اتفاقی که مدام می افتد !!!
سلام
بچه ها من نمی دونم تاپیک رو درست انتخاب کردم یا نه اگر نه مدیران تصحیح کنند .
درست از 20 سالگی که فکر کردم باید ایده هایم را به عمل برسانم در حال کارکردن مداوم هستم ، دیشب دوباره اتفاقی برای بار چهارم افتاد که من دیگه احساس کردم ایراد از خودم هست
داستان هر چهار بار اینطوریه :
من برای رسیدن به ایده هام و فکرم نیاز به پول اندکی هستم و آدمی که ساپورتم کنه . صادقانه جلوی این آقا می شینم آقایی که حداقل 20 سال از من بزرگترند . ایده هایم را می گویم هزینه هاش که خیلی هم اندک است می گویم و به چه و چه می رسیم هم می گویم . آقای سرمایه گذار وقتی می بیند با پول اندک به کجاها می رسد سریع قبول می کند و می خواهد قراردادی امضا کنیم و من هم حقوقی دریافت کنم من حقوق نمی خواهم فقط اگر رسیدیم به جایی من را فراموش نکن ، آقای سرمایه گذار می گوید باشه عزیزم ولی تو خرج داری ، زندگی داری ! من لبخندی می زنم و می گویم سختی می کشم تا برسم به نتیجه . می آیم خونه و شروع می کنم 5 ماه 6 ماه ، آقای سرمایه گذار مدام زنگ می زند و می گوید پس چی شد ، چی شد . خب گاهی بعد از 6 ماه ، گاهی بعد از یکسال شب و روز کار کردن به نتیجه می رسم . آقای سرمایه گذار مرا به خانه اش دعوت می کند در بهترین حالتش اینه که بعد از تشکر بهم می گوید شما برای من کار می کردی و حالا که رسیده به آخرش باید همه چیزها و مدارکی که دستت هست به من بدی! من هم می گم باشه ولی من چی ؟! می گوید حالا اگر رسیدیم به پول اونوقت و ناگهان در زنگ می خورد 4 مرد وارد می شوند . معرفی می شوند . وکیل آقای سرمایه گذار ، دوست صمیمی ایشان و یه آدم ریشو که گویا همه کاره همه ارگانهاست و یک کارشناس خبره . آقای سرمایه گذار با حالتی خاص می گوید همراه با نیشخند خب دوستان گویا آقای کاوه خان نمی خوان مدارک را بدهند و باید یه شکایت درست حسابی ازشون بکنیم . من هم می گویم من کی گفتم نمی دم فقط گفتم من صادقانه جلو اومدم با هزینه کم بدون حقوق منم همه زندگیمو گذاشتم ولی ... ، آقای وکیل قانون کارفرما کارگر را می گوید و یه سری قوانین دیگه که کم از اعدام نیست ، آقای ریشو اینکه با فلانی که عین من بوده چیکارش کردن و و و . دقت کنید همه اینها کم کم 20 سال از من بزرگترند . عرق سردی می کنم زیر برگه ای که قراره همه چیز را بدهم امضا می کنم تا فقط از اون فضا فرار کنم . از اونجا بیرون می یام و درحالیکه دوباره همه چیز رو باختم دنبال تاکسی می گردم تا یه جوری خودمو به خونه برسونم .
این داستان اینبار چهارمین بار است برای من اتفاق افتاده و دیگه خسته شدم .
RE: اتفاقی که مدام می افتد !!!
سلام دوست عزیز
به نظر من مشکل از خود شماست که به همه کس اعتماد میکنید اونم تو همچین کاری
وقتی شما با کسی که نمیشناسید یا میشناسید فرق نمی کنه اون شخص برادر آدم باشه می خواهید کاری رو شروع کنید یا دارید برایش کسی کار میکنید بهتره یه قرارداد بنویسید که مثلا آقا شما وقتی روی پروژه ای کار می کنید وقتی به نتیجه رسید طرح برای شماست و درصدی مثلا 50 در صد از سود کاربرای شما باشه و 50در صد برای شخص سرمایه گذار وقتی شما قرار داد معتبر و محضری داشته باشید فکر نکنم هیچ مشکلی پیش بیاد و شخص سرمایه گذار اگه وکیلم بگیره کاری نمیتونه بکنه چون شما مدرک قانونی دارید برای تهیه متن قرار داد هم میتونید با یه وکیل مشورت کنید
موفق باشید
RE: اتفاقی که مدام می افتد !!!
دوست عزيز شما قبل از هر اقدامي بايد يه قرارداد(با مشورت يه وكيل يا مشاور حقوقي) تنظيم كنيد و اول كار ببينيد سرمايه گذار پروژه قبول ميكنه كه قرار داد رو امضا كنه يا نه...
كتابهاي زيادي هم هستن كه انواع قراردادهاي تجاري و ... رو توضيح دادن تا اين طوري اختراعات و ابداعات شما به باد نره...قطعا در 4 مورد قبلي هم بي دقتي و بي مبالاتي از خود شما بوده...
RE: اتفاقی که مدام می افتد !!!
آدم از یک سوراخ چند بار گزیده نمیشه
اشتباه از شما بوده
ایشالا این شکست هاتون هم تجربه و هم مقدمه ای واسه پیروزی های بزرگ باشه
نقل قول:
دوست عزيز شما قبل از هر اقدامي بايد يه قرارداد(با مشورت يه وكيل يا مشاور حقوقي) تنظيم كنيد و اول كار ببينيد سرمايه گذار پروژه قبول ميكنه كه قرار داد رو امضا كنه يا نه...
[color=#0000CD]یا میتونین خودتون قولنامه ای ........ امضا کنید بستگی به پروژه داره