سلام
پسری هستم 24 ساله که سه سال پیش افسردگی و اضطراب شدید گرفتم و بدون دکتر رفتن و دارو خوردن با ورزش و تغییر عادتها و... الان خیلی بهتر شدم.مشکلم اینه که از بچگی میخواستم با دختر عموم ازدواج کنم ولی الان که این مشکل برام پیش اومده نمیدونم چیکار کنم.من یکسال دانشگاهم طول میکشه و بعد هم باید برم خدمت.میخواستم تا جایی که امکان داره (تا خوب شدنم)این موضوع رو به تاخییر بندازم ولی با توجه به شرایط اگه بیشتر صبر میکردم طرفم رو از دست میدادم!(همین الانم خیلی دیر شده).یک ماه پیش خانوادم با عموم بحث ازدواج رو مطرح کردند و عموم رضایت داد وگفت دختر و پسر باید بشینند وصحبت کنند.وقراره تا چند روز اینده ما بریم برا صحبت کردن.
حالا یکی از خواسته های اونا این خواهد بود که من از شهرستان باید برم و برای همیشه تهران زندگی کنم.ومن با مشکلی که دارم الان حتی یک روز رو هم نمیتونم دور از شهر و خانوادم باشم.حتی برای رفتن و صحبت کردن هم الان استرس شدیدی گرفتم.و از طرفی با حالی که دارم تموم کردن دانشگاه و رفتن به خدمتم هم جای سوال داره که میتونم یا نه.خلاصه الان نمیتونم تصمیم بگیرم.از طرفی ایدال ترین گزینه برای من به نظر اطرافیان و خودم هم همین گزینه هست و اگه رفتن به تهران رو قبول نکنم این وصلت به هم میخوره.
با توجه به وقت کمی که دارم خواهشا کمک کنید.
