-
ترس ازمرگ
من صباهستم.16 سالمه.تو13 سالگی پدرمو که خیلی دوسش داشتم ازدست دادم.وبامادرم وخواهرم زندگی می کنم.ازنظر مالی هیچ مشکلی ندارم.وپدرم قبل ازمرگ همه چیز برامون گذاشته.ازقبل ازاینکه پدرم روازدست بدم به مرگ خانوادم فکرمی کردم وگاهی ازفکرش به گریه می افتادم ولی ازاون از مرگ بابام به این وراین احساس زیاد ترشده وهرشب سراغم میاد.هروقت بهش فکر می کنم گریم می گیره.اصلادست خودم نیست.گاهی شبا بیدار میشم مامانمو نگاه می کنم ببینم زنده هست یانه.لطفا بگید چی کارکنم تاازشر این جورفکرا خلاص شم.
-
RE: ترس ازمرگ
سلام .
دوست عزيز رفتار شما را من هم بعد از فوت پدربزرگم پيدا كرده بودم هميشه نگران پدر و مادر بودم .
با توكل به خداي بزرگ و خواندن قرآن هم ميتوانيد روح پدر خود را شاد و خشنود گردانيد و هم آرامش خاطر پيدا خواهيد كرد .
در ضمن اين آرامش خاطر شما ، باعث به وجود آمدن فضاي معنوي و زيبا در خانواده تان ميشود .
خداوند مهربان پدر شما را رحمت كند و مادر و خواهرتان را برايتان حفظ كند .
موفق باشيد و از ذكر خداوند غافل نشويد .
-
RE: ترس ازمرگ
سلام santabanta جان
سعی کن از افکار مثبت استفاده کنی و تلقینات مثبت و توکل
منم گاهی شب ها به پدرم سر می زنم ببینم حالش خوبه
و سعی کن از مرگ تصویر خوشایندی بسازی در ذهنت مرگ پایان انسان نیست آغاز و ادامه تکامل انسان ها است و اطلاعات وشناختت هم بالا ببری خیلی کمک می کنه واز همه مهمتر توکل واعتماد به خدا یادت نره
-
RE: ترس ازمرگ
مرسی ازراهنمایی خوبتون
سعی می کنم به کارهایی که گفتید عمل کنم
بازم ممنون:72: