شناخت مشكلات زناشويي از ديدگاه زنان
من از وقتي وارد اين فروم شدم و سرگذشت زندگي همه رو مي خونم خيلي ناراحت مي شم. وقتي كه مي بينم فقط با چند تلاش كوچك به راحتي مي شه زندگي رو از پاشيده شدن نجات داد. اين تاپيك رو باز كردم كه با توجه به تجربه خودم در زناشويي يه سري نكاتي رو كه به نظرم مردهاي عزيز اگه رعايت كنند زندگي بهتري رو خواهند شد رو عنوان مي كنم. خيلي از بايدها گفتيم دلم مي خواد اينبار از نبايد ها هم بگيم. به نظر من اين نكات علاوه بر مردان مجرد و متاهل به درد مادراني هم كه فرزند پسر دارند هم مي خوره. چه بسا كه 90 درصد همين مردهايي كه با آشنا نبودن به نكات ظريف زناشويي باعث به هم ريختن كانون زندگي اشون مي شن محصول تربيت غلط خانواده هستند. مسلما خانم ها هم در بهم ريختگي زندگي خانوادگي نقش دارند كه من اينجا به اين موضوع نمي پردازم ولي خب اقايون متاهلي كه يه سري نكات براي بهتر شدن زندگي دارند مي تونند توي يه تاپيك جدا به اين مساله بپردازند.
اول از همه من از زندگي گذشته خودم مي گم كه بدونيد اين مسايل عنوان شده از چه پيش زمينه ايي برخورداره. من بعد از 5 سال زندگي (به اضافه 2 سال آشنايي)از همسرم جدا شدم. من حدود 4.5 سعي در اصلاح زندگي ام داشتم (اواخر ازدواجم واقعا ديگه بريده بودم و اعتراف مي كنم كه ديگه كشش نداشتم). فكر مي كنم من از معدود زنان هايي هستم كه شب عروسي اشون هم با گريه و دعوا خوابيده باشه. شوهر من بسيار آدم چشم پاك و وفاداري بود و خوشبختانه توي اين مدت من هيچ حس حسادتي رو تجربه نكردم (گواينكه ذاتا من زياد انسان حساس و گيربده ايي هم نيستم). بسيار دست و دلباز و با قلب مهربان. ولي مشكل از كجا بود؟
1.خودشناسي: اينكه مي گن خودشناسي اولين پله از خداشناسي ايه واقعا حرف قشنگي ايه. بيشتر مشكلات ما انسان ها از عدم شناخت خودمون ايجاد ميشه. چند درصد از ما به عيب هامون واقفيم –حرفي از اصلاح عيب نيست-حرف از پذيرش اوناست. وقتي عيب رو قبول داشته باشيم اون موقع است كه پذيراي كمك از جانب مشاور خواهيم بود. نود درصد مردهايي كه حاضر به اومدن به مشاور نيستند عيب هاي خودشون رو قبول ندارند و اونا رو ناشي از توهم زنانشون مي دونند. همسر سابق من زياده روي در الكل مي كرد،پرخاشگري شديد داشت و خشم اش رو مديريت نمي كرد ولي آيا حاضر بود بپذيره كه مشكل داره؟ خير...دو سال اول زندگي من صرف درمان مشكل الكل ايشون شد ولي باز هم در نهايت حاضر نبود كه اين مشكل رو بپذيره.
توي خلوت بشينيد به تمام خصوصيات خودتون فكر كنيد. من كي هستم؟من چه خصوصياتي دارم؟خصوصيات بد،خوب من ،ترس هاي من چي هستند؟قبول كنيم كه پرخاشگريم،قبول كنيم كه بنده خشممون هستيم،قبول كنيم كه بي توجهيم ،بي مسئوليتيم..زماني كه بپذيريم اون موقع اولين جرقه براي بهبود ايجاد مي شه. اون موقع است كه در مقابل انتقادهاي ديگران جبهه نمي گيريم و كم كم سعي در درمان مشكلات خودمون مي كنيم.
2.خشم و پرخاشگري: به نظر من بدترين چيز در زندگي انسان ترس از يك انسان ديگه است. من همه اين موارد رو با مثال زندگي خودم بيان مي كنم كه ملموس تر باشه. من واقعا از عصبانيت شوهرم مي ترسيدم. به اين علت كه با يك حرف كوچك بارها شده بود كه كنترل تلويزيون رو به طرفم پرتاب كرده بود. مثلا اگه مي خواستم عنوان كنم كه كسي ما رو به مهموني دعوت كرده يا بريم يه خريدي انجام بديم..بايد انقدر فكر مي كردم و حرفم رو سبك سنگين مي كردم يا يه زمان مناسب رو پيدا مي كردم (صبح كه از خواب پا مي شد عصبانيتش حد و مرز نداشت)تمام انرژي مغزم رو بايد براي گفتن يه حرف كوچيك هدر مي دادم.چرا؟ چون پرخاشگر بود و من مي ترسيدم. آقايون محترم...90 درصد خانوم ها از زندگي اشون به جز صلح و آرامش و همدلي چيز بيشتري نمي خوان. چرا با يك حرف كوچيك عصباني مي شيد؟ چرا دستتون رو روي انساني كه از شما از لحاظ فيزيكي ضعيف تره بلند مي كنيد؟ تو دو سال اول زندگي من،شوهرم بيكار بود و كار ثابتي نداشت...تا ظهر مي خوابيد و چند بار به اين علت كه من ساعت يك ظهر بيدارش كردم كه بره براي وقت مصاحبه ايي كه دير شده(من با سياست خاصي و بدون اين كه به غرورش بر بخوره اين مسايل رو عنوان مي كردم) با داد و بيداد بلند مي شد و چند بار ليوان چاي داغ رو طرف من پرتاب مي كرد.
اينا رو مي گم كه ببينيد كضم غيضي كه مي گن همينه...تازه اونو در جايي مي گن كه مقصر كس ديگه ايي باشه نه اينكه طرفتون بي تقصير باشه.
عصباني هستيد به هر علتي ...محيط رو ترك كنيد. سريع تو دلتون شروع به آروم كردن خودتون بكنيد. تا زماني كه آروم نشديد به اون محيط برنگرديد و با زنتون حرف نزنيد. بعدا كه آروم شديد يه بار ديگه و از يه زاويه ديگه به قضيه نگاه كنيد.
هميشه اين پيش زمينه رو داشته باشيد كه زن شما دوستون داره و دشمن شما نيست و در جبهه شما قرار داره نه در صف روبروي شما.سعي نكنيد با دست روي زن بلند كردن و صدا بلند كردن قدرتتون رو نشون بديد و غرور زنتون رو بشكنيد. غرور شكسته شده هيچ وقت درست نمي شه.
روي سخنم با مادرهايي كه پسر دارن هم هست.. تا پسر بچه اتون پرخاشگري مي كنه خواسته اش رو انجام نديد. با حوصله رفتار كنيد. توي جمع هايي كه هستيد از خاطرات پرخاشگري يا قلدري بچه اتون با افتخار صحبت نكنيد تا پسرتون تشويق به اين رفتارها نشه. پسرتون رو خشن بار نياريد. بذاريد گريه كنه بذاريد حس هاي لطيف رو بشناسه چون سال ها بعد بايد يه موجودي با روح لطيف زندگي كنه.
ادامه دارد
RE: شناخت مشكلات زناشويي از ديدگاه زنان
با تشکر از المیراعزیز اگراینتاپیک را ادامه بدهیم خیلی خوب می شود و کلی مطالب یاد می گیریم که برای زندگی مشترکمان عالی است :324:
RE: شناخت مشكلات زناشويي از ديدگاه زنان
الميرا1358
ممنون از تاپیکت کاش واقعا بیان آقایون بخونن ولی خوب این هم واقعا خیلی شدید خشن بوده !
RE: شناخت مشكلات زناشويي از ديدگاه زنان