کنجکاوی بیش از حد در گذشته کسی که عاشقشم....حالا میترسم از آینده
سلام دوستان و بزرگان عزیز
خواهش میکنم به من کمک کنید، به طور خلاصه مشکل من این هست:
من یه پسری هستم که توی زندگی با دختر های زیادی ارتباط داشتم، ولی مدتی بود که دلم میخواست ازدواج کنم چند وقتی بود که دیگه با کسی ارتباط برقرار نمیکردم تا طرف مورد نظر خودمو پیدا کنم.بالاخره حدود 6 ماه پیش با خانمی آشنا شدم که از هر نظر برای من مطلوب بود و با خواسته های من همسو بود. من خیلی بهش علاقه مند شدم باورم نمیشه شاید 90% همونی باشه که من میخواستم واقعا ما با هم راحتیم و مشکلاتمونو با گفتگو حل میکنیم.خلاصه من راضیم
من برای اولین بار بخاطر اینکه ببینم شریک زندگی من با من صادقه یا نه خیلی دنبالش بودم و خیلی در موردش تحقیق کردم تا دیدم هرچی بهم میگه راسته تا حالا هیچ دروغی ازش ندیدم.
اما نمیدونم چرا درباره گذشته اش ازش سوال کردم گذشته بدی نداشت به نسبت آدمهایی که من تا حالا دیده بودم اما به هر حال هر کسی تو سن اون احتمالا تا حالا با چند نفر آشنا شده دیگه (25 سالشه) فقط مشکل اینجاست که من گفتم اگه میخوای چیزی بگی باید کل گذشترو برام بگی اونم از 2 تا رابطه طولانی مدت برام گفت و بعدش گفت که اصلا مهم نبودن برای خود منم اصلا مهم نیست اما بعدها فهمیدم که با یه پسری دوست بوده که باهم تلفنی صحبت میکرده تو 16 سالگی و برای هم ایمیل میزدن چند بارم رفتن بیرون اینو به من نگفته بود و منم گفتم اینطوری اعتمادمو بهت از دست میدم چون قبلا قول داده بود همه چیزو گفته.
بعد از این اتفاق بهم گفت با دو نفر دیگه آشنا شده اما اصلا دوستی حسابشون نمیکرده که بخواد بهم بگه چون با یکیشون 1 هفته آشنا شده و یه بار بیرون رفته دفعه دوم فهمیده طرف 3 سال ازش کوچیکتره اما دروغ گفته بعد باهاش قطع رابطه میکنه. مورد دوم هم با یه پسری 2 هفته آشنا شده و چند بار بیرون رفتن اما پسره خیلی بهش گیر میداده و شکاک بوده و اینو دعوت کرده خونشون که این خانم نرفته و بعد باهم قطع رابطه میکنن.
مشکل اینجاست که الان من میترسم که به خاطر اینکه منو از دست نده بازم مثل دفعه قبل بهم دروغ گفته باشه و یا نگفته باشه رابطه اش در چه حد بوده با اینکه ایندفعه خیلی ناراحت شد و گفت ما میخوایم باهم ازدواج کنیم لزومی نداشته من بدونم این چیزارو.
نمیدونم اون الان با من صادقه اما در مورد گذشته بهم دروغ گفته بوده.نمیدونم چطوری بهش اعتماد کنم.شاید الان راست بگه شایدم نگه نمیدونم چیکار کنم. اما واقعا عاشقشم و مطمئنم بهم خیانت نمیکنه این دروغ هارو هم گفت بخاطر اینکه منو ناراحت نکنه درباره گذشته اش گفته. نمیدونم چطور ادامه بدم
RE: کنجکاوی بیش از حد در گذشته کسی که عاشقشم....حالا میترسم از آینده
دوست عزیز من هم دقیقا مشکل شما رو داشتم و خیلی در گذشته ی کسی که قرار ازدواج کذاشته بودیم کنکاش می کرد تا جایی که نزدیک بود همه چیز خراب شه و من تصمیم گرفتم مشورت کنم و او ن موقع بود که اکثرا به من گفتن اصرار نکن که گناهان گذشته ی کسی رو کشف کنی ,خیلی از مسائل مربوط به گذشتست و گذشته پس به جای سیر در گذشته آینده رو بساز
اینکه اون خانم با چند نفر بوده چیزی رو واسه شما عوض نمیکنه.گیر نده
RE: کنجکاوی بیش از حد در گذشته کسی که عاشقشم....حالا میترسم از آینده
سلام دوست عزیز.
به نظر من اگه ما بخوایم دنبال شکمونو زیاد ازحد بگیریم هیچ وقت برای شکهامون پایانی نیست..بلاخره همیشه ذهنمون یه چی پیدا میکنه که پی شو بگیره.
به نظر من شما با خودت صادق باش.خوب فکر کن خط قرمزهات برای همسر ایندت کجاست؟؟برای یکی خط قرمز رابطه جسمیه برای یکی کمتر یا بیشتر..ببین اگه با این دختر اشنا نشده بودی چه مرزهایی ملاکت بود.
بعد ببین این دختر ازاون مرزها رد شده یا نه؟؟
چند نکته رو هم در نظر بگیر:
خودت هم در گذشته روابطی داشتی..اگه اقتضای سنت میدیدی اون روابط رو،پس برای اون دختر هم همینطوره.
به جای اینکه امار بگیری با چند نفر بوده ببین چرا بوده؟؟علت اینکه با پسرها رابطه میگرفته چیه؟؟
علت اینکه اون روابط رو گذاشته کنار چیه؟بخاطرتو اینکارا رو گذاشته کنار یا خودش به این نتیجه رسیده که اون روابط مضربودن.
اگه اون دختر به میل و اراده خودش و با منطق این کارا رو کنار گذاشته میشه امید داشت بعد ازدواج هم همینطور بمونه..اما اگه یه تصمیم احساسی گرفته یا بخاطر تو گذاشته کنارچندان قابل اعتماد نیست.
پس کنجکاویت برای فهمیدن ته و توه روابطش رو بذار کنار و علتهاش رو پیدا کن.
یه سوال.اون دختراز روابط قبلی شما باخبره؟؟ازتون پرسیده؟؟شما تک تک موارد رو بهش گفتین؟؟
گفتن این موارد بطور کامل صداقت نیست..چون فقط باعث بدبینی طرف مقابل میشه.
موفق باشی
RE: کنجکاوی بیش از حد در گذشته کسی که عاشقشم....حالا میترسم از آینده
نقل قول:
نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
سلام دوست عزیز.
به نظر من اگه ما بخوایم دنبال شکمونو زیاد ازحد بگیریم هیچ وقت برای شکهامون پایانی نیست..بلاخره همیشه ذهنمون یه چی پیدا میکنه که پی شو بگیره.
به نظر من شما با خودت صادق باش.خوب فکر کن خط قرمزهات برای همسر ایندت کجاست؟؟برای یکی خط قرمز رابطه جسمیه برای یکی کمتر یا بیشتر..ببین اگه با این دختر اشنا نشده بودی چه مرزهایی ملاکت بود.
بعد ببین این دختر ازاون مرزها رد شده یا نه؟؟
چند نکته رو هم در نظر بگیر:
خودت هم در گذشته روابطی داشتی..اگه اقتضای سنت میدیدی اون روابط رو،پس برای اون دختر هم همینطوره.
به جای اینکه امار بگیری با چند نفر بوده ببین چرا بوده؟؟علت اینکه با پسرها رابطه میگرفته چیه؟؟
علت اینکه اون روابط رو گذاشته کنار چیه؟بخاطرتو اینکارا رو گذاشته کنار یا خودش به این نتیجه رسیده که اون روابط مضربودن.
اگه اون دختر به میل و اراده خودش و با منطق این کارا رو کنار گذاشته میشه امید داشت بعد ازدواج هم همینطور بمونه..اما اگه یه تصمیم احساسی گرفته یا بخاطر تو گذاشته کنارچندان قابل اعتماد نیست.
پس کنجکاویت برای فهمیدن ته و توه روابطش رو بذار کنار و علتهاش رو پیدا کن.
یه سوال.اون دختراز روابط قبلی شما باخبره؟؟ازتون پرسیده؟؟شما تک تک موارد رو بهش گفتین؟؟
گفتن این موارد بطور کامل صداقت نیست..چون فقط باعث بدبینی طرف مقابل میشه.
موفق باشی
--------------------------------------------------------------
ممنونم از راهنمایی شما، این خانم به من میگه دوست ندارم از گذشته ات بدونم چون ناراحت میشم فقط به طور کلی میدونه من با یه سری آدما رابطه داشتم.من خیلی دوسش دارم اون دفتر خاطراتشو بهم نشون داد و من دیدم مدتها با کسی ارتباط برقرار نمیکرد و تنها بود چون احساس میکرده که همه پسرها اونو برای سو استفاده میخوان....من خداییش الان بهش اعتماد کامل دارم