گفتار سوم - شناخت خود و حقوق خود
بسم الله الرحمن الرحیم
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
مطیع نفس شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملایک
تو قدر خود نمی دانی چه حاصل
دعای عرفه حضرت سیدالشهدا (ع) یکی از گنجینه های گرانقدر برای طالبین اصلاح رابطه بین خود و خداست .حضرت در فرازهای ابتدایی دعا خداوند رو به خاطر نعماتی مانند آسان شدن قبول مرضات الهی و فهم آنچه انبیای الهی آورده اند حمد و سپاس می گوید :
" و یسرتنی تقبل مرضاتک و فهمتنی ما جاءت به رسلک ..."
ما هم به نوبه خود باید شاکر این نعمات بزرگ باشیم و نگید که سطح رضا به قضا و فهم معارف الهی سیدالشهدا(ع) کجا و ما کجا ، درسته ولی این نباید مانع شکر نعمت شود و این اختلاف رافع تکلیف نیست .
در روایتی شخصی از امام صادق (ع) راجع به مراتب توحید و شناخت حق سوال می کنه و حضرت در پاسخش می فرماید (نقل به مضمون):
آیا در خانه گوسفند داری ؟ سخص جواب می گوید بله . حضرت می فرماید آیا متوجه شدی هنگام مثلا علف دادن ، آن حیوان می فهمد که تو صاحب اویی و .. سخص جواب می گوید بله. حضرت می فرماید آیا شناخت آن حیوان از تو با شناخت همسرت از تو که او هم تو را نان آور خویش می داند یکی است ؟
حقیقت این است که گر چه همگی ما خدا را خالق خود و جهان می دانیم اما سطوح معرفت ابناء بشر نسبت به خدای متعال یکسان نیست .
این وادی بس حیرانی در خود دارد و حد دهان همچو منی نیست و در یادداشت قبل (گفتار دوم) گذشت و نوشتار مختصر فوق تکمله ای بر آن است .
نقل و تمسک به این جملات را دستمایه ای برای عبور از گفتار دوم و ورود به گفتار سوم – حق انسان بر خود – قرار می دهم باشد که قبول افتد .
اما در راستای طرح مباحثی از رساله حقوق امام سجاد(ع) و بند شناخت حقوق انسان بر خود لازم است که اول از خودمون شناخت داشته باشیم که گفته اند " معرفت النفس انفع المعارف " (سودمندترین شناختها شناخت نفس است) و بر همین پایه است که اگر فردی خود و قدر خود را نشناخت نه تنها حقوق خود که حرمت و حریم خود را هم نشناخته و حریم دیگران را هم خواهد شکست و از اینرو امام هادی (ع) فرموده است :
" من هانت علیه نفسه فلا تامن شره " – کسی که حرمت خود را نگاه ندارد از شرش ایمن مباش –
این نگاه می گوید شناخت خود دو جنبه درونی و بیرونی دارد.
در دعای مکارم الاخلاق صحیفه سجادیه می خوانیم :
"و فی نفسی فذللنی و فی اعین الناس فعززنی "
خدایا پس خودم را در پیش چشمم خوار کن و در چشم مردم بر عزتم بیفزا
از این منظر مباحثی درونی نظیر کرامت نفس و غرور ، تواضع و تکبر و مجموعه اعمالی که متضمن هر یک از این صفات و موارد مشابه آن است یکی به یک نیازمند فصلی جدا خواهد بود و مباحث بیرونی بماند.
نگویید که " حقوق انسان بر خود " چه ربطی داره با این اخلاقیات و ... که می گویم باور بفرمایید مجموعه دین که دستوری برای زندگی است یک منوی رستورانی نیست که ما بطور انتخابی و به مثابه حضور در یک سوپر مارکت هر کالایی که از آن خواستیم بخریم و در مجموعه احکام دین و حقوق الهی و انسانی برخی دستورات را بپذیریم و بعضی را رها کنیم .
حال می گوییم برای شناخت خود که مقدمه شناخت حقوق خود است لازم است که در پیشگاه الهی جزعجز و عبودیت و خاکساری و در برابر خلق او جز تواضع برای خود قدر و جایگاه دیگری قایل نباشیم و این بستری خواهد بود برای نیل به جایگاه انسانی که خداوند در قرآن کریم (سوره قصص)می فرماید :
" تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا والعاقبه للمتقین ".
RE: گفتار سوم - شناخت خود و حقوق خود
خلاصه نوشته های شما:
1. قدر و ارزش خودمان را بدانیم .
2.باید سطح فهم خود را بالا ببریم تا در حد و پایه امامان و پیامبران سپاسگذار خداوند باشیم .
3.صاحب "اصلی" ما خداوند است و نه هر که به ما روزی میرساند .
4. شناخت خود برای شناخت بهتر حقوق خود.
5. شناخت انسان دو جنبه دارد بیرونی و درونی.
6.باید تفاوت عزتی که به نفس خود میدهیم و غرور و تکبر را بدانیم .
7. همه موارد اخلاقی را باید با هم رعایت کنیم وگرنه انجام دادن یکی و رها کردن دیگری مثل آن است که مثلا سر بزرگتر در بدن یا دست و پایی بزرگتر از دیگر اعضای بدن داشته باشیم.
8. نتیجه آنکه در مقابل خداوند مطیع باشیم و در برابر خلق خدا متواضع .
RE: گفتار سوم - شناخت خود و حقوق خود
در روایتی از امام صادق (ع)امده است که فرمودند:
"هر کس نفس خود را در هنگامی که به چیزی میل پیدا می کند یا ترس بر او چیره می شود یا خشمگین و خشنود می گردد،مهار کند و نگذارد خشنودیش او راازفرمان خدا خارج کند ،خداوند بدن او را بر اتش حرام می کند ."
(وسائل الشیعه ،ج11،ص123)
تامل در این روایت نورانی ما را متوجه این مطلب می سازد که نفس ،دائما باعث ایجاد حالاتی در انسان می گردد:گاهی باعث رغبت به چیزی می گردد ،گاهی انسان را می ترساند و گاه خواسته های زود گذر ایجاد می کند ،گاهی موجب خشم وگاهی هم باعث رضایت انیان نسبت به چیزی می گردد.
در تمام این موقعیت ها انسان باید نفس خود را کنترل کند و زمام ان را در اختیار بگیرد ،و در جهت رضای خالق به خدمت گیرد.
در روایت دیگر می خوانیم :
"بهترین جهاد ،جهاد کسی است که با نفسش که بین دو پهلوی او قرار گرفته ،مبارزه کند."
(همان،ص124)
قرار گرفتن نفس بین دو پهلو،کنایه از نزدیکی نفس به انسان است ،نباید حتی برای چند لحظه از نفس غافل شد ،چون نفس،دشمنی همیشه در کمین است .
خداوند در سوره احزاب می فرماید:
"ما امانت (تعهد،تکلیف و ولایت الهی)را بر اسمان و زمین و کوهها عرضه داشتیم .انها از حمل ان سر بر تافتند و هراسیدند ،اما انسان ان را بر دوش کسید . او بسیار ظالم و نادان بود."
جهل و ظلم به عنوان دو خصو صیت نفس انسان شمرده شده است .یعنی علم انسان بسیار اندک و در مقابل ،جهلش فرا گیر است .انسان به لحاظ همین علم اندک دائما به خود ،دیگران و صاحبان حق ،ظلم روا می دارد ،زیرا به حد و اندازه خویش اگاه نیست ،لذا تعدی و تجاوز،جز سرشت انسان می باشد.
اما اگر انسان بداند که قبل از افریده شدن چیزی نبوده و سراسر ،ظلمت و عدم بوده است و خداوند وجود و هستی به او عطا نموده ،دیگر خود را در برابر خدا صاحب حق نمی داند و به هر چه که هست راضی می شود ،در نتیجه از سر زیاده خواهی به حریم دیگران تعدی نمی کند و نفس خویش را قانع و راضی بار می اورد .
از امام صادق (ع)روایت شده که فرمودند :
"خوشا به حال کسی که در راه خدا و به خاطر خدا ،با نفس و هوی و هوس خویش جهاد کند.
و هر کس لشکر هواهای نفسانی خویش را نابود کند،بوسیله رضای خداوند پیروز می گردد"
منبع :کتاب معراج روح در مکتب اهل بیت(جهاد با نفس)
RE: گفتار سوم - شناخت خود و حقوق خود
با سلام عالی مفید بود موفق وشاد باشید