سردرگمم کمکم کنيد ميگه ميخوام باهات ازدواج کنم ولي وقتي ........
سلام دوستان من 24 سالمه ليسانس و شاغلم با يه پسر 27 ساله حدودا 4 ماها آشنا شدم دانشجوي سال آخر ارشد و دنبال کار (البته تو مصاحبه يه سازمان دولتي خوب قبول شده ولي فلا هنوز خبري نشده )مشکل من اينکه وقتي تهرانه رابطمون خيلي خوبه راجع به آينده و معيارهامون براي زندگي صحبت ميکنيم و لي وقتي ميره شهر خودشون مثل غريبه ها ميشه روزي يه اسمس ميزنه تماس تلفني هم که هيچ .وقتي ميگم چرا رفتارت عوض ميشه ميگه وقتي ميرم خونه از اينکه هنوز دستم تو جيب پدرمه و کار و درامد ندارم کلافه ميشم باخودم در گير کم چند روز پيش هم من واقعا دلم تنگ شده بود وقتي بهش گفتم تا 2 روز پيداش نبود بعد يه شب امس زد که من نگران رابطمون هستم نميخوام علاقه کاذب ايجاد بشه تا وقتي که 100٪از هم مطمئن نشيم اين منو خيلي بهم ريخت من بعدار مدته بهش اين حرفو زده بودم البته تا چند وقته پيش خودش هم اينطوري بود نميونم چرا سرد شده من واقعاذنميدونم دليل اين رفتارهاش چيه؟
RE: سردرگمم کمکم کنيد ميگه ميخوام باهات ازدواج کنم ولي وقتي ........
با سلام
انتظارات شما بيشتر انتظارات نسبت به يك همسر هست.
شما خودتون اشاره داشتيد كه فقط با ايشون آشناشديد.
حتي خواستگار شما نيست و به مراحل آشنايي وارد نشده ايد. (يعني رسما به خواستگاري شما نيامده اند و مسئله را جدي نكرده اند)
لذا اگر دل ببنديد ،چون هنوز تعهدي وجود ندارد،اگر او فردا برود با كسي ازدواج كند، مي شكني.
پس بهتر هست در زمين ديگران خانه نكني. تا وقتي مطمئن شوي سند زمين را به نامت زدند. بعد شروع به گسترش احساسات خود نسبت به او بكني.و اين حتما بايد بعد از خواستگاري، شناخت و عقد انجام گيرد.
موارد مشابه در ارتباط دختر و پسر زياد داريم سرچ كنيد، اطلاعاتتون بالا ميرود
RE: سردرگمم کمکم کنيد ميگه ميخوام باهات ازدواج کنم ولي وقتي ........
كمكم كنيد
من دختري هستم 26 ساله ليسانس
مدتيست با آقايي آشناشدم كه به هم علاقه داريم و قصد ازدواج داريم باخم
اما مشكلي كه هست اينه كه ايشون 3سال پيش از همسرشون جدا شدند و الان يه پسر 4 ساله دارن كه با خودشون زندگي ميكنن و دليل جداشدنشون خيانت همسرشون و بي بندوباري همسرشون و راغب نبودن به زندگي و بچه و آزاد زندگي كردن بود كه همسر قبلي اين آقا مهريه خودشو ميذاره اجرا و بدونه توجه به بچش ميذاره ميره بايد بگم اين آقا كاملا از لحاظ مادي و معنوي مشكلي نداشته و يه مرد ايده ال بوده ولي همسرشون اختلال رواني داشته و دوبار اقدام به خودكشي كرده بود كه الانم دارو مصرف ميكنه
ازدواج اين خانوم با اين آقاهم طوري بوده كه اين دونفر باهم دوست بودن ايين خانوم با همدستي خانوادش از خونه فرار ميكنه و مياد ميشينه خونه آين آقا بعد ازاينكه اين آقا و خانوادشو مجبور به عقد ميكنن بعد از عقد دائم مشكل ايجاد ميكنن براشون طوري كه اين زندگي 3سال دوام مياره اونم با هزارجور مكافات كه بعدها متوجه ميشن كه هدف اين خانوم زندگي و تشكيل خانواده نبوده فقط پول و مهريه بوده. خلاصه خانواده من مخالفن از اين طرف از حرف مردم و نيشوكنايه هاشون به من ميترسم كه نميتونم رو عشقم بايستم. آيا اين ازدواج صلاحه؟
من چيكاركنم؟
RE: سردرگمم کمکم کنيد ميگه ميخوام باهات ازدواج کنم ولي وقتي ........
سلام bbbbbb،
لطفاً برای خودتون یک تاپیک جدید ایجاد کنید تا کمکتان کنیم.
می توانید از این لینک استفاده کنید: کلیک کنید
(با استفاده از این لینک تاپیک شما در انجمن دو دلی در انتخاب همسر ایجاد خواهد شد).
منتظرتون هستیم.