+اگر شما بودید ، چیکار می کردید؟؟
سلام
پسری از بچگی ( دوران راهنمایی ) یه دختری رو دوست داره. خانواده ی دختره و پسره روابطشون زیاد خوب نبود ( معمولی بود ) این آقا پسر از همون موقع با حرکات و رفتارهاش میخواد به دختره بفهمونه که دوسش داره. تا جایی که توی فامیل هم تابلو میشه... گاهی وقتا نامه می اندازه ولی دختره چون نمیدونه چیه؟ برنمی داره... بعد از یه مدت ( حدود یک سال ) یه روز دختره به پسره میگه : تو اگه منو دوست داشتی ، چرا به خودم نگفتی؟ از اون به بعد دختره باهاش مهربون تر میشه و پسره براش هدیه میخره و از اینجور چیزا.... دختره عاشق پسره نبود ولی دوسش داشت..... دختره به پسره میگه : خانواده هامون راضی نیستند و مشکلات زیاد داره... پسره میگه: من سختی هاشو تحمل میکنم...
یکی دو سال میگذره ، توی این مدت دختره خیلی حرف و کنایه از طرف خانواده ها می شنید ولی گوش نمی کرد و اهمیت نمیداد و تحمل میکرد.... تا اینکه یه خواستگار خیلی خوب واسه دختره میاد. از همه لحاظ خیلی خوب بود ( از نظر مالی ، از نظر تیپ و قیافه ، از نظر اخلاق ) ولی دختره به خاطر همون پسره این خواستگارشو رد میکنه... پسره از فامیل میشنوه که واسه دختره خواستگار اومده ولی نمیدونه که ردش کرده... یه روز میاد به دختره میگه : چندوقته مهر و علاقه ات کم شده ، اگه پای کس دیگه درمیونه به من بگو.... یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ، طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم... دختره از پسره انتظار همچین حرفی نداشت. دختره ناراحت میشه ولی به روی خودش نمیاره و همونطوری مثل قبل مهربان میمونه و با اینکه بازم از فامیل حرف و کنایه میشنوه همه رو تحمل میکنه.... یه روز برادر دختره به پسره میگه : دور و بر خواهرم نیا... خواهرم نامزد داره.... میخواد چند ماه دیگه نامزد بکنه و اگر یه بار دیگه بیای خودت میدونی و..... خلاصه کلی باهاش سر و صدا میکنه...
پسره ناراحت میشه و حرف برادره رو باور میکنه.... یه روز دختره پسره رو میبینه و وقتی می فهمه که برادرش همچین کاری کرده به پسره میگه که برادرم از پیش خودش گفته و اینکه میخواد نامزد بکنه حقیقت نداره...
حالا شما اگه جای اون پسره بودین ، عکس العملتون چطوری بود؟ چیکار می کردین؟ آیا ادامه می دادین؟
با تشکر :72:
RE: اگر شما بودید ، چیکار می کردید؟؟
سلام . خوش اومدین .شما چقدر مهربونید که به فکر پسره هستید. موتوری که می خواهد حرکت کنه تا به هدفی که می خواهد برسه برای جلو رفتن به اجازه احتیاج نداره . اصولا عشقه که پیش برندست.ولی یه کمی به فکر برزخی که دختر توش گیر اوفتاده و حرفهایی که براش پیش می یارن و تا بفهمه چی شده چه وحشتی رو تحمل میکنه باشیم می بینیم که راهی جز ادمه این رابطه و به نتیجه رسیدنش وجود نداره.وگرنه انتهاش برای دختر نابودیه( البته خدا نکنه به اینجا برسه!)
RE: اگر شما بودید ، چیکار می کردید؟؟
اگه من جای اون پسره بودم و کسی رو دوست داشتم که دوستم داشت مطمئنن رابطه ام را ادامه میدادم تا به ازدواج منتهی بشه ، ولی خوب چیزیکه الآن مهمه اینه که شما چند سالتونه ؟پسره چند سالشه ؟شغلش چیه ؟ برای آیندش چه برنامه ای داره ؟ اصلا آیا به بلوغ کامل فکری و احساسی رسیده ؟آیا میتونه یه زندگی را اداره کنه ؟ یا اینکه تازه الان فهمیده که برای زندگی تشکیل دادن باید قدرت بیشتری داشته باشه ؟آیا الان ترسیده که نتونه از پس زندگی بر بیاد ؟ آیا خانواده شما با خونواده اونها اختلاف طبقاتی ( لحاظ مادی ) دارند ؟جایگاه اجتماعی خانواده اون پسره کجاست ؟ جایگاه اجتماعی خانواده شما کجاست؟
تمامی این موارد تو رفتار اون پسر با شما تاثیر میذاره ،چون یه پسر موقع تصمیم گیری به تمامی این موارد فکر میکنه .
RE: اگر شما بودید ، چیکار می کردید؟؟
من هم اگه بودم ادامه میدادم
ولی آخه هنوز واسه تصمیم گیری زوده؟!!!!