مشکل در مدیریت روابط دوران نامزدی
سلام
4 ماه پیش ازش خواستگاری کردم ، گفت فعلا امادگی ازدواج رو نداره قرار شد یه مدت صبر کنیم تا بیشتر به ازدواج فکر کنه و امادگی ازدواج رو احساس کنه ، 2 ماه پیش روابط بینمون به سمت احساسات رفت و ما برای این که کنترل کنیم احساستمونو تصمیم گرفتیم به اطلاع خانواده برسونیم و تحت نظرشون یه دوره شناخت داشته باشیم ، یه سری احساسات رو از روابطمون حذف کردیم ولی باز هم احساسات بود اما کمتر از قبل ، بنده با مادرم به دیدنه خانواده ایشون رفتم و بعد 10 روز که تحقیقات اولیه انجام شد ، دوران شناخت ما شروع شد ، یک هفته گذشت و باز هم احساسات اومد وسط ، این بار ایشون ازم خواست احساس بذاریم کنار و منطقی بریم جلو منم قبول کردم و مشکلات ما از همون روز شروع شد ، دو روز بعد گفت فکر میکنه این بیرون رفتن ها جالب نیست و گفت تصمیم گرفته روابطه حضوری رو تا بعد امتحانا قطع کنیم و بعدش بصورت رسمی اقدام بشه و حتی گفتگو هامون هم تحت نظر خانواده ها باشه !!!
به تصمیمش احترام گذاشتم گفتم باشه ، گفتم تا اون موقع خودمم از لحاظ فکری به به نتیجه بهتر می رسم و شرایط رو بهتر تحلیل میکنم ، ولی توی این چند روز ایشون از طرفی من طبق قرارمون اصلا نمی تونم ارومشون کنم و باهاشون احساسی بحرفم و این باعث شده سره مسائل این چنینی که من هواسم بهشون نیست بحثمون شده و کلا یک هفته است که ارامش قبل این رو ندارم ، روابطمون خیلی خشک داره میشه و از هم دور میشم ، یه سری توقعات ازم داره نمی تونم براورده کنم به دلیل همین احساسی نبودن همون ها باعث میشه بهانه گیری کنه ، نمی دونم باید چیکار کنم که هر دو ارامش خودمونو بدست بیاریم تا بتونیم تصمیم منطقی و درستی بگیریم
RE: مشکل در مدیریت روابط دوران نامزدی
فکر کنم یه جای نوشتتون جا افتاده.اره؟
نقل قول:
ولی توی این چند روز ایشون از طرفی من طبق قرارمون اصلا نمی تونم
من فکر میکنم ایشون هنوز با خودش کنار نیومده.چون کسی که اذعان میکنه امادگی ازدواج نداره چه جوری بعد دو ماه تا پای احساسات اومد وسط گفت به خونوده ها اطلاع بدیم؟
مطلع کردن خونواده ها کار کاملا درستیه و لی منظورم اینه چه جور تو این 2ماه امادگی ازدواج پیدا کرد؟
مگه خودش نخواست رابطتون دور از احساس باشه؟چرا الان به قول شما از نبود احساس ناراحته؟
من فکر میکنم هنوز مطمئن نیست امادگی ازدواج داشته باشه و ضمنا هم احساسی شدن رو کار درستی نمیدونه و هم ازش چشم پوشی نمیتونه بکنه.
چون رابطه دختر و پسر ناخوداگاه ادمو وارد فاز احساسی میکنه.
بهترین راه اینه که از همین الان نه بعدا رابطه 2نفره قطع و به شکل رسمی در بیاد.میتونین زیرنظر یا با همراهی خونوده هاتون بیرون برین و همدیگرو بشناسین.
RE: مشکل در مدیریت روابط دوران نامزدی
دوست عزیز سلام
اول بهت تبریک میگم که انقدر دوست داری عاقلانه و اگاهانه ازدواج کنی
بعدم بهتره بزاری تا بعد امتحانات خانوم بصورت رسمی صحبت کنی
در اخر درسته گفتن احساسات وارد نشه اما به نظرم در حد کوچولو نیاز به احساس هست اصلا باید احساس باشه تا انگیزه شناخت و حتی تغییر بیاد
نظر من کارشناسی نیست اما دوستان تالار صد در صد بهتر راهنماییت میکنن
موفق باشی:72:
RE: مشکل در مدیریت روابط دوران نامزدی
نقل قول:
نوشته اصلی توسط بهار66
فکر کنم یه جای نوشتتون جا افتاده.اره؟
نقل قول:
ولی توی این چند روز ایشون از طرفی من طبق قرارمون اصلا نمی تونم
ممنون بابت دقت نظرتون ، توی ویرایشم جا افتاده منظورم بهانه گیری های ایشون بوده
من فکر میکنم ایشون هنوز با خودش کنار نیومده.چون کسی که اذعان میکنه امادگی ازدواج نداره چه جوری بعد دو ماه تا پای احساسات اومد وسط گفت به خونوده ها اطلاع بدیم؟
مطلع کردن خونواده ها کار کاملا درستیه و لی منظورم اینه چه جور تو این 2ماه امادگی ازدواج پیدا کرد؟
مگه خودش نخواست رابطتون دور از احساس باشه؟چرا الان به قول شما از نبود احساس ناراحته؟
من فکر میکنم هنوز مطمئن نیست امادگی ازدواج داشته باشه و ضمنا هم احساسی شدن رو کار درستی نمیدونه و هم ازش چشم پوشی نمیتونه بکنه.
چون رابطه دختر و پسر ناخوداگاه ادمو وارد فاز احساسی میکنه.
بهترین راه اینه که از همین الان نه بعدا رابطه 2نفره قطع و به شکل رسمی در بیاد.میتونین زیرنظر یا با همراهی خونوده هاتون بیرون برین و همدیگرو بشناسین.
اون امادگی ازدواج من بیشتر گذاشتم رو حساب ناز کردن هایی که بعضی خانم ها برای این که بفهمن چقدر طرف مقابلشون نسبت به تصمیمش مطمئن هست گذاشتم ، چون بعد اون که اینو گفت مفصل باهاش حرفیدم و خواست فکر کنه بعد دو هفته بهم گفت زمان نیاز داره و شاید دو ماه دیگه شایدم بیشتر امادگیشو پیدا کنه
رابطه ی که ما داریم با اطلاع خانواده هاست هرجا بیرون میریم قبلش اطلاع میدیم و قبل از این که به خانواده ها اطلاع بدیم هم به هیچ وجه بیرون نمی رفتیم ، اره هم من و هم ایشون احساسی شدن رو درست نمی دونیم ولی برامون سخته کنارش بزاریم (البته توی این چند روز واقعا کنارش گذاشتیم و خیلی کم شده) ، اما مشکل من اینه که میخوام طوری برخورد کنم و روابطمون رو مدیریت کنم که این مسئله باعث نشه تحت فشار قرار بگیریم و بتونیم تو ارامش کامل تصمیم درست رو بگیریم
در مورد راه حلی هم که گفتین مشکل اینه که من هم خودم درگیر امتحان ها و بیشتر از اون درگیر کارم هستم و الان برم جلو تمرکزمون واسه امتحانمون بهم میریزه من دنبال راهی هستم که تا 15 بهمن روابط طوری مدیریت کنم که نه ایشون فکر کنه بنده مواظبش نیستم و حالش برام مهم نیست و نه اینکه وارد فاز احساسات بشیم یه روابط متعادل ، فردا شب میخوایم در مورد همین مشکلات با هم صحبت کنیم تا یه راه حل پیدا کنیم
ممنون دوست عزیز از نظرتون :72:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ویدا@
دوست عزیز سلام
اول بهت تبریک میگم که انقدر دوست داری عاقلانه و اگاهانه ازدواج کنی
بعدم بهتره بزاری تا بعد امتحانات خانوم بصورت رسمی صحبت کنی
در اخر درسته گفتن احساسات وارد نشه اما به نظرم در حد کوچولو نیاز به احساس هست اصلا باید احساس باشه تا انگیزه شناخت و حتی تغییر بیاد
نظر من کارشناسی نیست اما دوستان تالار صد در صد بهتر راهنماییت میکنن
موفق باشی:72:
خیلی ممنون بایت نظرتون و همچنین تبریک :72:
برای بعد امتحان ها که همین تصمیمو دارم ، در مورد احساسات به اندازه ای که شما میگین این احساسات وجود داره ولی مسئله نشون دادن این احساسات هست که باعث میشه روی تصمیم گیری تاثیر بذاره ، مشکل من همین متعادل کردن احساسات ، طوری که نه توی تصمیم گیری درست تاثیر بذاره ، نه این که ایشون فکر کنه حال و احوالش برای من مهم نیست