچسب منفی می زنیم."من بازنده هستم"و یا گاهی افراد به خود برچسب "احمق بودن" ، "شکست خورده" و ... را می زنند.برچسب زدن غیر منطقی است زیرا ما با کاری که می کنیم متفاوت هستیم. گاهی برچسب ها متوجه افراد دیگر هست یعنی مشکل را در رفتار شخص نبینید بلکه در شخصیت او ببینید
مثال)شخصی سر قرار با شما دیر می آید و شما به خاطر احساس منفی که از انتظار کشیدن پیدا کرده اید به وی بر چسب بی فکر و بی مسئولیت را می زنید.
***************
>>> شخصی سازی و سرزنش
یعنی خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد کنیم در حالیکه به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته باشیم. شخصی سازی اکثرا منجر به احساس گناه و خجالت و ناشایسته بودن می شود. گاهی نیز افراد سایرین را علت مسائل می دانندو سهم خود را نمی پذیرند
مثال)معلم مدرسه ای به مادر یکی از دانش آموزان گفت : پسرتان خوب درس نمی خواند و مادر پس از شنیدن حرف معلم با خود می گوید:این نشان می دهد من مادر بدی هستم.در حالی که این مادر باید به دنبال علت واقعی درس نخواندن پسرش بگردد تا به او کمک کند.
و یا علت زندگی زناشویی بد من این هست که همسرم منطقی نیست (یعنی دیگری را باعث ایجاد مشکل دانستن و سهم خود را نادیده گرفتن)
طریقه استفاده از ده خطای شناختی
هم اکنون به یاد زمانی بیفتید که
1-خشمگین بودید
2-نگران و دلواپس بودید
3-تحت فشار و استرس بودید
4-احساس افسردگی می کردید
در هر چهار مورد بالا جداگانه احساسات خود را بر روی کاغذی بنویسید .چه اتفاقی افتاد؟نسبت به خود احساس منفی داشتید یا دیگری؟با خود چه می گفتید؟احساسات منفی خود را بنویسید و سپس با رجوع به ده خطای شناختی بالا افکار و احساساتتان را بررسی کنید.آیا این احساسات منفی، تحریف شده نیستند(ساخته و پرداخته ذهن خویش؟)
در زیر مثالی می آورم تا نحوه استفاده از مطالب بالا را بیشتر درک کنیم
جملاتی که در ذهن می آیند و بررسی خطای شناختی آن
>>>یکی از ناراحتی های متداول ما دیر آمدن اشخاص است<<<
هرچه شخص دیر تر به سر قرار می آید ما عصبانی تر می شویم و هنگامی که شخص از راه می رسد احساس بدی پیدا می کنیم ..افکاری که اغلب در ذهن ما می گذرد
^^ او هرگز سر وقت به منزل نمی آید
خطای شناختی فوق>تعمیم مبالغه آمیز
ممکن است شخص دیر کند و یا معمولا دیر کند اما همیشه دیر نمی کند.
^^چقدر نامنظم است
خطای شناختی فوق>برچسب زدن
زیرا به جای عمل شخص خود او را مورد حمله قرار می دهیم. همچنین تفکر همه یا هیچ چیز نیز می شود زیرا ممکن است شخص دلیل قابل قبولی برای دیر آمدن خود داشته باشد مثلا به وجود آمدن حادثه ای خارج از کنترل وی
^^اگر به من توجه داشت این همه دیر نمی کرد
خطای شناختی فوق>ذهن خوانی
زیرا بدون هرگونه دلیل موجه و منطقی دیر آمدن وی را به بی علاقگی به خودمون نسبت می دهیم
^^باید تا به حال آمده بود
خطای شناختی فوق>عبارت های باید دار
.
.
.
ممکن است بگویید احساس خشم و عصبانیت از دیر رسیدن شخص بسیار صحیح هست.
مطمئنا عصبانیت در مواقعی سالم و به جاست اما ممکن هست در مواقعی هم ذهنتان به خطا رود. وقتی به حادثه ی ناراحت کننده ای به خطا فکر می کنیم احساس شما از تناسب خارج می شود به طوری که حل مسئله اصلی با دشواری روبرو می شود. اگر با واقع بینی به مسئله توجه کنید سازنده تر می توانید احساس خود را بازگو کنید و شرایطی فراهم سازید که طرف صحبت به جای گرفتن حالت تدافعی به گفت و گوهای شما گوش فرا دهد.
در مثال قبل زن بهتر است به شوهرش بگوید:
"عزیزم ، به راستی نگرانت شدم و از اینکه بی خبر دیر آمدی عصبانی هستم .این همه شام تدارک دیده ام .به تو علاقمند هستم وقتی به موقع نمی آیی مرا می رنجانی.ممکن است بگویی چه اتفاقی افتاد و چرا دیر کردی؟آیا ساعت آمدنت را اشتباه کرده بودم؟
این طرز گفتار و برخورد بسیار موثرتر است زیرا
بدون محکوم سازی شخص ، احساساتتان را با وی در میان گذاشته اید و به جای پیش داوری توضیح می خواهید"
+++
خوشحال می شوم
اگر دوست دارید ،احساسات خود را بنویسید و خطای شناختی خود را نیز پیدا کنید و سپس در این تاپیک قرار دهید
ادامه دارد...