-
همسرم مرادرک نمیکند
باسلام من 3سال است که باهمسرم ازدواج کردم همسرم مرد خوبی است ولی خانواده اش دخالت میکنند یعنی هروز مادرش زنگ میزند واز پسرش امار میگیرد کجایی وکجاها رفتی؟ یک روز اگه زنگ نزند مادرش میگویید چرا منو فراموش کردی؟مادوتا جاری هستیم من حق ندارم باجاریم حرف بزنم چون مادر شوهرم به شوهرم گفته که من پشت سر اون پیش جاریم غیبت میکنم وحق ندارم باجاریم حرف بزنم وازاون ور برادرشوهرم هم جاریمو ممنوع کرده ما فقط توجمع باید باهم حرف بزنیم واز این چیزای الکی همیشه وقتی میرم میگه من مریضم وپول ندارم بااینکه همه چیز داره وهمه چیز میخره انگار من هوی اونم بامن رقابت میکنه شوهرم هم از مادرش حساب میبره من هیچ وقت از رفتار مادر شوهرم پیش خودش گلایه نمیکنم وقتی میام خونه پیش شوهرم میگم واونم ناراحت میشه منو همسرم هردوکارمندیم ومن یه بچه ی 7ماهه دارم بنابه دستور مادر شوهرم شوهرم توخونه دست به سیاهوسفید نمیزنه ومن بابچه وکارهای خونه همیشه درگیرم وفقط بعضی وقت ها بچه رونگه میداره از مادر شوهرم واخلاقش بدم میاد الان پدر م فوت شده ومن مجبورم پیش مادرم باشم شوهرم همیشه به من زنگ نمیزنه همیشه من باید خبرشو بگیرم زبانن میگه دوست دارم ولی اصلا نشون نمیده میگه خودت خبرمو میگیری دیگه بسه؟نمیدونم چکار کنم که از دست این زن راحت بشم ؟شوهرم بایک حرف مادرش عوض میشه اگه مادرش بگه زنت اینجوریه زود عوض میشه ودیگه نه حوصله ی منو داره نه حوصله ی بچه اشو کلا از اون زن بدم میاد؟اگه چیزی براشون اتفاق بیفته ازم مخفی میکنند منو میفرستند اون اتاق وبه شوهرم میگن منم از اینو اون میشنوم بعد شوهرم الکی میگه نمیخواستن تو ناراحت بشی ؟
درگیری منو شوهرم فقط بخاطر مادرشه من موندم چکار کنم ؟ میدونه که حق بامنه ولی قبول نمیکنه میگه توچرا از اون بدت میاد اونا باتوچکار دارند ؟
-
RE: همسرم مرادرک نمیکند
سلام دوست خوبم
اگر یه سری تو تاپیکا بزنی میبینی همه با مادر شوهر و کلا قوم شوهر درگیرن.پس مشکلت حاد نیست.آره درست میگی.اون دقیقا فکر میکنه تو هوی اونی.حسی که مارد شوهر من به منم داره.
بارها همسرم جلو مادرش از من چیزی خواسته.من بلند شدم رفتم آشپزخونه.میبینم مادر شوهرم هم اومده داره همونی رو که شوهرم خواسته حاضر میکنه.بهش میگم مادر جون من میبرم میگه لازم نکرده !!!!
ولی دوست خوبم.یه چیزی رو خوهرانه بهت میگم.خواهش میکنم و اگه لازم باشه التماس میکنم به هیچ عنوان از مادر شوهرت پیش شوهرت گله نکن.چون اینکاره من باعث شد تا دادگاه هم برسم.به خصوص اینکه بچه هم داری.پس با دم شیر بازی نکن.
از را محبت چی؟وارد شدی؟شاید کمبود محبت و توجه داره.
تنها راه راحتی از این زن بیخیالش شدنه.میدونم سخته.باز تو سرت شلوغ تره.اگه جای ما بودی چه میکردی؟الحمدلله بچه سالم داری.به فکر بزرگ کردن اون باش.میدونی حرص و جوش تو مستقیما رو اون طفل معصوم اثر میذاره.
اگر چیزی رو درباره خودشون از تو مخفی میکنن برای اینه که خجالت میکشن لابد !!
مردا به سختی قبول میکنن که خانوادشون مقصرن.
حالا تو بگو اگر مشکلات فقط همینه (مادر شوهر) بیخیال شو و بچسب به زندگیت.ضمنا حواست باشه محبت در مقابل محبت.احترام در مقابل احترام
اگر همسرت بهبت زنگی نمیزنه دلیل نداره تو خودت دائما بهش زنگ بزنی.تو هم کمترش کن ولی نامحسوس.
اتفاقا یه دوستی یه تاپیکی باز کرده که خسته شدم از اینکه شورم زبانی بهم نمیگه دوست دارم.ولی تو برعکس اونی
آدم قدر چیزی رو که داره نمیدونه
موفق باشی عزیزم
اینجا پره از ادما با معرفت که مشکلاتشون مشابه شماس.حتما کمکت میکنن
-
RE: همسرم مرادرک نمیکند
سلام ثريا خانوم عزيز
اول بگم من كوچيكتر از اونم كه بخوام راهنمايي كنم تو جمع دوستان و يا حرف نصيحت گونه اي بزنم پس صحبتام رو فقط خواهرانه بخون
اول از همه يك چيز ميگم شايد قبول كردنش و اينكه اين مطلب رو بخواي براي خودت كامل جا بندازي يكم سخت باشه اما چون الان خودت مادر هستي و خدا رو شكر مادر هم داري بهتر ميتوني درك كني.
عزيزم به نظر من
**** در مرحله اول به جاي اينكه مدام پيش خودت تلقين كني از اين زن بدم مياد اين زن مثل هووي منه پيش خودت زمزمه كن اين زن هم يه مادره كه ميتونه يه دوست براي من باشه ....... يه مادره مثل همه ي مادراي ديگه حالا شايد يكم توي ابراز محبت به پسرش (به فرزندش) افراطي عمل ميكنه. اما ---- يه مادره ----- مثل مادر خود شما ------- مثل خود شما ------- شايد مادر شما و يا شما در ارتباط با فرزندتون حد تعادل بيشتري داريد كه ايشون نداره ------
ميدوني منظورم اينه كه رفتارهاش رو پاي يدجنسي و بدتينتي نذار --- بزار روي علاقه مادرانه كه شايد يكم با نادوني هدايت ميشه ----
******* در مرحله بعد سعي كن در مقابل خانواده شوهرت خصوصا در مقابل مادر شوهرت خيلي خيلي زياد احترام شوهرت را داشته باش و بهش محبت كن بزار مادر شوهرت كامل به اين نقطه برسه كه كسي در كنار پسرش هست كه مثل خود اون اين پسر رو دوست داره و براش عزيزه ...... زمان مي بره و شايد اولش فكر كنن فيلم بازي ميكني و يا حتي اگر قبلا اينطور رفتاري نديده باشن فكر كنه ميخواي با خود شيريني پسرش رو ازش جدا كني اما به مرور زمان متوجه ميشه كه نه واقعا پسرش براي اين خانوم (يعني شما) عزيز و محترم هست وقتي خيالش راحت شد ديگه كنترلرش رو يواش يواش خاموش مي كنه
****** سعي كن اگر زماني مادر شوهرت صحبتي ميكنن حالا حتي با طعنه و كنايه كه جنبه نصيحت يا دستور داره سياست داشته باش اگر شده حتي جلو خودش به شوهرت بگو ا ااا مادرجون درست مي گن روي اين قضيه فكرمي كنيم يا كار مي كنيم به يه نوعي بهش بفهمون كه من براي حرفات احترام قائلم (( همون كاري كه با حرفاي مادر خودت ميكني -- معمولا حرفاي مادر خودمون رو روي دخالت ايشون نمي زاريم از جنبه تجربه و نصحيت و محبت نگاه ميكنيم اما حرفاي مادر شوهر معمولا جنبه دخالت و توهين به خودش مي گيره )) بهش تفهيم كن كه ما متوجه ميشيم كه صحبتهاي شما از روي محبت هست ....... حتي اگر به كلمه اي از حرفهاي اون حرفها اعتقاد نداشته باشي اما فقط بدونه كه براي حرفش احترام قائليد ..... حالا بعدش اين سياست و روش خودت هست كهتوي خلوت خودتون دوتا شوهرت رو قانع كني كه حرفهاي مادر مثلا غير منطقي بود و يا من به فلان دليل خيلي موافقش نيستم . اونم بازم با محبت
****** يه چيز ديگه هم از منه خواهر كوچكتر بشنو ....... خيلي اهميت نده و كنجكاوي نشون نده كه حتما همه چيز زندگيشون رو بدوني ...... مگر ما همه حرفهاي همه رو ميدونيم ........ ميدوني دوست خوبم به هرحال همينطور كه شوهر ما يه شخص سوم و البته غريبه هست كه وارد زندگي پدر و مادر ماشده و شايد پدر و مادر ما صلاح ندون همه چيز رو ايشون بدونن . . ماهم بالاخره يه سوم شخص هستيم تو خانواده اونها ....... ميدوني اصلا برات مهم نباشه كه بخواي همه چيز زندگيشون رو بدوني ...
ميدوني به عقيده من و كاري كه خودم هميشه ميكنم يه لحظه فكر ميكنم واقعا چه اهميتي داره شنيدن و دونستن همه جزئيات؟ چه كمكي ميكنه دونستن و يا ندونستش در زندگيه من ؟ شنيدن و يا نشينيدن همه حرفاي مادر و پسر و يا مادرشوهر و خواهر شوهر بهم چه نقشي تو خوشبختي من داره؟ درجه اهمينش چقدره؟
وقتي شما با محبت و سياست زنانه ات شوهرت رو مجذوب خودت نگه داري ديگه بيشترين نقش رو در خوشبختي فقط خودت داري و بچه ات و شوهرت
ببخشيد من خيلي حرف زدم------- اميدوارم حرفام رو مثل يه خواهر كوچتر ببيني
-
RE: همسرم مرادرک نمیکند
یک دنیا ممنون ازاینکه این همه کمکم کردید