دلم عجیب گرفته است ، برای زمانه ای که ایمان داشتن شبیه معجزه شده است ، برای زمانه ای که همه تلاش ما شده بیشتر در آوردن ، انقدر به جلومون نگاه می کنیم که یادمون رفته چیا رو پشت سرمون جا گذاشتیم ، هر روز یک قدم بیشتر از خودمون دور میشیم ، برای چی؟ برای کی؟ انقد گرفتار حاشیه ها شدیم گه اصل قضیه یادمون رفته
واسه چی اینجاییم؟ کاش کمی بیشتر اندیشه کنیم
خیلی وقته معنی نگاه ها رو گم کردیم ، دیگر نگاه های معنادار هیچ کسی برامون مهم نیست،
هیییییییییییییی عجیب دلم گرفته است ، آیا خودفریبی تنها راه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونم ، نمی دونم ، نمی دونم
اینجا هوا مرا کم است
در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغ های قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
=======================
پاورقی : این تاپیک رو باز کردم تا هر وقت درد و دلی داشتم، اینجا بنویسم ، انمی دونم جاش این انجمن بود یا نه ،اگر نمی تونه جاش اینجا باشه ، پیشاپیش از مدیران محترم عذر می خوام:72:
