وسواس فکری،کمبود ارده و اعتماد به نفس در انتخاب همسر
پسر 25 ساله و دارای شرایط ازدواج هستم.یکی از ملاک های اصلی من برای ازدواج ظاهر همسرم بوده و حساسیت زیادی روی این مساله دارم.به طوری که توی 8 موری که به خواستگاری رفتم ، نتونستم تصمیم گیری درستی داشته باشم.
مشکل اینجاست که این حساسیت به نوعی وسواس فکری تبدیل شده و در نتیجه به طور کامل اراده و قدرت تصمیم گیری رو از دست می دم و همیشه ترس دارم که بعد از ازدواجم هم این حساسیت رو داشته باشم.(ذهنم به شدت درگیر میشه.اشتهامو از دست میدم.اضطراب و دلپیچه شدید میگیرم)
تو یکی از موراد خواستگاری تا 90 در صد ظاهر دختر خانم رو پسندیدم.بعد از جلسه خواستگاری حالم خوب بود و جوابم مثبت بود.اما فرداش این وسواس فکری به سراغم اومد و حالمو به شدت به هم ریخت که در نهایت دوباره نتونستم تصمیم بگیرم و جوابم منفی شد.
در حال حاضر از دید خانواده و اطرافیان نزدیکم ،تبدیل به یک انسان بدون اراده و گاهی اوقات دهن بین شدم.
اینم بگم این وسواس فکری رو توی دوران تحصیل هم توی برخی از بازه های زمانی داشتم.مثلا ترس و واهمه بی دلیل از یک درس و نداشتن اعتماد به نفس کافی.
کمکم کنین بتونم این مساله مهم که زندگیمو به نوعی داره خراب می کنه ، حل کنم.
RE: وسواس فکری،کمبود ارده و اعتماد به نفس در انتخاب همسر
سلام آقادوماد آینده به تالار خوش آمدید:328:
اینکه شما برای ازدواج استرس داری بسیار طبیعیه اگه نداشته باشی مشکوکه ولی اینکه این استرس بخواد اینجوری بهمت بزنه غلطه
پس راههای کاهش استرسو یاد بگیر
فک کنم شما توی یه بازه زمانی کوتاه چندین جا خواستگاری رفتید اگه اینطوره طبیعیه دچار سردرگمی بشید
و اینکه اطرافیانتون بهتون بی اراده و دهن بین میگن شاید نیاز به تحقیق داره چون شما همون کار کردید و نشون دادید که حرف بقیه براتون مهمه آخه گفتید"به یک انسان بدون اراده و گاهی اوقات دهن بین شدم" که میتونستید اصلا این حرفو نشنیده بگیرید
موفق باشید وشاد شادشااااااااد :321:
RE: وسواس فکری،کمبود ارده و اعتماد به نفس در انتخاب همسر
واقعا ممنون از پاسختون.
بذارین بیشتر موضوع رو باز کنم.من توی یکی از تجربه های خواستگاریم دختر خانم رو اونجور که باید از لحظ ظاهر نپسندیده بودم.اما بازم جلسه دیگه گذاشتیم و رفتم دو جلسه با دختر خانم حرف زدم.اما با وجود اینکه همچنان وسواس فکری روی ظاهر دخترخانم داشتم جلو رفتم.باخودم می گفتم ظاهر قابل حله و برام عادی می شه و حیفه این دختر که واقعا دختر پاک و خوبی هستش رو از دست بدم.
جلو رفتم تا روز آزمایش! حتی ازمایش هم رفتیم اما بعد از آزمایش دیگه نتونستم ادامه بدم و همه از حال بد و آشفتم خبر دار شدن.خلاصه اینکه با آبرو ریزی ازدواجو بهم زدم.این شد برام یه تجربه تلخ.
توی خواستگاری جدیدی که رفتم ،دختر خانم تا حد زیادی به دلم نشست.اما فردای اون شب نمی دونم چی شد که دوباره این افکار اذیت کننده و استرس اور و وسواس شدن روی ظاهر دختر خانم اومد سراغم.بی دلیل تو ذهنم گیر دادم به یه اجزای صورتش و دوباره حس و حالم بهم ریخت.
به خانوادم گفتم برای بار دوم بریم خونه دختر خانم واسه صحبت که یه بار دیگه دختر خانم رو ببینم.چون احتمال میدادم با دیدنش این وسواس فکری و استرسم حل بشه.اونام میگن این کار اشتباهه و تو دودلی و توانایی تصمیم گیری نداری و اگه به دلت می نشست این افکار به سراغت نمیومد و حالت بد نمی شد.چون شهرمون کوچیکه و امکان تعدد رفتن به خونه دختر نیست ، بازم کنار کشیدم و با حسرت بیخیال دختره شدم.خواهش می کنم کمکم کنین.
در ضمن فاصله بین تجربه تلخ خواستگاری قبلیم تا این مورد جدید 4 ماه هستش.
RE: وسواس فکری،کمبود ارده و اعتماد به نفس در انتخاب همسر
[color=#2F4F4F] سلام دوست عزیز!
هر احساسی که از حد بگذره و آزار دهنده باشه زنگ خطره از یک درگیری ذهنی و ذهنی آشفته!
خب یک ذهن آشفته مطمئنا نمی تونه قاضی خوبی باشه و تصمیم گیری در این مواقع با ضریب اشتباه زیادی همراهه.
در قدم اول از عامل استرس زا فاصله بگیر و ذهنت رو آروم کن.
برای غلبه بر وسواس فکری که بهش دجار شدید یک مشاور میتونه خیلی کمک کننده باشه
وقتی به ثبات نسبی ذهنی رسیدید تصمیم بگیرید.
این لینک رو میذارم مطالعه کنید:
بهترین شکل تصمیم گیری