-
داروخانه درون شماست
داروخانه درون شماست
معمولا اغلب افرادی که در مواجهه با مشکل سختی قرار می گیرند، دچار احساس اضطراب و یاس می شوند و حتی ممکن است کنترل خود را از دست بدهند و یا اینکه دائما در جستجوی منشاء بیرونی برای یافتن علت مشکلات و حل کردن آن هستند و دوست دارند همیشه مشکلات خود را به گردن دیگران بیندازند و فرد دیگری را مقصر اعلام کنند.
حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) در یکی از اشعار خود عبارتی را بیان کرده اند که شاید بتوان گفت برای خود سازی، بی نظیر است. حضرت در دیوان معروف خود با این عبارت می فرمایند:
دواوک فیک و ما تشعر و داوک منک و ما تنظر
"دوای تو در وجود توست و تو نمی دانی و درد تو از خود توست و نمی بینی."
به نظر می رسد اگر لطف خداوند متعال شامل حال ما شود و معنای این شعر مولا را درک کنیم، موفق شده ایم تا اولین گام را برای حل تمامی مشکلات را، برداریم.
تصور کنید به محض بروز هر مشکل یا نگرانی به خود رجوع کنیم و با درون خود ارتباط برقرار کنیم و به گفتگو بنشینیم. وقتی به این نتیجه برسیم که خود ما می توانیم ایجاد کننده برخی از مشکلات و از بین برنده انها باشیم، امکان دلگیر شدن از حرف و اعمال دیگران، به شدت کاهش می یابد.
به این ترتیب همواره در حین انجام عملی و یا قبل از انجام آن، به این موضوع می اندیشیم که آیا انجام این عمل صحیح است یا خیر و یا اینکه چه عواقب و نتایجی را به دنبال خواهد داشت؟
وقتی روح انسان به چنین چیزی عادت کند، به تدریج رشد می کند و بزرگ می شود و کسانی که روح بزرگی دارند، در گیر و دار روزگار، کمترین آسیب را می بینند.
قدم بعدی برای کسی که توانسته است چنین امر مهمی را در زندگی خود پیاده کند، همانطور که گفته شد این است که رشد می کند و به کمالات اخلاقی نزدیک می شود. این وعده ای الهی است که خداوند متعال به ما داده است که اگر کسی به قسمتی از دانسته های خود عمل کند، با هر قدمی که در این مسیر بر می دارد، پیش پایش روشن می شود و می تواند قدم های بعدی را هم بردارد.
یعنی عمل کردن به کوچکترین چیزهای مناسب و شایسته ای که شنیده ایم، موجب می شود تا این دانسته ها همچون چراغی در دستان ما قرار گیرند و راه را برای ما روشن و واضح سازند. اما چنانچه چیزی را فهمیدیم و به ان عمل نکردیم، همچون کسی هستیم که چراغ روشن را در دست دارد و مسیر درست را هم می بیند اما متوقف شده و هیچ حرکتی نمی کند. برای چنین کسی رسیدن به مقصد، غیرممکن است.
طبق روایت "هر کس به آن چیزی که می داند، عمل کند، خدای متعال او را به آنچه نمی داند هم آگاه می سازد."
فراموش نکنید که انسان با تمرین و ممارست و البته با تحمل سختیهاست که می تواند بزرگ شود و رشد کند و همیشه افرادی که در سختیها رشد کرده اند، توانسته اند تاثیرگذار و مفید باشند
این یک اصل مهم و واقعیتی زیبا است. به راستی هر کس در تنهایی خود می تواند قضاوت کند که به چند درصد از انچه می داند، عمل می کند؟ البته منظور از دانسته ها، دانسته هایی است که مورد رضایت و توجه خداوند است و ما را به کمال می رساند. این همان چیزی است که انسان را به سعادتمندی نزدیک می کند.
آنچه مشخص است اینکه در این مسیر، نمی توان به کلی گویی و بیان مطالب اکتفا کرد. برای کسی که طالب علم است لازم است که تلاش کند و زحمت بکشد و تنها با بیان اینکه به درس علاقه مندم، نمی تواند به کسب مدارج علمی دست یابد.
فراموش نکنید که انسان با تمرین و ممارست و البته با تحمل سختیهاست که می تواند بزرگ شود و رشد کند و همیشه افرادی که در سختیها رشد کرده اند، توانسته اند تاثیرگذار و مفید باشند. بنابراین از سختیها نترسید و در تمامی لحظات زندگی به درون خود مراجعه کنید و در پی تربیت نفس خویش باشید.
گر مرد ره ای، میان خون باید رفت از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مگو خود راه بگویدت که چون باید رفت
منبع
-
حرفهایی از جنس زندگی:82::82:
قانونی برای همه.......
http://up.behtarin.com/uploads/thumbs/b87d1b73d51.jpg
سالها قبل، یک متخصص مدیریت به نام «پارتو» قانون مهمی را بیان کرد:
«ما برای انجام همهی کارها وقت نداریم، ما برای انجام همهی کارها پول نداریم، اما برای انجام مهمترین کارها، وقت و پول داریم.»
بنابراین یکی از «مهمترین کارها» این است که تعیین کنیم «مهمترین کارها» برای من کداماند.
به این کار «اولویتبندی» یا میگوییم.
اگر «اولویتبندی» نداشته باشیم، وقت و پول خود را صرف کارهایی میکنیم که از درجهی دوم یا حتی سومِ اهمیت برخوردارند، آنوقت برای کارهای درجه یک خود، وقت یا پول کافی نداریم. علاوهبر وقت و پول، در دیگر زمینهها هم ما دچار «محدودیت منابع» هستیم.
برای نمونه، در زمینهی «اعتبار»؛ ما در بین مردم، اعتباری داریم، اما این اعتبار، «بینهایت» نیست. اگر اعتبارمان را در جایی خرج کنیم که از درجهی اهمیت پایینی برخوردار است، در جاییکه از درجهی اهمیت بالاتری برخوردار است، «اعتبار» کم میآوریم!
«سعدی» این مطلب را به زیبایی بیان کرده است: «سخن کم گوی تا در کار گیرند»
اکنون قانون «پارتو» را در حیطههای مختلف زندگی بیان میکنیم:
معیارهای زندگی:
همهی سلیقههای من را دیگران نمیتوانند برآورده کنند، پس لازم است بهوضوح و روشن بیان کنم که مهمترین اصولِ من در زندگی کداماند. آنگاه دیگران میتوانند در مراوده با من، مهمترین اصول و ارزشهای مرا رعایت کنند.
روابط با انسانها:
همهی انسانها را نمیتوان راضی نگهداشت اما میتوان مهمترین انسانها را راضی نگهداشت. پس لازم است تکلیفِ خودم را روشن کنم که مهمترین انسانها در زندگی من چه کسانی هستند و بیشترین سرمایهگذاریام را روی چه کسانی لازم است انجام دهم.
لذتها:
من نمیتوانم از همهچیز، لذت ببرم. برای برخی لذتها، لازم است از برخی دیگر از لذتها بگذرم، پس لازم است برای خودم تعریف کنم اولویتبندی لذتهای زندگی، برای من چگونه است. به عبارت دیگر، چه چیزی را به چه چیزی میفروشم.
اظهارنظر:
من نمیتوانم در مورد همهچیز اظهارنظر کنم. لازم است مهمترین جنبههایی که دغدغهی اظهارنظر در آنها را دارم، مشخص کنم و دانش خود را در آن زمینهها بالا ببرم.
چند نمونه:
- یک چهرهی مشهور و سرشناس نمیتواند بهراحتی در خیابان بایستد و از یک گاری، لبو بخرد و در کنار خیابان از لبوی داغ خوردن، لذت ببرد! پس لازم است تکلیف خود را روشن کنید.«شهرت» را بیشتر دوست دارید یا «لبو» را؟!
- یک فرد خوشاندام، نمیتواند هر غذایی را که دوست دارد، بخورد. حفظ یک اندام زیبا، نیازمند انضباط غذایی است! یکبار دیگر باید تکلیف خود را روشن کنید، «اندام زیبا» برایتان مهمتر است یا «کیک خامهای»؟!:star:
روانشناسی و مشاوره - حرفهایی از جنس زندگی
-
چگونه الهه شادی خود باشید؟
آیـا تا کنون از خود سوال کرده اید که هدف شما در زندگی چیـست؟ بـرای چـه بـه ایـــن دنیا آمده اید؟
شما تنها برای شـاد زیستن به این دنیا قدم نهاده اید و سرنوشت شــمـا چیزی جز سعادتمندی و شادکامی نیست. شاید فکر کنید چـنـیـن اتـفـــاقی فقط در افسانه ها رخ می دهـد و فــقــط شاهزاده های فیلم های والت دیزنی زندگی سراسر شاد و به دور از هر گونه غم و غصـه ای دارنــد. اما اگر این روزها زیــاد تـلویزیون نگاه کنید متوجه می شوید که همه چیز با یـک تــحول شگرف امکان پذیر خواهد بود. یک تغییر فقط و فــقــط در راه رسیـــدن بـــــه خوشحالی.
البته این تغییر تا حــــدودی بــا تــغیــیراتی که در فیلم های تلویزیونی اتفاق می افتد، متفاوت است. زیرا تنها یک تغییر فیزیکی نیست. بلکه احساسات و عواطف و روح شما را نیز در بر می گیرد. تغییر فیزیکی تنها شامل جسم شما می شود. مربوط به بدن و چیزهایی است که شما قادر به دیدن آنها هستید. اما بهزیستی عاطفی باعث ایجاد شادی حقیقی در اعماق وجود شما می شود و بهزیستی روحی باعث برقراری ارتباط بین شما و خود واقعی تان می شود.
سبب میشود تا شما هر چه بیشتر به الهه معصوم وجودی خود نزدیک شوید.
در اینجا سه راه برای رسیدن به شادکامی بیان شده است:
1- برای جسم و محیط اطراف خود احترام قائل باشید: فضایی که در آن زندگی می کنید، مثل: منزل، محل کار، حیات خانه و حتی اتومبیل شخصیتان انعکاسی از درون شما است. این مکانها را با وسایلی که از نگاه کردن و استفاده از آنها لذت می برید: کارهای هنری، گل های طبیعی و .... همچنین وسایلی که شما را به یاد خاطرات خوش ایام گذشته می اندازند: قاب عکس، کادو و... پر کنید. البته سعی کنید اطراف خود را خیلی هم شلوغ نکنید تا انرژی مثبت همیشه بتواند در اطراف شما به گردش درآید و در نهایت به درونتان نفوذ کند. استفاده از یک چنین چیدمانی همه چیز را در دسترس شما قرار می دهد و هیچ گونه به هم ریختگی وجود ندارد تا شما را از پرداختن به مسایل مهم بازدارد.
از توجه به بدن خود غافل نباشید. از غذاهای مقوی استفاده کنید و ورزش کردن را نیز فراموش نکنید. انجام تمرین های ورزشی باید به صورت جزء لاینفک زندگی روزمره شما در آید. حتما لازم نیست برای آن یک برنامه ریزی طولانی مدت داشته باشید، تنها میتواند به سادگی بالا رفتن از پله های خانه، باغبانی کردن، قدم زدن و یا حتی بازی کردن با بچه ها باشد. البته اگر بتوانید زمانی را برای رفتن به باشگاه ورزشی در برنامه روزانه خود بگنجانید، کار بی نظیری انجام داده اید. برای ایجاد انگیزه هم می توانید این کار را با همکاری یکی از دوستان یا همکاران شروع کنید و یا از مربی بدن سازی کمک بگیرید.
2- به عواطف و احساست خود دامن دهید:احساسات بخش جدا نشدنی وجود شما هستند. شما همواره باید نسبت به آنها قدردان باشید و در پروراندن آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنید. البته این بدان معنا نیست که در راه رسیدن به شادکامی احساسات منفی خود را مدفون کنید. اگر شما احساسات منفی خود را درک نکنید صرفا باعث طولانی تر گشتن و عمیق تر شدن آنها می شوید. برای اینکه از شر آنها خلاص شوید باید با آنها روبه رو شوید. کارهایی را انجام دهید که باعث ایجاد احساس لذت در شما می شوند. وقت خود را با افرادی صرف کنید که از صمیم قلب دوستشان دارید، رقص و پایکوبی کنید و مشکلات خود را با دوستانتان در میان بگذارید.
رسیدن به خوشحالی کار آسانی است ، فقط باید با تمام وجود آنرا بخواهید. عده ای با خوردن بستنی شکلاتی مورد علاقه شان شاد می گردند، چرا شما نباید جزء این دسته از افراد باشید. اگر برای رسیدن به شادی، لازم است تا در کاری زیاده روی کنید، پس منتظر چه هستید؟ همین حالا شروع کنید. انجام این کار یک بار در سال کاملا منطقی به نظر میرسد. به خود اجازه دهید تا در چیزهایی که شما را خوشحال میکنند غوطه ور شوید. به خود بقبولانید که استحقاقش را دارید حال چه مسئله مالی باشد چه زمانی و چه خوراکی. به دور از هرگونه احساس گناه، مطابق میل درونی خود عمل کنید.پرورش احساسات، وجود شما را شادتر، بخشنده تر و دوست داشتنی تر میسازد.
3- با الهه وجود خود ارتباط برقرار کنید: همه ما در مورد "شم زنانه" افراد چیزهایی شنیده ایم. حقیقتا الهه وجودی چیست و چگونه می تواند شما را در شاد زیستن یاری کند؟ این الهه همان صدای درونتان است که شما را به سمت خود فرا می خواند. او با شما صحبت میکند: " این شغل را قبول کن؛ با اون آدم ارتباط برقرار نکن؛ از اون طرف برو و ...". همیشه از شما محافظت میکند و در موارد زیادی زندگی شما را از خطر نابودی نجات می دهد. آیا این مسائل باعث ایجاد شادی در شما نمی شوند؟ او به شما اجازه می دهد که بدانید و بدون اینکه در مورد برخی مطالب فکرکنید اطلاعات دقیق و بی نظیری در اختیار شما قرار می دهد.
متاسفانه درجهان مدرن امروزی ما نیاموختیم که چگونه میتوانیم بینش خود را نسبت به مسائل پیرامون خود افزایش دهیم. همانطورکه اگر عضلات بدن تحرک نداشته باشند از کار خواهند افتاد، اگر روح شما نیز پرورش نیابد ، بینش خود را از دست خواهد داد. راههای متفاوتی برای برقراری ارتباط با الهه درونی تان وجود دارد. آسان ترین راه، انجام دادن حرکات مدی تیشن (مراغبه) است. این حرکات برای افراد مختلف متفاوت است. همه ملزم نیستند که چهار زانو بنشینند، عود روشن کنند و زیر لب ورد بخوانند. برای رسیدن به آرامش می توانید در یک پارک قدم بزنید، درست تنفس کنید و یا به یک موسیقی آرام بخش گوش فرا دهید. هر کاری که دریای متلاطم ذهن شما را آرام سازد و باعث ایجاد برقراری ارتباط با خود حقیقی تان شود، مدی تیشن به حساب می آید.
روی این مطلب تمرکز کنید و تمام وجودتان ، جسم، احساسات و روح خود را پرورش دهید. این کار از شما انسانی سالم تر و شادتر می سازد. پس همین حالا راه بیفتید و در جعبه شکلاتهای خود را باز کنید و هر کدام را بیشتر دوست دارید بردارید و به دهان خود بگذارید تا شیرینی آن تمام وجود شما را در بر گیرد؛ فقط بعد از آن پیاده روی فراموش نشود.
:82:http://www.zanrooz.com/1388/05/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%8A%D8%AF%D8%9F/
-
امیدوار باشید تا كامیاب شوید
http://img1.tebyan.net/big/1382/10/1...1387348146.jpg
1- خدا امید و خواب را برای جبران غم های زندگی به ما ارزانی داشته است.
2- ناامیدی اولین گامی است كه انسان به سوی گور برمی دارد.
3- یأس در كارها خودكشی است.
4- امید و آرزو آخرین چیزی است كه دست از گریبان بشر بر می دارد.
5- داشتن ظرفیت امید مهمترین حقیقت زندگی است، زیرا مقصود و توانِ رسیدن به حقیقت را برای انسان فراهم می سازد.
6- آن زندگی كه به امید فردا بگذرد ، یك روز عقب مانده است.
7- زندگی غافلان به دو بخش تقسیم می شود : نیمه اول به امید و نیمه دوم در حسرت نیمه اول.
8- امید، رؤیای بیداران است.
9- خوب زندگی كردنِ امروز هر دیروزی را به رؤیایی از خوشبختی و هر فردایی را به چشم اندازی از امید مبدل می كند.
10-كسی كه به عرصه ی ایمان گام می نهد ( به آن مقام هستی كه نهایت آرزو است) به حریم حیات داخل می شود.
11-مال و ثروت، سرانجام انسان را تباه می كند و دام آرزوها را گسترده می دارد.
http://img1.tebyan.net/big/1382/10/2...3931472011.jpg
12-آرزو برای انسان ها رحمت است. اگر آرزو نبود هیچ مادری به فرزند خود شیر نمی داد و هیچ باغبانی درختی در زمین نمی كاشت.
13-آرزو چون سراب ، دارای نمای فریبنده ای است كه حقیقت ندارد.
14-شما همیشه ترجیح می دهید كه زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر. به همین دلیل است كه در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید.
15-اگر می خواهید پیروز شوید امیدوار باشید.
16-بهترین وسیله برای فتح و پیروزی امیدواری است . اگر می خواهید پیروز شوید امیدوار باشید.