جواب برای فرشته کارشناس و دوستان دیگر
سلام.ممنون از شما . من آرزو داشتم که آدمی باشم که نسبت به خانواده خود خواه باشم پر انرژی و اهل پیشرفت باشم.الآن کل هم و غمم و ناراحتیم مادرمه که خودشو راحت به بقیه میسپاره.انواع عمل زیبایی میکنه و به سلامتیش اهمیت نمیده.پدرم از کار افتاده.هر شب خواب بد میبینم.هر روز ناراحتم.نا امیدم.دارم درمان هورمونی میکنم.میترستم زبونم لال خانوادم و از دست بدم.من با 1 کلمه بشنوم زود میشکنم.شدیدا درون گرا هستم.بسیار اهل فکر کردن و حرص خوردن و تصویر سازی و تصاویر هندی!!! مثل مرگ عزیز و ... و گریه هستم.اهل خود خوریم.هی میگم با این شرایط چرا همسرمو راه دو انتخاب کردم که نتونم حد اقل با کمک اون زحمات خانوادمم هم زمان جبران کنم.وحشت دارم راه دور زندگی کنم.تو حال و هوا بودم ازدواج کردم.همسرم خوبه.گفته میاد شهر من و بعد از چند سال برمیگردیم شهرش .اما از دوری وحشت دارم.چه کنم ... . وقتی پیش خانوادمم نگران شوهرمم وقتی پیش شوهرمم نگران خانوادم.رسما داغون شدم.روی هوام.دوست دختر ندارم که همدمم باشه.چه کنم؟هر بار میخوام برم پیش شوهرم از راه طولانی از دوری از تفاوت فرهنگ اینقد عصبی میشم که چشمام تار میبینه و حالت تعوع میگیرم.شبا خواب بد میبیننم.یکم واسم مثال بزنید آروم شم.جدیدا برنامه هامو رو کاغذ مینویسم.اتاقمو مرتب میکنم.خیلی خیلی کم احساسم بهتر شده.البته نسبت به خودم.من ارضا روحم تو خدمت به خانوادمه.وقتی یه بد بختو میبینم تا 2 روز داغونم.من اهل کار ادری نیستم.ولی هنر و ورزشو دوست دارم.ولی نمیدونم چطور در آمد کسب کنم.من نمیتونم تو شرکت کار کنم زیرا بسیار شکننده ام.من قبلا پرخاشگر بودم با خانوادم.خیلی بهتر شدم ولی شکنندهتر و داغونتر شدم.افسرده شدم.عذاب وجدان منو میکشه که چرا با خانوادم پرخاش کردم.و اینکه نکنه از دستشون بدم.وسواس فکری پیدا کردم که مثلا اگر یک کار رو 5 بار انجام ندم مادرم زبونم لال پیشمرگش شم میمیره.و همش تو ذهنم اونو با کفن میبینم و هی آیت الکرسی میخونم و هی میگم خدایا 1 ساعت زودتر از عزیزام بمیرم.همش بغض دارم نگرانم.میترسم بخاطر نگرانی مرض قند بگیرم و از پا بیوفتم.من تو رشته دانشگاهیم بر خلاف علاقم مهندس شدم.دوست داشتم مشاور یا مددکار یا نقاش یا هنری شم.نه دیگه پولشو دارم نه میدونم چه کنم.کمکم کنید دوستان.کمکهای کاربردی که به روحیه ام تازگی بده.آیا بیمارم؟
مسئله دیگه...میترسم سر این وسواس و تلقین زبونم لال خانوادم طوریشون شه. چون بارها شده از بس تلقین کردم مثلا با شوهرم دعوامون شه در حد جدایی این شده . احساس میکنم تلقین قدرت فراتر از منه.این نوشته ها از طریق یکسری مقالات شده اسطوره ی بنده.
RE: جواب برای فرشته کارشناس و دوستان دیگر
سلام
عزيزم اول يه عنوان مناسب براي تايپيكت انتخاب كن توپست بعديت عنوان جديدتو بنويس و از مديران تالاربخواه عوضش كنن
اگه تايپيك قديمي داري و براي كمك به تايپيك قبليت نياز داري لينكشو تو اين تايپيك بذار
اميدوارم مشكلت حل شه و شادوموفق باشي
RE: جواب برای فرشته کارشناس و دوستان دیگر
سلام خواهرم،
چند سال داريد؟
چند سال هست كه ازدواج كرديد؟
از چه زماني متوجه اين حالات خود شده ايد؟
آيا تا كنون به روانپزشك يا مشاور مراجعه كرده ايد؟
چرا درمان هورموني مي شويد؟ چگونه اين درمان را انجام مي دهيد؟
نتيجه آخرين سونوگرافي؟
نتايج آخرين تست هورمونال شما با جزئيات لطفا؟
به نظرم شما از نظر رواني سالم هستيد فعلا!
تمام مشخصاتي كه گفتيد جوابش يك كلمه است: شما مضطرب هستيد!
مساله اضطراب شما و اثرات فيزيولوژيك اون اهميت زيادي در حل تمام اين مسائل داره!
و تدريجا مشكلتون حل مي شه
منتظر جواب شما هستم