برای آشتی با همسرم هميشه من پيشقدم ميشدم ولی اينبار...
سلام دوستان من کاربر جدیدم.تو روخدا راهنماییم کنید دارم دیوونه میشم...بعضی وقتا که بین من و شوهرم اختلافی پیش میومد مقصر هرکدوم که بودیم اون زود دست پیش میگرفت و قهر میکرد و اولین کارشم جدا کردن جای خوابش از من بودو تا زمانی هم که من پیشقدم نمیشدم و منتشو نمیکشیدم به رفتارش ادامه میداد.دو هفته پیش مشکلی بینمون وجود اومد که بطور حتم مقصر اون بود و مرتکب اشتباهی شد که من قبلا در موردش باهاش اتمام حجت کرده بودم.وقتی من متوجه شدم و به روش آوردم اشتباهشو قبول نکرد و دوباره رفت تو مایه قهر و از اون شب تو پذیرایی میخوابه...منتظر تا من دوباره برم سراغش ولی من نرفتم چون احساس میکنم تا حالاشم از خود گذشتگی میکردم و غرورمو میشکستم ولی از طرفی هم میترسم این طولانی شدن جدایی باعث مشکل اساسی بشه.البته چند شب پیش بهش گفتم اگه میخوای بیای سرجات بخوابی تعارف نکن.ولی با کمال بیرحمی گفت نه منتظر بفرما نیستم.به نظرتون چیکار کنم مطمینم که اگه تا یهدسال دیگم پاپیش نذارم اونم نمیاد.میترسم از عواقب این دور از هم بودن.تورو خدا کمکم کنید...
RE: برای آشتی با همسرم هميشه من پيشقدم ميشدم ولی اينبار...
سلام خانومی
خوش امدی به همدردی
درک میکنم که واقعا برای ما خانومها دوری و قهر کردن همسرامون واقها جانکاه و سخته اما شاید لازم باشه برخی مواقع رفتارمون رو عوض کنیم.
شما با هرکسی این رفتاری رو که باهمسرت داری داشته باشی همینطوری میشه.در واقع بد عادتش کردی...
مثل مادر یکه هربار بچه اش جیغ میزنه خواسته بچه اش رو سریع اجابت میکنه....
من برات چند تا راهکار دارم:
1.اگر کار اشتباهی نکردی پیش قدم نشو و منت نکش...
2.در مواقعی که بی دلیل و با وجود مقصر بودن باهات قهرمیکنه شما لازم نیست کار خاصی بکنی..مثل همیشه غذا رو اماده کن..ببر..بیار...کارای خونه رو بکن.اما شما مثل اون قهر نکن.توهین و کم محلی و کوبوندن بشقاب روی میز و ...رو انجام نده و طوری رفتار کن که بفهمه شما هم دلخوری اما قهر نیستی...
3.شب موقع خواب برو سرجات بخواب و شما جات رو از ایشون جدا نکن
4.به پروپاش نپیچ و بذار تو حال خودش باشه...
در مورد مشکلات و اختلافاتتون کاشکی بیشتر توضیح بدی...شاید نحوه برخوردت اشتباه باشه.
این رو هم بدون اگر در مورد جدا خوابیدنش از خودت حساسیت نشون بدی ( که دادی ) روی همین نقطه متمرکز خواهد شد (که شده )...برای از سر انداختنش اصلا در مورد این موضوع باهاش صحبت و بحث نکن ..حتی وقتی آشتی کردید...
منم همسرم اوایل همینطور یبود...تا بحثمون میشد جاش رو جدا میکرد از من....تا اینکه یه مدتی بعد هروقت حرفمون میشد من براش بالش و پتوش رو میذاشتم روی کاناپه ...تا میدید برمیداشت و میمومد سرجاش میخوابید !!
در مورد هرچیزی حساسیت نشون بدی از بابت همون ضربه میخوری...
اجازه بده یه مدتی با خودش خلوت کنه و شما هم سعی کن ارامش خودت رو حفظ کنی...سر به سرش نذار و قهر هم باهاش نکن...مثلا شام مورد علاقه اش رو درست کن...اما منت کشی نکن...
بهش سلام کن..بدرقه اش کن..اما حریمها رو رعایت کن...
مطمدن باش خشکی و سرد بودن منزل ایشون رو هم تحت تاثیر میذاره...
در مورد عادتی که همسرت رو دادی یکباره ترک کردنش خیلی بربای هم شما و هم همسرت سخته..پس بهتره یواش یواش بستر مناسبی رو فراهم کنی...
مثلا قبلا میرفتی قربون صدقه میرفتی و منت میکشیدی ..حالا میتونی وقتی سرکاره یکی دو تا مسیج بهش بدی..الان چند تا نمونه اش رو برات میذارم...
منتظرم نباش که جواب بده...فقط زمینه رو اماده کن.
بوسه پلی است بین قهر و آشتی ، بیا هی قهر کنیم هی آشتی !
======
قلبم فدای عزیزی که دنیایی از دلتنگی را به امید یک لحظه دیدنش به جان می خرم
===========
جنس من از آهن و از سنگ نيست
من دلم تنگ است و يار دلتنگ نيست
حال دل از من نميپرسي چرا
حال پرسيدن كه ديگر ننگ نيست
===============
انگشتات را به من قرض بده ، برای شمردن لحظه های نبودنت کم آورده ام…
=====================
بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بيا , در را تماما باز کن
هر چه ميخواهي برايم ناز كن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
=============================
دلـم
یک مـزرعــه مـیخـواهـد
یک تـو
یک من
و گندم زاری طلایـی رنگ
کـه هــوایـش آکنده بـا عطر نفـس هـای تـو بـاشد
====================================
موفق باشی
RE: برای آشتی با همسرم هميشه من پيشقدم ميشدم ولی اينبار...
سلام آـش جان
یه راهی که من تازگی ها در پیش گرفتم اینکه اگه با همسرم بحثمون بشه اون شبی که بحثمون میشه اصلا باهم حرف نمی زنیم
ولی فرداش خیلی خیلی عادی و معمولی رفتار می کنم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و مثل همیشه باهاش برخورد می کنم اونم وقتی می بینه من عادیم عادی و مثل همیشه رفتار می کنه چون همسر من هم مثل همسر شما عادت به معذرت خواهی نداره و منم مثل شما احساس بدی دارم همیشه پیش قدم بشم....
تحت هیچ شرایطی هم جاهامونو از هم جدا نمی کنیم چون من می دونم شبایی که همسرم قهره میره جلوی tv می خوایه منم پیش قدم میشم و جارو جلوی tv می ندازم تا دوتایی باهم بخوابیم
امیدوارم تونسته باشم.......
RE: برای آشتی با همسرم هميشه من پيشقدم ميشدم ولی اينبار...
سلام دوستان خوبم.واقعا ممنونم که باهام همدردی کردین:46:
مریم جان لازمه که اینو بگم با اینکه زبونی عذرخواهی نمیکنه ولی برخلاف گذشته اینبار رفتارش عذرخواهانست.مثلا تو سفره جمع کردن،ظرف شستن کمک میکنه یا مثلا صبح که میخواد بره اگه من خواب باشم در نهایت سکوت کارهاشو انجام میده و میره که من بیدار نشم.قبلنا وقتی قهر بودیم بعد از غذا تشکر نمیکرد ولی الان میکنه.ولی از طرفی هم...موقع بیرون رفتن خداحافظی نمیکنه.یا دو سه شبه که داره با یه کارش آزارم میده...وقتی که میاد خونه موبایلشو برعکس میذاره رو میز طوری که صفحش رو به میز باشه و قابل دیدن نباشه و وقتی هم که میاد میشینه مدام به موبایلش ور میره ..با اینکه اصلا اهل اس ام اس بازی و زنگ زدن و اینا نیست،یعنی جفتمون نیستیم و یه جورایی از این کار خوشمونم نمیاد ولی احساس میکنم میخواد حرص منو در بیاره.با اینکه اصلاًو ابداً اهل خیانت و زن و اینجور چیزا نیست(حتی تو دوران مجردیشم نبود، آخه پسر عموی بابامه و از گذشتش خبر دارم) ولی ته دلم داره خالی میشه میترسم یه وقت برای حساس کردن من یه شیطنتایی بکنه و شوخی شوخی جدی بشه:302:
در مورد اینکه گفتی من جامو ازش جدا نکنم یعنی منم برم پیشش تو پذیرائی بخوابم؟
به نظرت از این اس ام اسای قشنگی که گذاشتی امروز بهش بدم؟
یه چیز دیگه هم بگم حتی اگه با هم آشتی کنیم و در طول روز باهم حرف بزنیم ولی تا من ازش نخوام که برگرده سرجاش یا خودم نرم پیشش این کارو نمیکنه...متاسفانه تا این حد مغروره (منظورم برای شروع ارتباط ج ن س ی،فکر میکنه اگه بعد از قهر اون شروع کننده باشه من فکر کنم که تو این مورد ضعیفه و این برای من بشه یه نقطه قوت...).