بازگشت خواستگار سابق و دودلی من
با سلام دوستای عزیزم من دختری 26 ساله هستم
یکسال پیش پسر صاحبخونمون از من خواستگاری کرد منم ازش خواستم قضیه رو به خونوادش بگه بعد بیاد سمتم
ایشونم گفتن و اعلام کردن مادرشون موافقن و پدرشون مخالف منم قضیه رو به خونوادم گفتم
قرار شد چند ماهی در ارتباط باشیم بعد بیان خواستگاری
ولی هر چی که میگذشت خونوادش بهونه میاوردن برای خواستگاری نیومدن
اینم بگم ایشون 1 سال و 9 ماه از من کوچیکتر بود ولی ما در مورد سن مشکلی نداشتیم
ولی اختلاف سلیقمون زیاد بود و دعواد داشتیم محدودیتایی که واسه من میذاشت خیلی زیاد بود تا حدی که دچار افسردگی شدم ولی چون همو خیلی دوست داشتیم ادامه میدادیم
تا اینکه پدر ایشون با توهین به من و پدرم رابطه رو بهم زد و اینقد به پسرشون فشار اوردن که منو پس زد من حال روحی فوق العاده بدی داشتم
هر روزم گریه بود و زجه بالاخره به هر زوری بود خودمو اروم کردم
و ما از خونه اونا بلند شدیم و به جای دیگه رفتیم
ولی این اقا پشیمون شد و برگشت ولی من دیگه نتونستم بپذیرمش
چون اوایل برگشتش میگفت فقط دوست باشیم
قصدش انتقام از خونوادش بود
هر بار گفت من نه گفتم
الان برگشته میگه قصدم ازدواجه
ولی با نه گفتن من ایشون منو تحقیر میکنن و میگه من بهشون عشقی نداشتم و تظاهر بوده و کلا شخصیت منو زیر سوال میبرن
در این بین 2 ماه بعد جدایی پسر عمم از من خواستگاری کرد من با در نظر گرفتن اخلاق ایشون و غیره همه حرفامونو زدیم و به جاهای خوبی رسیدیم
و خونوادشم راضین و میخوان بیان خواستگاری
در مورد رابطه گذشته هم بهش گفتم و هیچ مشکلی نیست
ولی خواستگار سابقم خیلی اذیتم میکنه و روح منو تخریب میکنه
واقعا نمیدونم چیکار کنم
ببخشید خیلی طولانی شد