چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
سلام ...
میخواستم نظرهاتون رو در مورد روشهایی که پیشنهاد میکنین برای چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر رو بدونم :160:...
چون نمی تونن با هم ازدواج کنن چطور باید از هم جدا بشن که بهترین راه باشه ؟چطور میشه وابستگی و احساس بوجود اومده رو از بین برد ؟ با یک دروغ ؟ با دعوا و یا اینکه با صحبت و به تفاهم رسیدن (البته اگر یک نفره قرار باشه جلو رفت) ؟ با ترک ناگهانی فرد ؟ یا ایجاد تنفر در طرف مقابل ؟ به نظر شما چه روشی بهترین راه هست و طی تجربه هایی که داشتین لطف کنید بگین چه تاثیراتی روی طرف مقابل میگذاره ...
ممنون ...
RE: چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
از دل برود ، هر آنكه از ديده برفت !
RE: چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
برای اینکه شخص مقابل رو بشه راضی کرد که برای زندگیه مشترک خیلی مشکل وجود داره و بهترین انتخاب نیست خیلی زمان لازمه چون توی اون رابطه ی دوستی که بین دختر و پسر بوده به هم عادت کردند و این عادت و احساس به وجود آمده نمیگذاره درست جوانب رو بسنجند ! پس اینکه کم کم فرد رو قانع کرد تا بفهمه که این انتخاب درست نیست شاید سختیه جدایی رو بیشتر بکنه ...و در این مدت همش دنبال روشهایی برای حفظ این رابطه باشه حتی با تغییر خودش و یا زیر پا گذاشتن معیارهای خودش برای ازدواج ...
شاید اگر قرار باشه یک دندان رو جدا کرد اون رو یک دفعه جدا کرد در لحظه ی اول درد زیادی داره ولی کم کم وقتی دندان جدیدی شروع به رشد کردن میکنه نبود دندان اولی فراموش میشه
خوب میشه گفت اگه این رابطه تمام بشه باید یک کسی جای خالی اون رو پر کنه ؟ درسته ؟
RE: چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
سلام دوست من،:72:
همونطوری که دوستان گفتن به کار گرفتن روشهای مختلف به روحیات طرفین بستگی داره اما در اینگونه موارد شفافیت و قاطعیت فرد در تصمیمی که گرفته مهمتر از روشی ست که برای قطع رابطه در پیش خواهد گرفت ...
به هر حال قطع یک رابطه نیازمند کنترل و هدایت مناسب و منطقی احساسات و هیجانات ناشی از وابستگی عاطفی ست که معمولا به سختی و با درد و رنج همراهه و به انگیزه هایی قوی تر و محکم تر نیاز داره .
پس از طرفی طرفین حق دارند از دلایل منطقی و عقلانی برای قطع رابطه اطلاع داشته باشند و از طرف دیگه باید قاطع بود و مصمم ....
البته باید خیلی مواظب باشیم که احساساتمون عقلمون رو در اختیار نگیرند . یعنی گاهی پیش می یاد که دلایلمون ظاهر و پوشش منطقی دارن اما در واقع پیرو احساسمون هستند ...
به نظر من همیشه هم ما به خاطر کمبودهامون به دیگران نزدیک نمی شیم ... و مهم اینه که بدونیم در ایجاد یا ادامه یا قطع یک رابطه برای ما چه چیزی از ارزش بیشتری برخورداره ....
اما به هرحال قاطعیت در تصمیم گیری و پایبندی به تصمیم گرفته شده مهمتر از هر چیزی ست ...
ضمن اینکه درجه مصمم بودن ما با میزان اطمینان ما نسبت به تصمیمی که گرفته ایم رابطه ی مستقیم دارد .