-
زندگی به آخر رسیده من
با سلام وآرزوهای فشنگ برای همه
من دختری فوق العاده حساس و زودرنجم که بزرگترین ترسی که تو زندگی داشتم این بودکه مبادا بعد ازدواج بعد 10-15سال از چشای همسرم بیفتم..
حالا1سال و2ماه از ازدواجم میگذره و به خاطر اختلافات شدید فرهنگی این اتفاق برام افتاده ومن بقدری اززندگی ناامیدشدم که حس میکنم مرده متحرکم....
کمکم کنید
-
سلام شیوای عزیزم
خوش اومدی
عزیزم نیازی نیست که افسرده باشی. می تونی برای اصلاح زندگیت تلاش کنی. پس اولا این احساس مرده متحرک بودنت رو کنار بذار و ثانیا به سوالات زیر جواب بده
تو و همسرت چند سالتونه و تحصیلاتتون چقدره ؟
چطور با هم آشنا شدید ؟
چه مدتی نامزد بودید؟
منظورت از اختلافات فرهنگی چیه ؟ می تونی چند مورد که باعث اختلاف تو و همسرت شده برامون مثال بزنی ؟
الان وضعیت زندگیت و رابطه ت با همسرت چطوره ؟
-
من 70ام .شوهرم57.من دانشجوی ترم 1بودم وایشون استادم.ترم2 نامزد شدیم.حالامن ترم5کارشناسی وایشون فوق دکترا.9ماه نامزدبودیم ومتاسفانه باهم بدون هیچ رابطه ای زناشویی زندگی کردیم.چون دانشگاه من دور ازشهرم بود.یه نمومه....
تو خونواده پدریم مابافامیل دور دست نمیدیم.توعروسیای مختلط نمی رقصیم..وخیلی چیزای مهم تر...
-
خداااای من !!
دو دهه اختلاف !!
ازدواج یه دهه هفتادی با یه دهه پنجاهی !!
عزیزم علت انتخاب این آقا چی بود ؟ چه چیزهایی در ایشون دیدی که با وجود این اختلاف سنی ایشونو پذیرفتی ؟ یه کمی در مورد شروع رابطه تون توضیح بده . آیا این آقا همون اول اومد خواستگاری شما و از طریق خانواده با هم آشنا شدین یا خودتون ؟
در مورد اختلافات فرهنگی هم برامون بگو
متاسفانه خیلی کوتاه توضیح میدی . این باعث میشه نشه به شما کمک کرد !
مثلا موضوع دست ندادن با فامیل چطور باعث ایجاد دعوا میشه ؟
ایشون دست میده و شما ناراحت میشی ؟
یا شما دست نمیدی و ایشون ناراحت میشه ؟
گفتی و مسائل مهم تر
لطفا در مورد اون مسائل مهم تر هم توضیح بده
- - - Updated - - -
آیا وقتی نامزد بودی در خونه ایشون زندگی می کردی؟ اون موقع متوجه اختلافی بینتون شدی؟