ازدواج آموزگاري بزرگ است!
ازدواج یک امر مورد محبت خداست
ممکن است این سؤال پیش بیاید که مگر چه خاصیتی در ازدواج است که با سایر امور متفاوت است ، با اینکه ظاهر امر ازدواج بیانگر این است که باید پول خرج کرد و متحمل هزینه شد ؟
برای پاسخ به این سؤال ابتدا وارد بحثی به عنوان مقدمه جهت پاسخگوئی می شویم .
معمولاً کیفیت رفتار ما نسبت به دیگران تابعی از میزان محبت ما نسبت به آنهاست ، به عنوان مثال ، ما وقتی کسی را عمیقاً دوست داشته باشیم ، به او لطف و عنایت بیشتری هم داریم ، دوست داریم او را به منزل خود دعوت کنیم و پذیرایی گرمی از او کنیم ، معمولاً بهترین غذاها و بهترین مکانها را برایش تدارک می بینیم ، حتی سعی در کمکهای مالی یا رفع احتیاجات مختلف او را داریم ، اما وقتی نسبت به کسی محبتی در دل نداشته باشیم مطمئناً هیچ یک از رفتارهای بالا از ما سر نمی زند و رابطه ی ما ممکن است فقط در حد یک سلام و علیک باشد .
رفتاری که یک پدر یا مادر با فرزندانش دارد بسیار متفاوت و متمایز است از رفتاری که با بچه های دیگران دارد ، دیده اید که چگونه والدین زحمت ما را کشیده اند ، برای ما تلاش و کوشش کرده اند ، احتیاجات مالی و … ما را رفع کرده اند اما آیا والدین ما نسبت به دوستان ما یا حتی نسبت به دیگر بچه های فامیل این رفتار را دارند ؟
مطمئناً خیر ، علت آن هم مشخص است زیرا محبتی که آنها نسبت به ما دارند بسیار بیشتر از محبتشان به دیگران است ، پس این یک اصل کلی است که کیفیت رفتار انسان نسبت به چیزی یا کسی ، تابعی از میزان محبت فرد نسبت به آن است و هر چه محبت بیشتر باشد تلاش و دلسوزی بیشتر است و بالعکس هر چه محبت کمتر باشد ، تلاش و دلسوزی و وقت گذاشتن کمتر است .
همین قاعده نیز در مورد خداوند صادق است ، او نیز ، به هر چیزی محبت بیشتری داشته باشد ،عنایت و لطف بیشتری هم دارد ، آیا محبتی که خداوند نسبت به متقین دارد با محبتی که نسبت به کافرین دارد یکسان است ؟ مطمئناً یکسان نیست ، یکی را در بهشت برین با بهترین امکانات جای می دهد و دیگری را در قعر جهنم با آتش های سوزان پذیرایی می کند .
طبق حدیث شریف نبوی ((ما بنی فی الاسلام احب الی الله عزوجل من التزویج)) ،3 ((هیچ بنائی در اسلام محبوبتر از ازدواج بنا نشده است)) ،
ازدواج یک امر مورد محبت خداست و طبق قاعده ای که بیان کردیم وقتی اصل ازدواج مورد محبت خدا باشد پس خداوند رحمان نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد ، نمی تواند خود را در این کار شریک نکند ، نمی تواند و یا بگو دلش نمی آید نسبت به مشکلاتی که در امر ازدواج پیش می آید بی تفاوت باشد ، بنابراین خداوند در کاری که مورد محبتش باشد شرکت می کند ، یار و مددکار می شود و از جنبه های مختلف که یکی از آنها مسائل اقتصادی آن است در این کار ، گره گشایی می کند و از راههایی که به ذهن انسان نمی رسد یا کمتر می رسد مدد می رساند .
محبتی که خداوند نسبت به موضوع ازدواج دارد با محبتی که نسبت به مسائل شغلی ، تحصیلی و … دارد ، اصلاً قابل مقایسه نیست و عنایتی که خداوند نسبت به آنها دارد یکسان نیست ، حتی خیلی پیش آمده که برخی بعد از مدتها بیکاری به هنگام ازدواج صاحب کار شده اند و این نه به خاطر آن بوده که کار و شغل فرد مورد عنایت خدا بوده و خداوند بدان دلیل کاریابی کرده ، بلکه به خاطر مسئله ازدواج بوده که خداوند کاری را برای وی فراهم کرده تا از لحاظ نیازهای اقتصادی تأمین باشد .
علت محبوبیت ازدواج نزد خداوند ، بحثی مفصل و بسیار هم تأمل برانگیز است که از حوزه گفتار ما خارج است اما در اصل محبت خداوند نسبت به ازدواج شکی نیست ، روح آیات و روایات زیادی ، همه بیانگر همان حدیث شریف هستند که ازدواج ، بنای محبوب خداوند است و خداوند به برپا کنندگان این بنا ، نظر لطف و رحمت دارد و خود خداوند متکفل خیلی از کارها می شود و حتی در بعضی موارد ، در یافتن همسر به انسانها نیز کمک می کند و اگر انسانها در یافتن همسر مناسب و رو به راه شدن خیلی از مسائل ازدواج توفیق یافتند نباید هیچگاه از ابعاد پنهانی آن غافل بمانند و از دیدن دست پنهانی خداوند و عنایت او غفلت بورزند.
خداوند در این آیه شریفه ، بعد از اینکه وعده غنا می دهد – و همین وعده غنایی که می دهد بیانگر محبتی است که به ازدواج دارد – دلیل آنرا هم بیان می کند که بدین دلیل خداوند آنها را از فقر نجات می دهد که او ((واسع)) است ، او ((وسعت دهنده)) است .
امور جهان خارج از کنترل خداوند قرار ندارد که خداوند در تغییر آن دست بسته بماند ، بنابراین او اگر بخواهد می تواند عسرها را تبدیل به یسر کند ، گره ها را باز کند و سختی ها را برطرف کند و در مورد ازدواج ، چون امر مورد محبت خداست پس حتماً این کار را هم خواهد کرد بنا به گفته خود وی .
خداوند با اینکه توانایی انجام هر کاری را دارد اما در خیلی موارد ، دخالتی در زندگی انسانها نمی کند ، چون بحث امتحان انسانهاست لذا آنها را به حال خود وا می گذارد تا رفتار آدمیان بروز کند ، اما در مورد مسائل اقتصادی ازدواج ، بحث امتحان نیست تا انسانها به حال خود باشند لذا خداوند از مقام لطف و عنایت با این مسائل برخورد می کند .
البته این سخنها بدین معنا نیست که به محض ازدواج پول از زمین و آسمان برایتان فرو می ریزد ، اما می توان گفت که زندگیتان به خاطر مسائل مالی مورد تهدید قرار نمی گیرد و بنای ازدواج به دلیل فقر از هم نمی پاشد ، البته همه ی اینها مشروط بر این است که سایر مسائل را در انتخاب همسر رعایت کرده باشید وگرنه اگر گرفتار همسر طمّاع و حریصی بشوید ، اگر پول هم پارو کنید ، باز هم فقیر می شوید و یا اگر خودتان توقعات زیادی داشته باشید نمی توانید از زندگی لذت زیادی ببرید .
اگر این مسائل برایتان خیلی ثقیل است از والدینتان بخواهید تا از اوایل زندگیشان برایتان بگویند و یا از افراد دیگر پرس و جو کنید تا بفهمید که آنها از هیچ شروع کرده اند ، خیلی از آنها ، در ابتدای زندگی آه نداشته اند که با ناله سودا کنند ، با خانه های استیجاری و در آمد بسیار کم شروع کرده اند تا به امروز رسیده اند که ممکن است ثروتی به هم زده باشند که شما در حسرت داشتن همچنین ثروتهایی هستید .
درست است که امروزه نیز مشکلات فراوان است اما یادتان باشد که موضوع ازدواج ، موضوع مورد محبت خداست و این نه بدان معناست که هیچ سختی به شما نمی رسد و هم نه بدان معناست که لازم به کوشش و تلاش نیست ، هم تلاش کنید ، هم امید داشته باشید ، هم زحمت بکشید و هم دعا کنید ، هم توکل کنید و هم کار کنید .
گفت آری گر توکل رهبرست این سبب هم سنت پیغمبر است
گـفت پـیغمبر بـه آواز بـلند بـا تـوکل زانـوی اشـتر بـبند
رمز الکاسب حـبیب الله شنو از تـوکل در سـبب کـاهل مشـو
تمامی حکایتها را که خواندید این حکایت را با دقت بیشتری بخوانید ، چرا که علاوه بر مسائل اقتصادی زندگی ، حرفهای بسیاری برای گفتن دارند و نقاط مثبت یک انتخاب خوب و یک زندگی خوب و یک تلاش همه جانبه و همراهی همه جانبه در آن بیان شده است .
زندگی فراز و نشیب و سختیهای فراوانی دارد . گاهی باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنی ، گاهی باید برای مدتی با مشکلات کنار بیایی و آنگاه صبر را پیشه کنی تا بتوانی پرنده خوشبختی را به خانه ات بخوانی .
من و شوهرم ، وقتی که تصمیم به ازدواج گرفتیم ، هر دو می خواستیم در کنکور دانشگاه شرکت کنیم . پیش از آن من قصد ازدواج نداشتم ، آرزوی ادامه تحصیل و رسیدن به قلل مدارج عالی تحصیلی همیشه در ذهنم بود ، از همین رو هر چه خواستگار داشتم به بهانه هایی رد می کردم ، تا اینکه یک روز ، یکی از بستگان که آدم بسیار خوب و فهمیده ای بود ، گفت :
ـ قبولی در ازدواج به همان اندازه مهم است که تو در کنکور دانشگاه قبول شوی . متوجه حرف او نشدم .
به همین خاطر پرسیدم :
ـ منظورتان چیست ؟
ـ سعی نکن به خاطر درس فرصتهای خوب ازدواج را از دست بدهی ، زیرا اگر به بالا ترین مدارج علمی هم برسی و سپس یک ازدواج ناموفق داشته باشی ، نمی توانی از تجربیات علمی خود بهره زیادی ببری .
به او گفتم :
ـ منظورتان این است که درس را رها کنم و ازدواج نمایم ؟
ـ نه ! … سعی کن حالا که خواستگاران خوبی داری ، با کسی ازدواج کنی که به ادامه تحصیل تو علاقه مند باشد و خودش هم قصد ادامه تحصیل داشته باشد .
حرف او در من اثر کرد ، احساس کردم پیش از این اشتباه کرده ام ، از همین رو ضمن تشکر از او ، خواستم که در انتخاب یک همسر مناسب و شایسته مرا یاری دهد . کمکهای او بالاخره مرا موفق کرد .
شوهرم جواد ، بیست و پنج سال داشت و خود را برای شرکت در کنکور فوق لیسانس رشته فیزیک آماده می کرد ، او وقتی متوجه شد که من هم قصد ادامه تحصیل دارم به قدری خوشحال شد که گفت :
من به تو قول می دهم که از هیچ کوششی فرو گذار نکنم ، اما باید بپذیری که در این شرایط زندگی بسیار سخت و طاقت فرسا می شود ، آیا حاضری تن به هر سختی و مشقتی بدهی ؟
به او گفتم :
ـ من حاضرم همه مشکلات را تا رسیدن به آرزویم تحمل کنم ، اما به شما هم اطمینان می دهم به پاس موافقت شما با ادامه تحصیل من ، در خوشبخت کردن شما کوتاهی نکنم .
من و او با هم پیمان بستیم که یکدیگر را خوشبخت کنیم ، همسرم ، جواد ، برای اینکه حسن نیت خودش را ثابت کند ، در عقد نامه قید کرد که متعهد به ادامه تحصیل من خواهد شد ، ضمناً مهریه ام نیز تلاش برای کسب دکترا در رشته مورد علاقه ام و یک سفر به مکه معظمه برای انجام حج تمتع بود .
زندگی را آغاز کردیم من به کمک شوهرم در یک دوره فشرده توانستم درسهایم را مرور کنم ، جواد بیش از من نگران قبول شدن بود ، او می گفت ، سعی کن تلاش خودت را بکنی ، قبول یا رد شدن تو مهم نیست زیرا هنوز هم فرصت داری و من می توانم بیشتر به درسهایت کمک کنم حرف او باعث شد که من اضطرابم را از دست بدهم و در کنکور سال 62 در رشته دندانپزشکی قبول شوم .
از همان موقع تلاش هر دومان برای تحمل مشکلات زندگی بیشتر شد ، جواد به طور نیمه وقت در یک اداره کار می کرد و ماهیانه بیشت هزار تومان می گرفت . مقدار زیادی از آن پول را بابت اجاره خانه می دادیم ، بقیه را که چیزی نزدیک به هشت هزار تومان بود برای مخارج دانشگاه و خورد و خوراکمان استفاده می کردیم ، بسیاری از شبها به خاطر صرفه جویی در مخارج زندگی سعی می کردیم به این بهانه که چاق شده ایم غذا نخوریم ، حتی به همین بهانه یک روز تصمیم گرفتیم که فقط یک وعده غذا بخوریم ، هر چه به آخر برج نزدیکتر می شدیم وضعیت مالی بدتری پیدا می کردیم از همین رو، نیمی از مسیر را پیاده می رفتیم تا حتی در تهیه بلیط اتوبوس هم دچار مشکل نشویم ، صبح زود ، یکساعت از روزهای قبل ، زودتر بیرون می زدیم و به بهانه پیاده روی و ورزش مسافت زیادی را پیاده طی می کردیم ، بعد از ظهر هم به همین ترتیب عمل می کردیم .
در طول روز تنها غذای گرم را در دانشگاه می خوردیم . شب هنگام با سالاد و میوه های ارزان قیمت سر می کردیم ، شاید باور نکنید ، چندین سال ، فصل زمستان را هر دو با یک کاپشن سر می کردیم ، من و او فقط یک کاپشن داشتیم،یک روز او کاپشن می پوشید و روز بعد من ، می پوشیدم ، اینطوری کسی متوجه مشکل مادی ما نمی شد ، جواد می گفت :
ـ نباید کسی بداند که ما با چه مشکلاتی زندگی می کنیم
منبع
RE: ازدواج آموزگاري بزرگ است!
ویدا جان،وقتی مطلب طولانیه هر خط رو تا نصفه ی صفحه بیشتر جلو نبر،Bکن که کلمات واضح تر بشن و از رنگ
های تیره استفاده کن تا کنتراست بیشتری داشته باشه.
RE: ازدواج آموزگاري بزرگ است!
تاثیر عوامل اخلاقی و روانی ازدواج
عوامل اخلاقی و روانی که در ازدواج نقش مؤثر دارند ، به دو دسته تقسیم می شوند:
الف: عوامل توفیق و حفظ زناشویی
عوامل اخلاقی و روانی متعددی در توفیق و حفظ زناشویی مؤثرند، و باید قبل از ازدواج در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرند. مواردی دیده شده است که خصوصیات اخلاقی افراد تحت تأثیر پیشآمدها و مشکلات زندگی تغییر کرده و زندگی شیرین خانوادگی به تلخی و تباهی کشیده شده است. بنابراین ثبات در ویژگی های اخلاقی و شخصیت از عواملی است که در ازدواج نقش مهمی به عهده دارد.
عوامل توفیق در زناشویی علاوه بر آن که در انتخاب مهم است ، در حفظ و تداوم زندگی نیز اهمیت دارد. از این رو فردی که همسر مناسبی اختیار کرده ، باید متوجه باشد که بزرگترین نعمت در زندگی نصیبش شده است. او باید در نظر داشته باشد که نگهداری و حفظ نعمت ، از به دست آوردن آن مهم تر و مشکل تر است.
تأثیر عوامل اخلاقی و روانی در ازدواج
مهمترین عوامل توفیق و حفظ زناشویی:
1- حوصله و بردباری: حوصله و بردباری در زندگی زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار است. کسانی که در قبال مسائل خانوادگی و اختلافات بین خود و همسرشان حوصله به خرج نمی دهند و پس از کوچکترین موضوع مورد اختلاف ، عکس العمل نشان می دهند ، زندگی زناشویی را به طرف ناسازگاری و ناشادی پیش می برند.
2- صمیمت و صداقت: پایه و اساس زندگی خانوادگی است. چنانچه زن و شوهر مطالبی را از هم پنهان کنند یا به دروغ متوسل شوند، اعتماد و اطمینان آنان از یکدیگر سلب می شود و زندگی زناشویی با مشکل مواجه می گردد.
3- خلوص: منظور از خلوص ، سادگی ، پاکی و بی آلایشی است. اگر بین زن و شوهر ریا و تظاهر حکمفرما باشد ، زندگی صفا و صمیمیت خود را از دست خواهد داد. ریاکاری و تظاهر به مهربانی و صداقت بدون آن که واقعیت داشته باشد ، بنیاد زناشویی را سست خواهد کرد.
4- مهربانی: زن و شوهر باید یکدیگر را دوست داشته باشند؛ و نسبت به هم مهربان باشند؛ در غم و رنج یکدیگر شریک ، و در همه حال یاریگر هم باشند.
5- از خود گذشتگی: در زندگی زناشویی چنانچه گذشت نباشد زندگی به سختی می گذرد. بنابراین زن و شوهر باید در مقابل یکدیگر گذشت داشته باشند و وضعی پیش نیاورند که با لجاجت ، زندگی را بر خود تلخ کنند. همسران خوشبخت سعی می کنند در همه امور زندگی و باورهای خود هماهنگ باشند. زن و شوهری که در موارد اختلاف ، از خود گذشت نشان می دهند و خطاهای یکدیگر را تحمل می کنند ، در جهت سعادت و زندگی شاد و شیرین زناشویی پیش می روند. چنانچه روابط بین همسران صمیمانه باشد، هیچ کدام از طرفین انتظار ندارد در ازای از خود گذشتگی، چیزی دریافت دارد. این امر نشانه عشق و صمیمیت زیاد بین آنهاست. فقط زوج های ناموفق در اندیشه جبران خوبی های خود هستند.
تأثیر عوامل اخلاقی و روانی در ازدواج
6- صمیمیت: صمیمیت حالتی است که بین زن و شوهر پرده و حجابی نباشد. آنچه در دل دارند بگویند و یار و غمخوار یکدیگر باشند و در این زمینه از صمیم قلب عمل کنند. صمیمیت اینه ای است که آنچه در ذهن و رفتار است در آن منعکس می شود. صمیمیت همیشه با نرمی همراه است و حتی اعتراض و خشونت چنانچه با صمیمیت همراه باشد مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
7- اعتماد و اطمینان: یکی از پایه های مهم زندگی شاد و خوشایند، اعتماد و اطمینان زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. زندگی زناشویی که در آن اعتماد حاکم نباشد نتیجه اش اضطراب و نگرانی و بدبینی و بالاخره نابسامانی است. اگر پایه اعتماد و اطمینان در خانواده ای سست باشد؛ زندگی از نظر روانی وضع نامناسبی پیدا خواهد کرد. بنابراین رفتار و حرکاتی که ممکن است از طرفین سلب اعتماد کند؛ باید کنترل شود و ترتیبی فراهم گردد که زوجین از جمیع جهات نسبت به یکدیگر تفاهم کامل داشته باشند.
8- نظم و انضباط: یکی از عواملی که همیشه بین زن و شوهر منجر به بحث و گفتگوی اعتراض آمیز می شود، عدم رعایت نظم و انضباط در امور داخلی خانه است. زن یا شوهری که جوراب و لباسش وسط خانه افتاده باشد ، و یا نظافت و بهداشت خانه را رعایت نکند، مورد اعتراض قرار می گیرد. زمانی که هر دو طرف بی نظمند شاید مشکل کمتر باشد. ولی اگر یکی منظم و منضبط و دیگری بی قید و بی نظم باشد، مشکل بیشتر خواهد بود.
9- همکاری: بیشتر امور خانه نیاز به همکاری دارد. این همکاری ، ممکن است جنبه غیر ذهنی داشته باشد؛ مانند کمک در انجام امور خانه از قبیل شستن ظروف، خرید لوازم مورد نیاز، جارو کردن و ... ؛ و ممکن است جنبه ذهنی داشته باشد مانند همفکری برای رفع مشکلات و گرفتاری های مالی ، بررسی امور مربوط به فرزندان و مشابه آن. زن و شوهر باید در هر دو زمینه با هم همکاری نمایند تا مشکلات خانواده حل گردد. آنچه به بی سر و سامانی خانه و خانواده می انجامد ؛ خود رایی و عدم احساس مسئولیت یکی از طرفین است.
10- سازگاری: وضعیت خانواده ممکن است در شرایط مختلف از نظر روانی و رفاه دگرگونی هایی داشته باشد. مثلاً نان آور خانه شغل خود را از دست بدهد و درآمد خانواده کم شود یا شغل او تنزل پیدا کند و یا با رویدادهای پیش بینی نشده دیگری مواجه گردد. در این مواقع چنانچه زوجین قدرت سازگاری داشته باشند و بتوانند خود را با شرایط تطبیق دهند، بقای خانواده تضمین می شود ؛ در غیر این صورت احتمال از هم پاشیدگی خانواده می رود.
11- تعهد: زن و مردی که عقد ازدواج بسته اند باید به تعهدات خود در طول عمر زناشویی پایبند باشند و همواره در نظر داشته باشند که عدول از تعهدات زناشویی از عواملی است که ریشه های این پیوند مقدس را سست می کند.
12- سخاوت: خّست هر یک از طرفین از عواملی است که ادامه زندگی را برای آنها مشکل می کند؛ مرد باید در اقتصاد خانواده میانه روی را اختیار کند و همسر خود را در هزینه های زندگی بیش از اندازه محدود نسازد. زن و مرد باید بین اسراف و خسّت ، نقطه میانه روی و اعتدال را انتخاب کنند و در این زمینه با هم همآهنگ شوند. دادن کادو و چشم روشنی به مناسبت های مختلف ، محبت و گرمی خانوادگی را افزایش می دهد و موجب استحکام پایه های زندگی زناشویی می گردد.
13- وفاداری: زن و شوهر آنچه لازمه همسری است باید تا آخر عمر، مورد نظر قرار دهند و حقوق همسر خود را رعایت نمایند. تعهد و وفاداری دو خصلت حمیده است که ستون های کاخ زناشویی را تشکیل می دهد. همسران متعهد به رعایت حقوق یکدیگر تا پایان عمر به هم وفادارند و به هیچ وجه از وظایف و مسئولیت هایی که در این زمینه پذیرفته اند شانه خالی نمی کنند.
14- احساس مسئولیت: عدم احساس مسئولیت زن و مرد در امور خانه و زندگی یکی از عواملی است که می تواند زندگی زناشویی را با بحران مواجه سازد. بنابراین هر یک از زوجین باید در حدود وظایفی که در روابط با خانواده به عهده دارند ، احساس مسئولیت نمایند و نسبت به انجام آنها با جدیت اقدام کنند.
15- مودّت و حسن تفاهم: یکی از عوامل حفظ و گرمی زندگی، مودّت و حسن تفاهم بین زن و مرد است. زن و مرد برای آن که از لذایذ زندگی برخوردار باشند، باید نسبت به یکدیگر در حد اعلای دوستی رفتار کنند و رفتار و روابط خود را براساس حسن تفاهم استوار نمایند.
16- انعطاف پذیری: گاه عواملی موجب اختلاف هایی بین همسران می گردد. در اینجا حل مشکل با انعطاف پذیری است. با انعطاف پذیری زن و مرد می توانند در جهات و ابعاد مختلف تنش های موجود را کاهش دهند ، و از دامن زدن به اختلاف ها جلوگیری نمایند، زیرا گذشت حالتی از انعطاف پذیری است و این امر نقش مؤثری در استحکام بنای زناشویی دارد.
منبع: تبیان
.
RE: ازدواج آموزگاري بزرگ است!
ویژگیهای یک ازدواج سالم...
جامعهشناسان و روانشناسان مختلفی در بررسی ازدواجهای سالم، ویژگیها و مهارتهایی را برای کسانیکه میتوانند روابطی موفق و رضایتبخش داشته باشند، مشخص کردند. این افراد:
1. فلسفهای سالم از زندگی با ایدآلهای مشخص دارند.
2. دوستی، احترام ، عشق بین آنها هر روز بیشتر میشود.
3. علایق و فعالیتهای مشترک زیادی دارند.
4. از همراهی یکدیگر لذت می برند.
5. اعتمادپذیر هستند و میتوانند اعتماد کنند، صادق و در عین حال موقعیتشناس هستند.
6. به یکدیگر وابسته اند.
7. از موفقیتهای همدیگر احساس غرور کرده و همدیگر را از ته دل تحسین میکنند.
8. به کار یکدیگر علاقهمند بوده و به آن احترام میگذارند.
9. در تصمیمگیریها مشارکت میکنند.
10. سعی میکنند کارهای خستهکننده و یکنواختی مثل کارهای خانه را با هم تقسیم کرده و آن را برای هم جذاب کنند.
11. امید و آرزوهایی واقعبینانه مرتبط با اهدافی قابل دستیابی دارند.
12. مسئولیت تصمیمات و رفتارهای خود را میپذیرند.
13. اگر لازمه رسیدن به اهدافشان ادامه تحصیل است، صبورانه ازدواجشان را برای این منظور عقب میندازند.
14. مشکلات را چالشهایی می بینند که باید بر آن فائق آیند.
15. قبل از تصمیمگیری نهایی برای انتخاب همسر، حداقل سه مورد دیگر را نیز بررسی و به طرق غیرمخرب برهم خوردن روابط را تجربه کرده اند.
16. میتوانند با وضعیت مالی موجود خود زندگی کنند.
17. از ضعفهای خود مطلع بوده و برای تغییر تلاش موثر نشان میدهند.
18. از انتقاد به طور هوشمندانهای استفاده میکنند اما تعادل را اینطور برقرار میکنند که تحسینها بیشتر از انتقادات باشد.
19. انسانهایی «واقعی» هستند.
20. میدانند که روابط رو به رشد به افراد کمک میکند به خود مطمئنتر شوند.
21. در فعالیتهای سالم فیزیکی شرکت میکنند--خوب غذا می خورند، ورزش میکنند و به اندازه کافی می خوابند.
22. کمتر از طعنه و کنایه استفاده میکنند، کمتر غر میزنند و شکایت میکنند.
23. از حرف زدن و گوش دادن به هم لذت میبرند، حتی اگر در مورد موضوعاتی باشد که باهم اختلافنظر دارند.
24. عشقشان جنونآمیز و عجلهای نیست (بیش از ۶۰ درصد از طلاقهای زودهنگام به علت ازدواج عجلهای است که در آن زوج بسیار جوان بوده، آشنایی زیادی با هم نداشته و مدت زمان نامزدی کوتاه بوده است).
25. همدل هستند و برای برآوردن نیازهای همدیگر تلاش میکنند.
26. با هم فرار نکرده اند (80 درصد زوجهایی که با هم فرار میکنند، طلاق میگیرند).
27. به همان اندازه که دوست دارند در رابطه دریافتکننده باشند، دهنده هستند.
28. از دوران نامزدی خود برای آشنایی کامل و رشد هرچه بیشتر عشقشان استفاده میکنند.
29. به دقت مشکلات و مسائلی که برایشان پیش میآید را بررسی میکنند، معایب و مزایای همه انتخابها را در نظر میگیرند. سعی نمیکنند درمورد مسائل مهم رابطهشان، با عجله نتیجهگیری کنند.
30. با احترام و محبت ازدواج میکنند نه از روی دلسوزی.
31. خانوادههای همدیگر را باوجود اشکالاتشان، دوست دارند.
32. در طول دوران نامزدی درمورد مسائل مختلف جنسی بحث میکنند.
33. از شوخی و شوخطبعی به صورتی درست و غیرمخرب استفاده میکنند.
34. از میزان محبت ارائه شده در رابطهشان راضی هستند.
35. سعی میکنند خصوصیات اخلاقی که برای همسرشان آزاردهنده است را تغییر داده و اصلاح کنند.
36. سعی نمیکنند بیش از حد به اشتباهات گذشته بپردازند، نگاهشان به آینده است تا چنین مواردی دیگر پیش نیاید.
37. قدرت بخشیدن دارند و از طرف همسرشان نیز بخشوده میشوند.
منبع : از میان ایمیلهای دریافتی در موضوع جوانان و انتخاب همسر:72: